ای خوشا با فرق خونین در لقای یار رفتن سر جدا پیکر جدا در محفل دلدار رفتن

 

دلنوشته شهید منصور آلگونه جونقانی به مادر

مادرم !

 ای مهربان مادر ای شجاع قهرمان پرور سلام ،

 من فرزند تو بودم و تو مرا اینچنین تربیت کردی و فرزند خود را در راه خدا دادی . .

مادرم !

مرا با هر غم و دردی

چه زیبا تربیت کردی

بیا جانم بقربانت

زنم بوسه بدستانت

نمودی سرفرازم

و مادر اگر من شهید شدم و پیکرم را پیدا نکردند ناراحت نباش

و اگر سر نداشتم و یا اگر بدن نداشتم ناراحت نباش

 اکثر شهدا بدون سر و بدن رفتند

ای خوشا با فرق خونین در لقای یار رفتن

سر جدا پیکر جدا در محفل دلدار رفتن

مادرم :

در این محراب خونبارم

زخون بر تن کفن دارم

فدای راه دینم من

حماسه آفرینم من

چو جانبازان عاشورا

کنم هنگامه ای بر پا

که سوزد جان صدام

و مادرم دیگر خاطره ای ندارم همه اش خلاصه شده در همین شعر ها

فرزندت منصور

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده