یا ایتها النفس المطمئنه . . . و ادخلنی جنتّی .
این فرزندان امانت هایی هستند که خداوند به دست شما داده و هر زمان که ارائه کند این امانت را پس خواهند گرفت پس چه بهتر که این امانت را زمانی تقدیم کنیم که رضای خداوند در آن باشد.

 

 وصیت نامه شهید اکبر شاهقلیان

یا ایتها النفس المطمئنه ... و ادخلنی جنتّی .

ای نفس مطمئن به سوی پروردگارت بازگرد و هم او از تو راضی است و هم تو از او راضی هستی پس داخل ... شو و داخل بهشتم بشو.

اینجانب اکبر شاهقلیان فرزند علی قلی شاهقلیان در راأس ساعت دو بعد از ظهر در کمال صحت و سلامتی از لحاظ جسمی و روحی قرار دارم و در سنگر جبهه شلمچه نشسته و این وصیت نامه را می نویسم.

با سلام و درود به امام زمان و نائب بر حقش امام خمینی و تمامی کسانی که برای اسلام و انقلاب اسلامی مخلصلنه زحمت می کشند و از جان و مال خود دریغ نمی کنند البته من کوچکتر از آنم که بخواهم سخنی را از باب نصیحت به عرض برسانم اما مطلبی را به عنوان تذکر برای شما عزیزان می نویسم.

تذکر اول برای کسانی که می گویند اگر به جبهه برویم زن و فرزند ما را چه کسی نگه می دارد و به نظر من این طور افراد مشرکند چرا. چون که خداوند را به عنووان نگهدارنده قبول ندارند و فکر می کنند که خودشان نگه دارنده می باشند و تذکر دوم به پدر و مادرانی که می گویند ما زحمت کشیدیم و بچه بزرگ کردیم چرا به جبهه برود و شهید شود جواب این ها هم این است که این فرزندان امانت هایی هستند که خداوند به دست شما داده و هر زمان که ارائه کند این امانت را پس خواهند گرفت پس چه بهتر که  این امنت را زمانی تقدیم کنیم که رضای خداوند در آن باشد.

زیاد مزاحم نمی شوم فقط از شما می خواهم که امام را دعا کنید و در جهت پیشرفت انقلاب اسلامی هر چه می توانید سعی و کوشش کنید در ضمن من با میل و رغبت  خودم عازم جبهه شدم برای این که وظیفة دینی خود را که همان جهاد می باشد و همچنین امر ولایت فقیه را که فرمود هر که می تواند سلاح برگیرد و به جبهه ها برود و اطاعت کرده باشم و امیدوارم که خداوند این خون ناقابل من را که برای پیشرفت اسلام بر زمین می ریزد بپذیرد چرا چون که من بنده ای گناهکار و شرمنده بودم.

پدر و مادر همسر و همشهریان و همکاران عزیز امید است که مرا حلال کنید.

من از مال دنیا یک دست عمارت و یک ماشین و مقداری پول دارم نصف این عمارت را به همسرم بده کارم چرا چونکه ما هر دو با هم کار کردیم و این عمارت را ساختیم و همچنین بیست مثقل طلا هم به همسرم بدهکارم و از شما می خواهم که بدهی مرا به همسرم پس بدهید.

و از باقیمانده طبق شرع مقداری برای نماز و روزة من که به شخصی مطمئن دهید تا این وظیفه الهی من را ادا کند.

در ضممن از همسر مهربانم می خواهم که جلال و مریم و فرزندی که بعد به دنیا می آید را به طور صحیح تربیت کند و در پیشرفت آنها به سوی اسلام از هیچ چیز دریغ نکند و مرا حلال کند. چرا چون که من برای او شوهری دلسوز نبودم. همچنین از پدر و مادر و برادرانم می خواهم که مرا ببخشند و حلال کنند. خدا حافظ شما

اکبر شاهقلیان 

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده