یک بار تا سرحد مرگ پیش رفت اما از آنجائی که خداوند هدف والاتری برای او در نظر گرفته بود و می خواست که روزی او را به قربانگاه عشق برد و در پای درخت تشیع ذبح نماید او را نجات داد .

زندگی نامه شهید احمد رضا طاهری بروجنی

          صبحگاه دهم تیرماه سال 1346 در یکی از محله های فقیر نشین شهر بروجن از توابع استان چهارمحال و بختیاری کودکی دیده به جهان گشود که بر اساس علاقه خانواده او به خاندان عصمت و طهارت نامش را احمدرضا گذاشتند . پدرش موسی ، مصالح فروش بود و مادرش همایون نام داشت . و از کودکی درسیمای او نشانه شجاعت و شهادت هویدا بود و مشخص بود که هوای دیگری بسر دارد و به همین خاطر هم بود که یک بار تا سرحد مرگ پیش رفت اما از آنجائی که خداوند هدف والاتری برای او در نظر گرفته بود و می خواست که روزی او را به قربانگاه عشق برد و در پای درخت تشیع ذبح نماید او را نجات داد . مادرش به شکرانه این نعمت بزرگ او را نذر امام حسین (ع) نمود و به همین خاطر هم محرم ها پیراهن مشکی می پوشید و در عزای امام حسین (ع) زنجیر می زد . تحصیلات ابتدایی را در مدرسه فردوسی و راهنمایی را در مدرسه فارابی بروجن با موفقیت به پایان رسانید و وارد دبیرستان طالقانی شد .

              استعداد خوبی در فراگیری دروس داشت با آغاز حرکت انقلاب اسلامی او در جهت انقلاب قرار گرفت سخت عاشق انقلاب و امام و شخصیت های اسلامی در خط امام بود . از ابتدا عضو انجمن اسلامی مدرسه بود و در گروه هنری مدرسه فارابی و گروه هنری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تئاتر بازی می کرد . تابستانها جهت گذراندن تعطیلات تابستان به کار بنائی و نقاشی مشغول بود . هنگامی که کار بسیج در مدارس شروع شد به بسیج پیوست و بعضی شبها در بسیج پست می داد در کلاس های سپاه پاسداران شرکت می کرد . کم کم مساله جنگ پیش آمد و او که عشق زیادی به جهاد در راه خدا داشت ، عاشق رفتن به جبهه بود و از سوی بسیج سه نوبت  در جبهه حضور یافت . تا اینکه بیست وهفتم آبان 1361 در عملیات محرم بود که در موسیان توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سر و صورت در سن 15 سالگی به آروزی دیرینه خود که شهادت بود رسید . مزار وی در گلزار شهدا زادگاهش قرار دارد .

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

  
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده