مادر لباسی که من بر تن کرده ام لباس زندگی من است
چهارشنبه, ۰۳ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۲۱
ای حسین! در کربلا یکایک شهدا را در آغوش می گرفتی و دست نوازش بر سر یارانت کشیدی ومی بوسیدی و آنها را وداع می کردی ! آیا ممکن است حسین جان هنگامی که من در گرمای خوزستان و یا در سرما و یخبندان غرب به خاک و خون می غلطم دستهای مهربان خود را بر قلب سوزان من بگذاری و عطش عشق مرا سیراب کنی ؟

شهید رمضانعلی نادری یکم بهمن 1345 در شهر لردگان از توابع استان چهارمحال و بختیاری به دنیا آمد . سوم اردیبهشت 1373 با سمت فرمانده گروهان در آلواتان بر اثر انفجار مین به شهادت رسید .


این شهید والامقام نوشته ای با عنوان «پیمان نامه » به نگارش درآورده که بسیار خواندنی و درس آموز است:

خدایا! با تو پیمان بسته بودم که تا پایان راه بروم و بر ایمان خویش همچنان استوار ماندم .

ما از مردن نمی هراسیم اما می ترسیم بعد از ما ایمان را سر ببرند و اگر می سوزیم که روشنایی می رود و جای خود را دوباره به شب می سپارد.

پس چه باید کرد که از یک سو باید بمانیم تا شهید آینده شویم و از سوی دیگر باید شهید شویم تا آینده بماند .

عجب دردی !

چه می شود امروز شهید می شویم تا دوباره شهید شویم .

دشمنان مکتبم که اگر چشمهایم ، دستها و پاها ، قلب، سینه  سرم را ازمن گرفته اند یک چیزی

 رانتوانسته اند بگیرند ، و آن ایمان وهدفم است که عشق به الله است ، معشوقم با عشق به جهان هستی و عشق به امام و اسلام است .

ای حسین !

در کربلا  یکایک شهدا را در آغوش می گرفتی و دست نوازش بر سر یارانت کشیدی ومی بوسیدی و آنها را وداع می کردی ! آیا ممکن است حسین جان هنگامی که من در گرمای خوزستان و یا در سرما و یخبندان غرب به خاک و خون می غلطم دستهای مهربان خود را بر قلب سوزان من بگذاری و عطش عشق مرا سیراب کنی ؟

 مادر لباسی که من بر تن کرده ام لباس زندگی من است . از هر لباسی که بگویم بهتر است حتی از لباس دامادی و امیدوارم که با همین لباس هم داماد می شوم و با خون خود دست و پایم را مانند دیگر دامادان حاضر در جبهه حنا بندان کنم چه چیزی در زندگی برای انسان با ارزش تر از


 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده