ایوب زمانی
شنبه, ۲۴ فروردين ۱۳۹۸ ساعت ۱۴:۵۵
دوری از هویت ملی دینی و پذیرش هویت دنیا گرایانه و بسیاری از مردم ما را تهدید می‌کند. این وضعیت نشان می‌دهد که خانواده‌های نیازمند توصیه‌های تربیتی و روان شناختی مذهبی هستند.

 


 

واحد فارسان

دانشکده ادبیات و علوم انسانی

 

دانشکده ادبیات و علوم انسانی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته حقوق خصوصی

 

عنوان :

تاثیر دفاع مقدس بر حقوق خانواده

 

 

استاد راهنما :

دکتر نادر پورارشد

 

استاد مشاور :

دکتر علی خسروی

 

نگارش :

ایوب زمانی

 

شهریور  1397


بسمه تعالی

« يرفع الله الذين امنوا منكم و الذين اوتوا العلم درجات»

قرآن كريم

«دانشگاه آزاد اسلامی - واحد فارسان»

 

تأئیدیه صلاحیت علمی پایان نامه کارشناسی ارشد

 

عقايد و نظرات مطرح شده در این پایان نامه مستقيماً به نگارنده آن مربوط است و اين دانشگاه آماده پذيرش پيشنهادهای منتقدین محترم مي‌باشد.

 

دکتر

معاون پژوهش و فناوري دانشگاه آزاد اسلامي

واحد فارسان

 

پایان نامه تحصیلی آقای ایوب زمانی در جلسه مورخ 9/6/1397 متشكل از استادان زير با درجه  خوب   و نمره 75/17 مورد تأييد قرار گرفت.

 

 

1- دكتر نادر پورارشد                                         استاد راهنما                                  امضاء

2- دكتر علی خسروی                                         استاد مشاور                                  امضاء

3- دکتر سعید مولوی                                          استاد داور                                    امضاء

دکتر صادق صادقی

رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد فارسان


 

تعهد نامه

عنوان پایان­نامه: تاثیر دفاع مقدس بر حقوق خانواده

 

اینجانب ایوب زمانی دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد فارسان تحت راهنمایی دکتر نادر پورارشد متعهد می‌شوم:

 

- نتایج ارائه شده در این پایان­نامه حاصل مطالعات علمی و عملی اینجانب بوده، مسئولیت صحت و اصالت مطالب مندرج را به طور کامل بر عهده می­گیرم.

- در خصوص استفاده از نتایج پژوهش‌های محققان دیگر به مرجع مورد نظر استناد شده است.

- کلیه حقوق معنوی این اثر به دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد تعلق دارد. مقالات مستخرج از پایان­نامه، به نام دانشگاه آزاد اسلامی واحد فارسان (Islamic Azad University-Farsan Branch) به چاپ خواهد رسید.

- حقوق معنوی تمام افرادی که در دست آمدن نتایج اصلی پایان­نامه تأثیر گذار بوده­اند در مقالات مستخرج از آن رعایت خواهد شد.

- در خصوص استفاده از موجودات زنده یا بافت­های آنها برای انجام پایان­نامه، کلیه ضوابط و اصول اخلاق مربوطه رعایت شده است.

9/06/1397

ایوب زمانی

 

مالکیت نتایج و حق نشر

·                     کلیه حقوق معنوی این اثر و محصولات آن (مقالات مستخرج، برنامه­های رایانه­ای، نرم افزارها و تجهیزات ساخته شده) به دانشگاه آزاد اسلامی واحد فارسان تعلق دارد و بدون اخذ اجازه کتبی از دانشگاه قابل واگذاری به شخص ثالث نیست.

·                     استفاده از اطلاعات و نتایج این گزارش نهایی بدون ذکر مرجع مجاز نیست.


 

معاونت پژوهش و فن آوري

به نام خدا

منشور اخلاق پژوهش

با ياري از خداوند سبحان و اعتقاد به اين كه عالم محضر خداست و همواره ناظر بر اعمال انسان و به منظور پاس داشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهميت جايگاه دانشگاه در اعتلاي فرهنگ و تمدن بشري، ما دانشجويان و اعضاء هيات علمي واحدهاي دانشگاه آزاد اسلامي متعهد مي‌گرديم اصول زير را در انجام فعاليت هاي پژوهشي مد نظر قرار داده و از آن تخطي نكنيم:

1- اصل حقيقت جويي: تلاش در راستاي پي جويي حقيقت و وفاداري به آن و دوري از هرگونه پنهان سازي حقيقت.

2- اصل رعايت حقوق: التزام به رعايت كامل حقوق پژوهشگران و پژوهيدگان (انسان، حيوان و نبات) و ساير صاحبان حق

3- اصل مالكيت مادي و معنوي: تعهد به رعايت كامل حقوق مادي و معنوي دانشگاه و كليه همكاران پژوهش

4- اصل منافع ملي: تعهد به رعايت مصالح ملي و در نظر داشتن پيشبرد و توسعه كشور در كليه مراحل پژوهش

5- اصل رعايت انصاف و امانت: تعهد به اجتناب از هرگونه جانب داري غير علمي و حفاظت از اموال، تجهيزات و منابع در اختيار

6- اصل رازداري: تعهد به صيانت از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد، سازمان‌ها و كشور و كليه افراد و نهادهاي مرتبط با تحقيق

7- اصل احترام: تعهد به رعايت حريم‌ها و حرمت‌ها در انجام تحقيقات و رعايت جانب نقد و خودداري از هرگونه حرمت شكني

8- اصل ترويج : تعهد به رواج دانش و اشاعه نتايج تحقيقات و انتقال آن به همكاران علمي و دانشجويان به غير از مواردي كه منع قانوني دارد.

9- اصل برائت: التزام به برائت جويي از هرگونه رفتار غيرحرفه‌اي و اعلام موضع نسبت به كساني كه حوزه علم و پژوهش را به شائبه‌هاي غيرعلمي مي‌آلايند.

سپاس مخصوص خداوند مهربان که به انسان توانایی و دانایی بخشید تا به بندگانش شفقت ورزد، مهربانی کند و در حل مشکلاتشان یاری شان نماید. از راحت خویش بگذرد و آسایش هم نوعان را مقدم دارد، با او معامله کند و در این خلوص انباز نگیرد و خوش باشد که پروردگار سمیع و بصیر است.

تقدیم به کوثر قرآن

حضرت صدیقه طاهره (س) که امام (ره) و شهیدان امام به نام او عشق می ورزیدند و رمز عملیات های 8 سال دفاع مقدس را به نام دلنشینش (یا زهرا) مزین می نمودند. و امروز جانبازان، آزادگان و رزمندگان همان مسیر را ادامه می دهند.

تقدیم به روح پر فتوح جهادگر عرصه فرهنگ انقلابی و حریم امامت و ولایت کربلایی مهندس علی زمانی (خادم القرآن) که فتخارش این بود که از اسلام مطهر و ذریه حضرت فاطمه زهرا (س) است.

و تقدیم به روح پرفتوح شهدای 8 سال دفاع مقدس و مدافعان حرم که ایستاده به شهادت رسیدند تا ما در خانه هایمان آسوده بنشینیم.

 


 

 

تقدیر و تشکر

سپاس و شکر گذاری به درگاه حضرت حق تعالی که توفیق کسب علم عنایت فرمودند.

از زحمات اساتید محترم راهنما و مشاور آقایان دکتر پور ارشد و دکتر خسروی، سایر اساتید کادر دانشگاه آموزش، پژوهش و... .

برادران ارزشمند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آقایان قلی زاده، عسگری، اسماعیلی نیک، حیدری و بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس بنیاد شهید و امور ایثارگران و سایر عزیزانی که در هر چه پر بار تر کردن  این تحقیق برادر کوچکشان را یاری نمودند.

 


فهرست مطالب

عنوان.................................................................................................................................................................................. صفحه

 

چكيده 1

فصل اول «کلیات»

1-1- مقدمه. 3

1-2- بیان مساله. 7

1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق.. 11

1-4- اهداف تحقیق.. 12

1-4-1- هدف اصلی.. 13

1-4-2- اهداف فرعی.. 13

1-5- سوالات تحقیق.. 13

1-5-1- سوال اصلی.. 13

1-5-2- سوالات فرعی.. 13

1-6- فرضیه‌ها 13

1-6-1- فرضیه اصلی.. 13

1-6-2- فرضیه‌های فرعی.. 14

1-7- کاربران و بهره وران از تحقیق.. 14

1-8- جنبه نوآوری و جدید بودن تحقیق.. 14

1-9- پیشینه تحقیق.. 15

1-10- نوع و روش تحقیق.. 16

فصل دوم «ادبیات تحقیق»

2-1- مقدمه. 18

2-2- سابقه تاريخي روابط و اختلافات مرزي ايران و عراق (علل دور) 19

2-3- علل نزديك جنگ... 24

2-4- علل آغاز جنگ... 26

2-5- جنگ... 28

2-6- تفاوت بین جنگ و دفاع مقدس... 29

2-7- جهاد در اسلام. 31

2-8- مقدس بودن جهاد و دفاع در اسلام. 32

2-8-1- جهاد و شهادت در کلام امام خمینی (ره) 34

2-9- حرب و محاربه. 35

2-10- قتال.. 35

2-11- سفك دم (خون ريزى) 36

2-12- جهاد. 37

2-13- ایثارگران.. 39

2-13-1- شهدا 39

2-13-2- جانبازان.. 40

2-13-3- آزادگان.. 40

2-13-4- مفقودالاثر. 40

فصل سوم «حقوق خانواده»

3-1- خانواده‌ و اهمّیّت‌ آن‌.. 42

3-2- حقوق خانواده 43

3-3- حقوق خانواده در ایران.. 44

3-4- مفاهیم اخلاقی در‌ نظام‌ خانواده 45

3-5- اصول‌ حاکم‌ بر فقه خانواده در اسلام. 47

3-6- ابعاد حقوق خانواده در اسلام. 48

3-6-1- مهمترین تکالیف زن و مرد. 49

3-6-2- حسن معاشرت در خانواده 51

3-6-3- عقد ونکاح. 52

3-6-4- نفقه. 53

3-6-4-1- تعریف نفقه. 54

3-6-4-2- اصطلاح حقوقی نفقه. 54

3-6-4-3- وجوب نفقه در شـرایط مـتفاوت زن و مرد‌. 55

3-6-4-4- نـفقه‌ و هـماهنگی‌ با‌ طبیعت و فطرت.. 56

3-7- طلاق.. 56

3-7-1- تعريف خلع. 57

3-7-2- ارکان طلاق.. 57

3-8- حضانت... 58

3-8-1- اهلیت قانونی برای حضانت... 60

3-9- ولایت... 61

3-9-1- قواعد فقهی تربیت... 61

3-9-2- ولايت پدر 61

3-9-3- مفهوم ولايت در خانواده 62

3-9-4- ولايت مطلقه پدر 62

3-10- محجورین.. 63

3-10-1- صغیر غیرممیز. 63

3-10-2- صغیر ممیز. 64

3-10-3- سفیه. 65

3-10-4- مجنون.. 66

3-10-5- احکام حقوقی محجورین.. 66

3-11- اهلیت به چه معنا است... 67

3-12- واژه شخصیت از لحاظ لغوی و اصطلاحی.. 68

3-13- حجر و محجور 68

3-14- سفاهت... 69

3-15- جنون.. 69

3-16- غـایب مـفقودالاثر. 69

3-16-1- غیبت و تعارض قوانین.. 72

3-16-1-1- اثر غیبت در امـوال قبل‌ از‌ صدور‌ حکم موت فرضی.. 73

3-17- ارث.. 75

فصل چهارم «قوانین حمایتی متاثر از دفاع مقدس در قانون فعلی خانواده»

4-1- مقدمه. 78

4-2- دفاع مقدس و حقوق مدنی.. 79

4-3- نهادهای تأسیسی.. 80

4-4- اصول حاکم بر قانون جامع خدمترسانی به ایثارگران.. 82

4-4-1- برخورداری قوانین حمایتی ایثارگران از خصیصه امری.. 83

4-4-2- قلمرو اعمال قانون جامع ایثارگران.. 83

4-4-3- بنیاد شهید و امور ایثارگران به عنوان محوریت مدیریت حمایت از ایثارگران.. 85

4-5- تاریخچه بنیاد شهید. 86

4-6- خدمات حقوقی قضایی.. 87

4-6-1- رسیدگی خارج از نوبت کلیه دعاوی.. 88

4-6-2- تعیین شعب اختصاصی.. 88

4-7- مجموعه قوانين و مصوبات كاربردي ايثارگران.. 89

4-7-1- قانون جامع خدمات رساني به ايثارگران و اصلاحات آن.. 89

4-7-1-1- ايثارگر. 89

4-7-1-2- شهيد و مفقود الأثر. 89

4-7-1-3- جانباز 89

4-7-1-4- اسير. 90

4-7-1-5- آزاده 90

4-7-1-6- رزمنده 90

4-7-1-7- خانواده شاهد. 91

4-7-1-8- خانواده ايثارگران.. 91

4-7-2- مجموعه قوانين و مصوبات كاربردي ايثارگران.. 91

4-7-2-1- مسكن.. 92

4-7-2-2- كمك بلاعوض.... 92

4-7-2-3- بهداشت و درمان.. 93

4-7-2-4- تسهيلات اداري و استخدامي.. 96

4-7-2-5- اشتغال و كارآفريني.. 98

4-7-2-6- معيشت و رفاه 98

4-8- نتیجه گیری.. 129

4-9- پیشنهادات.. 130

منابع. 132

 

 

 


چكيده

دفاع مقدس فرصتی را برای حاکمیت ارزش‌های مطلوب و ارایه معیار‌های متعالی جهت راهنمایی و هدایت رفتار آحاد جامعه فراهم ساخت. جنگ تحمیلی هشت ساله تجربه به یادماندنی و عظیمی است که زنان و خانواده‌ها نیز همانند رزمندگان در آن سهیم بودند.

با توجه به اهمیت حقوق خانواده و ارزش‌های متعالی هشت سال دفاع مقدس تحقیق حاضر تلاش داشته تاثیر متقابل این دو مولفه را اینطور بررسی نماید که دفاع مقدس چه تاثیری بر حقوق خانواده داشته و مبانی تطبیق حقوق خانواده با مقتضیات دفاع مقدس چگونه بوده است. این تحقیق از روش تحلیلی توصیفی و اسناد کتابخانه ای موضوع را بررسی و به این نتیجه رسیده است که علی رغم تدوین قانون جامع حمایت از ایثارگران کمبود و کاستی های در این قوانین وجود دارد که بایستی متولیان امر قانون گذاری، آنها را مورد مداقه قرار داده، و سعی در اصلاح و بهبود آنها در جهت حمایت از خانواده نمایند.

واژگان کلیدی: جنگ تحمیلی، دفاع مقدس، حقوق خانواده، خانواده.

 



 

 

 

 

1-1- مقدمه

تجاوز سراسری و همه جانبه رژیم بعث عراق از زمین، هوا و دریا به جمهوری اسلامی ایران در 31 شهریور ماه سال 1359 حادثه مهمی است که بررسی ابعاد آن برای نسل حاضر و آینده تاریخ بس حایز اهمیت است. اگر چه در علل تجاوز لزوما باید به ریشه تاریخی اختلافات ایران و دولت عثمانی نظر داشت، به عنوان علل بعید. اما علل نزدیک یا اصلی انقلاب اسلامی ایران هم قابل بررسی است عراق کنونی بخشی از امپراتوری ایران بود و بخش هایی از  آن دوره هایی پایتخت ایران بود و بعد هم که اسلام وارد ایران تا پایان خلافت عباسیان، عراق زیر مجموعه ایران ماند در سال 1639میلادی (1018هجری شمسی) که عراق جدا و برای همیشه از ایران جدا و به عثمانی ملحق گردید طی قطعنامه ذهاب یا قصر شیرین. و همچنان اختلافات دو کشور ایران و عثمانی ادامه داشت و بطور کلی از سال 934هجری شمسی تا 1293هجری شمسی بس ایران و عثمانی چند قطعنامه که اولینش آماسیه سال 934هجری شمسی که گرجستان، ارمنستان و آذربایجان به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم شد که غربی آن را عثمانی گرفت، آخرین قطعنامه کمسیون تجدید حدود قبل از جنگ جهانی اول سال 1914میلادی که 700 کیلومتر مربع من جمله خانقین نفت خانه و... به عثمانی واگذار شد (منصوری لاریجانی، 1387)..

و بعد از فروپاشی عثمانی هم چنان اختلاف و نیز هر کشور که عراق وارث اختلافات عثمانی با دولت ایران شد.

آخرین قرارداد بین ایران و عراق به نام 1975 الجزایر که با میانجیگری رئیس جمهور الجزایر در جلسه سران کشورهای اوپک با حضور محمد رضا پهلوی و صدام حسین امضا شد که 12 پروتکل منظم در 22 ژوئن 1976 مبادله شد و طبق ماده 102منشور ملل متحد معاهدات به شماره های 14903تا 14907به دبیر خانه سازمان ملل متحد ثبت گردید.

در سال 1226 هجری شمسی قطعنامه ارزروم دوم بین ایران و عثمانی امضا شد که توسط شیل وزیر مستشار انگلیس به بهانه مبهم بودن بعضی مفاد قرار داد را طرح کرد که به عنوان (یاداشت توضیحی) مطرح شد و پیک ایران محمد علی خان آن را امضا کرد. که با تلاش و درایت امیر کبیر برای اثبات عدم اعتبار حقوقی یادداشت توضیحی به دلایل ذیل استناد کرد (منصوری لاریجانی،87).

الف) طبق کنواسیون وین در 22 مه 1969متن حقوقی قراردادها یکی از مهمترین شرایط صلاحیت حقوقی نماینده بود که محمدعلی خان صلاحیت حقوقی نداشت.

ب)به موجب مواد 51 و 52کنواسیون وین حقوق معاهدات 1969 قراردادهای تحت فشار (تهدید)فاقد اعتبارند. 

ج)ماده 50 کنواسیون اگر رضایت یک کشور از طریق رشوه فراهم شود قرارداد فاقد اعتبار حقوقی است.

د)طبق ماده 8 کنواسیون وین باید نماینده تام الاختیار باشد که محمد علی خان فقط سمت پیک را داشت.

هـ)نکته مهم حقوقی دیگر در بی اعتباری یاداشت توضیحی آخر ماده 9 ارز روم است که با دور اندیشی امیر کبیر لحاظ شد.(پادشاه و یا مجلس تصویب کند)

علل نزدیک یا اصلی حمله عراق علیه ایران

پیروزی انقلاب اسلامی در ایران خشم استکبار جهانی به ویژه آمریکا را بر انگیخت زیرا علاوه بر سر نگونی رژیم ستم شاهی که حافظ منافع آنان بود، عمدتا با سیاست استقلال طلبانه و نفی هر گونه سلطه شرق و غرب را به خطر انداخت، ظهور یک حکومت دینی که قانون اساسی خود را مبتنی بر قرآن و سنت پیامبر (ص) و ائمه معصومین (ع)و عقل و اجماع تدوین کند و فقه امامیه را از نظر به اجراء مبدل نماید، برای استکبار جهانی قابل تحمل نبود از طرف دیگر پس از سقوط شاه سابق در ایران که یکی از ژاندارم های قدرتمند آمریکا در منقطه بود، خلاء قدرت در این منطقه برای آمریکا احساس شد.علاوه بر آن وضعیت سیاسی، نظامی، اقتصادی حاکم بر ایران که از 16بهمن 1357 تا20خرداد1360توسط لیبرالها(دولت موقت) و بعد از آن بنی صدر رئیس جمهور وقت که در 20خرداد1360مجلس شورای اسلامی به او رای عدم کفایت سیاسی برای ادامه ریاست جمهوری داد و با حکم حضرت امام خمینی (ره) از فرماندهی کل قوا و ریاست جمهوری عزل شد. شرایط ژئوپلتیکی مناسبی اعم از آمادگی نظامی اجماع بین المللی و منطقه‌ای تبلیغات وسیع دیپلماسی پر تحرک تجهیزات مدرن برای حزب بعث عراق فراهم شده بود وضعیت را مناسب می دانستند که به جمهوری اسلامی ایران حمله کنند. لازم به ذکر است برای اولین بار بلوک غرب به رهبری آمریکا و بلوک شرق به رهبری شوروی سابق اختلافات خود را کنار گذاشتن و کنار هم در پشت سر صدام ایستادند لذا یا محاسبات نظامی باید همانطور می شد که که انها فکر می کردند شورای فرماندهی انقلاب حزب سوسیالیست بعث عراق در نشست مورخ17/09/1980مصادف با 26/6/1359 هجری شمسی تصمیم گرفت پیمان 1975 الجزایر را لغو نماید و حاکمیت کامل خود را براورند بدست آورد.

لذا کاردار سفارت جمهوری اسلامی ایران را احضار کرده و طی یادداشتی به او تسلیم کرد. وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران تعارفات خود را به سفارت جمهوری عراق اظهار و عطف به یادداشت شماره 5/2/820مورخ 27/5/1978 اشعار داشت

 مذاکرات مجدد سرزمین جمهوری اسلامی ایران و جمهوری عراق تغییر یافته است در مورخه 3 دسامبر 1977 از طرف هیات عراق مطرح گردید و از طرفی پیشنهاد شد که کمسیون مختلط تحویل و تحول به بعد از ماه مارس 1978موکول شود و مورد موافقت مقامات عراق قرار گرفت و مراتب طی یادداشت شماره 5/2/195 مورخ 9/2/1978آن سفارت به ایرنا وزارت اعلام گردید.

بنابراین آمادگی از قبل پیش بینی شده برای رژیم بعث عراق و رویای رهبری عرب در صدام در تصرف خوزستان و الحاق آن به عراق و احساس خلاء و قدرت دفاعی در ایران. احساس برخورد با حکومت نو پای جمهوری اسلامی ایران دنیای غرب به رهبری امریکا و شرق به رهبریت شوروی با تحریک و حمایت صدام جنگ را که آخرین گزینه مانده انها بود انتخاب کردند از همین رو صدام در 31 شهریور 1359جنگی تمام عیار را از زمین و هوا و دریا بر ایران تازه انقلاب کرده تحمیل و این جنگ هشت سال تمام طول کشید به عنوان طولانی‌ترین جنگ منظم قرن حاضر که خسارتهای زیان بار فراوان اقتصادی زیر ساختی اجتماعی و فرهنگی برای دوملت ایران و عراق به بار آورد خانواده‌های زیادی داغدار شدند زنانی که همسرانشان را از دست داده و بی خانمان و آواره شدند تاثیرات این جنگ بر جسم وروح کودکان و زنان نیز اجتناب ناپذیر بودلذا با از دست دادن خانواده تعلقاتی که یک انسان با آن هویت پیدا می‌کند دچار تحول و دگرگونی می‌شود و اثرات مخربی را به جای می‌گزارد (شریفی طراز کوهی، 1375).

در چنین شرایطی که برای کشور رقم خورد مردم ایران مرد و زن پیر و جوان به دفاع از میهن اسلامی برخواسته و با جان و مال دفاع نمودند.

عده‌ای از رزمندگان شهید، مجروح، مفقودالاثر و.... شدند وخانواده‌های که بنیان آنان از بین رفت و خسارت عظیم اجتماعی حقوقی را متحمل شدند.جنگ عراق علیه ایران به دلایل مختلف پایان نظامی نداشت بلکه آنان که عراق را علیه جمهوری اسلامی ایران به تجاوز وا داشتند با همه‌ی توان به میدان آمدند و مانع از ان شدند که پایان جنگ به سمت و سوی برود که با قطعنامه 598 پایان حقوقی و سیاسی پیدا کند .

 

 

 

1-2- بیان مساله

خانواده یکی از نظامهای اولیه جوامع بشری است که با وجود تحولات اساسی در اهداف و کارکردهای خود ثابت مانده و هنوز در همه‌ی جوامع اهمیت اساسی دارد خانواده مناسب‌ترین نظام برای تامین نیاز‌های مادی و روانی بشر بوده و بهترین بستر را برای تامین امنیت و آرامش روانی اعضا پرورش نسل جدید و اجتماعی کردن فرزندان و براورده ساختن نیازهای عاطفی افراد فراهم نموده است با این حال در عصر حاضر نظام خانواده دچار مشکلات و چالش‌های اساسی شده وحتی گاه اساس آن در اکثر جوامع از جمله ایران زیر سوال رفته است (صفایی و امامی، 1386).

اختلافات خانوادگی، طلاق، فرزندان بی سر پرست، سنت‌ها و بزه کاری نوجوانان وجوانان و اخلاقیات روش‌های که به تقویت خانواده منجر می‌شودبعضا متزلزل شده است. دوری از هویت ملی دینی و پذیرش هویت دنیا گرایانه و بسیاری از مردم ما را تهدید می‌کند.این وضعیت نشان می‌دهد که خانواده‌های نیازمند توصیه‌های تربیتی و روان شناختی مذهبی هستند.

جالب توجه است که ما بهره مند از پیشینه فرهنگی علمی غنی و کارآمدی برای مواجهه با مسائل خانواده هستیم مهمترین متون دینی ما یعنی قرآن و احادیث معصومان (علیه السلام) سرشار از توصیه‌های کارآمد و متناسب با عصر حاضر در باب اساسی‌ترین مسائل خانواده تا جزئی‌ترین موارد آن است مجموعه تعالیم اسلام در مورد خانواده رهنمود می‌کند.

تعالیم اسلام در مورد نحوه روابط اعضای خانواده و به عبارتی حقوق و مسئولیت‌های متقابل آن‌ها توصیه‌های الزامی و اخلاقی فراوانی دارد.

ومن آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون. (سوره روم آیه 21)

و از نشانه‌های او این که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفریده تا در کنار آنان آرامش یابید و در میانتان مودت و رحمت قرار داد در این نشانه‌های است برای گروهی که تفکر می‌کنند.

جالب این که، قرآن در این آیه هدف ازدواج را سکون وآرامش قرار داده است و با تعبیر پر معنی مسائل بسیاری را بیان کرده و نظیر این در آیه 189 سوره اعراف نیز آمده است.

وجود همسر که مایه آرامش زندگی است از مواهب بزرگ الهی است این آرامش از اینجا ناشی می‌شود که این دو جنس مکمل یک دیگر مایه شکوفایی و نشاط در پرورش یکدیگر می‌باشند.

خانواده کوچکترین واحد بنیادی جامعه نوین بشری است. خانواده در لغت از دو جزءخان به معنای منزل و سرا و واده به معنای اهل منزل تشکیل شده است.

خانواده ابتدایی‌ترین و در عین حال قدیمی‌ترین گروه اجتماعی و واحد تشکیل دهنده جامعه و اصلی‌ترین و مهمترین رکن جامعه است خانواده هسته مرکزی اجتماع است اگر خانواده به هر دلیلی متلاشی و بنیانش سست شود در واقع این بنیان اجتماع و جامعه است که به لرزه در می‌آید خانواده کانون حفظ سنن ملی و اخلاقی و مرکز رشد عواطف و احساسات است .

حقوق خانواده امروزه از مهمترین شاخه‌های حقوق مدنی بشمار می‌آید و از لحاظ علمی هم، این رشته مورد نیاز و عنایت خاص حقوق دانان به ویژه قضات و وکلای دادگستری است. (یوسفی، 1397). این در حالی است که ریشه‌های حقوق خانواده در جمهوری اسلامی ایران در فق امامیه است و به لحاظ اهمیت خانواده 3 قانون حمایت از خانواده در سال‌های 1391، 1353، 1346 تصویب شده حتی تاریخ نیز از سستی روابط خانوادگی در دوره‌های انحطاط خبر می‌دهد.معمولا در کانون خانواده است که نخستین آثار بدی و انحطاط پدید می‌آید.پیش از آنکه در سازمان گسترده‌تر و توانا‌تر دولت ظاهر شود.

خانواده در حفظ و گسترش قدرت ملی نیز نقش موثری ایفا می‌کند و به بیان دیگر رابطه‌ی نزدیک و مستقیم بین قدرت ملی و خانواده وجود دارد عنوان مشهود تحدید خانواده تهدیدات جامعه را بدنبال دارد.ژوسران دانشمند فرانسوی می‌گوید: تاریخ به ما می‌آموزد که توانا‌ترین ملت‌ها مللی بوده اند که خانواده در آنها قوی‌ترین سازمان را داشته‌اند.

خانواده ساده‌ترین، کوچکترین و قدیمی‌ترین تشکیل جامعه انسانی است در عین حال کوچکترین واحد بنیادین جامعه است. خانواده در مفهوم کلی خود پدیده‌ای جهانی است که در همه گستره‌های مکانی و زمانی و در همه جوامع بشری از آسیا وارد آمریکا و کلا در هر جای کره خاکی که نسلی از انسان موجود باشد، وجود داشته است. چرا که خانواده به نیازهایی پاسخ میدهد که برای تمامی انواع بشر مشترک است. زیرا خانواده بر پایه روابط شخصی نزدیکترین افراد اعم از پدر مادر خواهران و برادران تشکیل شده و روابط آنها غیر قابل انکار است.

خانواده در اسلام تعریفی گسترده‌تر و جامع‌تر دارد. از نظر اسلام خانواده محل رشد بالندگی و شکوفایی استعدادها بروز خلاقیت‌ها، مهد تربیت انسانها و سر چشمه مهر و عاطفه و محبت است. تربیت انسان‌هایی که فردا باید وارد جامعه شوند و جامعه را بسازند. جامعه بر پایه انسان شکل می‌گیرد و در واقع جامعه، انسان محور است اگر انسان‌های خوب تربیت شده، مدیر و مدبر خلاق، راستگو، صادق و با اخلاق تربیت شده باشد. جامعه خود به خود جامعه‌ای زیبا و پویا خواهد شد. اگر انسانهای داخل جامعه انسانهای شرور ـ بی فکر ـ تربیت ناپذیر و لاابالی باشد مسلما نتیجه و بازده آن جامعه، جامعه‌ای رو به زوال ـ سقوط و انحطاط خواهد بود (صفایی و امامی، 1386) .

از آنجا که خانواده کانون پرورش انسانهای شایسته است و مقدمه و زمینه تربیت نسل بشری برای اداره جامعه است و در آیات، احادیث و روایات ائمه معصومین علیهماالسلام نیز بر محور خانواده تاکید فراوان شده است، پی میبریم که بایستی توجه و دقت فراوانی در بقاء و دوام خانواده صورت پذیرد. این مهم هم وظیفه مردم به عنوان آحاد جامعه و هم حاکمیت به عنوان اداره‌کننده جامعه می‌باشد.

خداوند کریم در قرآن مجید می‌فرماید:

یا ایها الذین آمنو قوا انفسکم و اهلیکم نارا و قودها الناس و الحجاره (تحریم 6)

ای کسانی که ایمان آورده اید خود و خانواده خویش را از آتش که هیزم آن انسانها و سنگ‌هاست حفظ کنید .و در آیه دیگر ( سوره زمر آیه 15) می‌فرماید: بگو زیانکاران واقعی آنان هستند که سرمایه وجود خویش و خانواده را در قیامت از دست داده‌اند.

لذا با همه تفاسیر و تعاریف فوق‌الذکر که در باب اهمیت خانواده در اسلام و در اجتماع بشری گفته شده به این نتیجه میرسیم که اگر بخواهیم جامعه‌ای زنده ـ بالنده ـ رو به رشد ـ پویا و انسان محور داشته باشیم بایستی قبل از هر چیز نهاد خانواده را مستحکم و قوی نگه داریم، چرا که اگر خانواده که اساس و بنیان اجتماع است سست و بی پایه شود حتما جامعه‌ای سست و بی پایه خواهیم داشت.از همین رو است که با در نظر گرفتن همه جوانب اقتصادی ـ اجتماعی ـ سیاسی ـ فرهنگی و تربیتی ـ حقوقی و....... است که می‌توان بنیان اجتماع و جامعه را با شالوده‌ای محکم پی ریزی کرد.از طرف دیگر همان طور که در مقدمه در خصوص هشت ساله دفاع مقدس بیان شد، جنگ تحمیلی در شهریور 1359 ه. ش بر ایران تحمیل شد که خود به خود و ناخودآگاه همه مردم ایران و همه خانواده‌های ایرانی درگیر خود نمود، چندین شهر مرزی ایران از جمله خرمشهر ـ مهران ـ سوسنگرد ـ قصر شیرین و ....... مستقیما مورد هجوم نیرو‌های زمینی ـ هوایی و دریایی قرار گرفتند و چه خانواده‌هایی که اساس آنها از هم پاشیده شد .خانواده‌هایی که به کلی از بین رفتند و خانواده‌هایی که بی سرپرست شده و افرادی از آنها مفقود الاثر و مفقود الهویه شدند. اما جنگ هشت ساله ایران و عراق علاوه بر ویرانی و خسارت عظیم مادی، دستاوردهای معنوی زیادی نیز بهمراه داشت که شرح همه آنها در این مختصر نمی گنجد.از آنجا که ما میخواهیم همین اثرات را به خانواده‌ها مورد بررسی قرار دهیم ناچارا باید به مواردی از آنها اشاره کنیم.مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای (فرماندهی کل قوا) در باب هشت سال دفاع مقدس فرمودند: این جنگ یک گنج است که ما باید همه گنج آنرا استخراج کنیم و در اختیار آیندگان قرار دهیم .در این گنج دفاع مقدس ارزش یابی بودند نظیر ایثار ـ فداکاری ـ از خود گذشتگی ـ صبر ـ ایمان به خدا ـ استقامت در راه هدف ـ خود باوری ـ اعتماد به نفس ـ عدم وابستگی به دنیا شرق و غرب ـ متکی بودن به خود ـ اختراع و اکتشاف و ابتکار در شرایط سخت و بحرانی می باشد.

ارزش شایستگی و زیبندگی است. ارزش در هر یک از ساختار‌های اجتماعی - اقتصادی - فرهنگی - دینی - حقوقی و..... دارای معنای خاص است. در مفهوم خاص خود یعنی ارزش‌هایی که مطلوب اسلام بوده و ارزشمند بودن آنها در عرصه‌ای اخلاقی و اجتماعی به رسمیت شناخته شده باشند.

1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق

تاثیرات انکار ناپذیر جنگ و دفاع در طول تاریخ بشر بر هیچ فرمانده، پژوهشگر، حقوقدان پوشیده نیست. لذا لازم و ضروری است این پدیده مهم از ابعاد مختلف سیاسی و امنیتی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، حقوقی و... مورد بررسی و تجزیه تحلیل قرار گیرد. بخصوص تا کنون اکثر مطالب و تحقیقات منتشر شده و ابعاد سیاسی، امنیتی، نظامی، اجتماعی پرداخت شده است و بعد مهم حقوقی آن هم تاثیرات آن بر حقوق خانواده که رکن اساسی جامعه و خلق کننده دفاع مقدس در مقابل جنگ تحمیلی هشت ساله است مغفول مانده خاصه جنگ تحمیلی 8 ساله رژیم بعث عراق بر جمهوری اسلامی ایران با مشخصات زیر یکی از جنگ‌های منحصر به فرد در پایان قرن بیستم محسوب می‌شود (مرادپیری و شربتی، 1391) .

1- طولانی‌ترین و پر هزینه‌ترین جنگ منطقه غرب آسیا پس از جنگ جهانی دوم است.

2- تنها جنگی بود که در دوران دو قطبی بودن قدرت با دوران جنگ سرد (1991-1945م) هر دو ابر قدرت از کشور مهاجم (عراق) حمایت می‌کردند.

3- برخی از دولت‌های اروپایی خصوصا (فرانسه، انگلیس و آلمان) برخی از دولت‌های عربی مثل عربستان، کویت، مصر، اردن از رژیم بعث عراق حمایت می‌کردند.

4- تنها جنگ طی دویست سال گذشته که نتوانستند قسمتی از سرزمین ایران را جداسازند.

5- تنها جنگی که کشور مهاجم علاوه بر مناطق جنگی شهر‌های دور دست را هم با توجه به حمایت‌های امریکا و اروپا و... مورد تهاجم موشکی و بمباران قرار دهد.

در این دفاع در مقابل جنگ دو میلیون نفر نیرو‌های داوطلب بسیجی به علاوه نیروهای مسلح کشور ارتش جمهوری اسلامی، و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ژاندارمری ، شهربانی و کمیته‌های انقلاب حضور داشتند که این تعداد یعنی تعداد خانواده با توجه به اینکه آن وقت جمعیت کشور ما سی شش میلیون نفر بود لذا نزدیک به سه میلیون نفر یعنی سه میلیون خانواده مستقیما و چند برابر آن غیر مستقیم متاثر از این پدیده شدند به تعبیر مقام معظم رهبری که می‌فرمایند: همه جنگ داخل جبهه‌ها نیست بسیاری از مسائل جنگ داخلی خانه‌هاست، در راه‌ها است.داخل دل‌ها ست در مجموعه‌های تصمیم گیری است. در مجامع بین الملی است لذا می‌طلبد در این خصوص پایان نامه‌ها مقالات تحقیقات فیلم‌های مستند تو‌لید شود تا هم از حق و حقوق افراد به نحوی دفاع شود هم تجارب گذشته برای مسائل مشابهه در آینده استفاده شایسته شود و معین گردد که خسارت عظیم مادی و معنوی که بر این خانواده‌ها تاثیرات گذاشته از نظر حقوق خانواده چه تاثیراتی بوده و در آینده این خانواده‌ها چه مشکلات و مصائبی به دنبال خواهد داشت یا اینکه با استفاده از ارزش‌های 8 ساله جنگ که در بیان مساله گفته شد چه مشکلات و گره‌هایی می‌شود از خانواده‌ها باز کرد بنابراین ضروریت و اهمیت حقیق در همین مساله نهفته است.

1-4- اهداف تحقیق

بیان این موضوع که دفاع مقدس چه تاثیری به سزایی در علم حقوق ایران خصوصا در حقوق خانواده داشته است، به گونه‌ای که حقوق خصوصی و از جمله حقوق خانواده را چگونه تحت تاثیر قرار داده است.

1-4-1- هدف اصلی

تبیین و ارائه پارامتر‌های موثر دفاع مقدس بر خانواده که در فقه و حقوق به آنان اشاره شده است.

ارائه راهکارهایی به تصمیم گیران و تصمیم سازان حوزه خانواده در جهت ارتقاء حقوق خانواده

1-4-2- اهداف فرعی

1- آشنا نمودن خانواده‌ها با حقوقشان با استفاده از آموزه‌های هشت سال دفاع مقدس

2- شناسایی خلاء‌های قانون موجود در حقوق خانواده‌

1-5- سوالات تحقیق

1-5-1- سوال اصلی

1- دفاع مقدس چه تاثیری بر حقوق خانواده گذاشته است؟

1-5-2- سوالات فرعی

1- مبانی تطبیق حقوق خانواده با مقتضیات دفاع مقدس کدامند؟

2- مطابقت‌های قانونی حقوق خانواده با مقتضیات دفاع مقدس تا چه اندازه کار آمد بوده است؟

1-6- فرضیه‌ها

1-6-1- فرضیه اصلی

دفاع مقدس به طور نسبی بر حقوق خانواده ایران تاثیر گذاشته است.

1-6-2- فرضیه‌های فرعی

1- ایثارگران اعضاء خانواده بوده و هدف از وضع حقوق خانواده اداره امور خانواده است بدیهی است در اداره امور خانواده باید شرایط اعضاء آن توجه داشت.

2- به نظر میرسد قوانین مرتبط با خانواده اعم از قانون حمایت از خانواده و نیز قانون مدنی مرتبط با خانواده است.خانواده ظرفیت قابل توجهی برای تغییر در جهت تسهیل اداره امور خانواده ایثارگران داشته است

1-7- کاربران و بهره وران از تحقیق

با توجه به اهمیت موضوع، خانواده‌هایی که به نحوی از اتحاد اعضاء آنان در هشت سال دفاع مقدس حضور داشته است به ویژه نهاد و اعضاء سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بسیجیان هشت سال دفاع مقدس _ بنیاد شهید و امور ایثارگران بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس امور ایثارگران قوه قضاییه- ایثارگران و استانداری‌ها ارتش ج. ا.ا نیروی انتظامی وزارت اطلاعات و... می‌توانند از نتایج این تحقیق بهرهمند شوند.

1-8- جنبه نوآوری و جدید بودن تحقیق

با توجه به مقتضیات و شرایط مربوط به دفاع مقدس و با توجه به اینکه تعداد قابل توجهی از اعضاء و خانواده با مقوله دفاع مقدس مرتبط بوده اند و از سوی دیگر با توجه به اینکه قانون حمایت از خانواده و قانون مدنی در مورد خانواده ناظر بر تسهیل امور خانواده است باید بررسی شود که قوانین مزبور تا چه اندازه از مقتضیات و شرایط دفاع مقدس تاثیر پذیرفته است و آیا این تاثیر گذاری یا تاثیر پذیری از کار آمدی لازم برخوردار است یا نه؟

1-9- پیشینه تحقیق

به طور کلی با مراجعه به سایت‌های بانک اطلاعات مقالات معتبر داخلی[1] و پرتال جامع علوم انسانی هیچ سابقه‌ای از تحقیق یافت نشد. بررسی و جستجو در فهرست منابع و کتب موجود در کتابخانه‌ای سپاه و ارتش و دانشگاهی این دو نهاد و حتی نیروی انتظامی نشان می‌دهد که به این مقوله پرداخته نشده است.

لذا با توجه به وسعت و گستردگی این مقوله اهم (حقوق خانواده و دفاع مقدس) آن مقدار تحقیق هم که انجام شده بیشتر جنبه‌های تاریخ شفاهی و نقلی دارند ولی تبیین آثار این رخداد مهم (8سال دفاع مقدس) در ابعاد حقوقی آن بر خانواده‌ها پرداخته نشده است بنابر این با مراجعه به سایت‌های بانک اطلاعات و مقالات معتبر داخلی نظیر magiran.iran docو پرتال جامع علوم انسانی، هیچ سابقه‌ای از این موضوع یافت نشد اما در زمینه دفاع مقدس مستقلا و خانواده به صورت مستقل تحقیقاتی انجام شده است.

آل اسحق خوئینی (1388) جایگاه اخلاق در شکل گیری حقوق خانواده را بررسی و قوانین شرع مقدس اسلام را مبتنی بر اخلاقیات دانست. در این پژوهش برای تاثیر رعایت حقوق پیش بینی شده اسلام بر خانواده با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از آیات و روایات موارد را بررسی و به این نتیجه رسید که ورود اخلاق در همه زمینه های حقوق اسلامی به چشم می خورد تا جایی که هدف رسالت پیامبر را مکارم الاخلاق دانسته و اشاره می نماید که حقوق خانواده در اسلام بر پایه ی استعداد های فردی و اخلاقی پایه گذاری شده و با قوانین بر مبنای اخلاقی منجر به خانواده ای متخلق به اخلاق می شود. هم چنین بیان داشته، حق و تکلیف زن و شوهر دو روی یک سکه اند و در مقابل اسلام وظایفی برای طرف مقابل معین نموده است که باید زن و شوهر به آنها توجه نمایند.

ولی‌پور زرومی (1384) به اهمیت دفاع مقدس و نقش آن در ایجاد یک هویت ایرانی - اسلامی پرداخت و نقش ویژه‌ی دفاع مقدس را به طور اخص بررسی نمود و به این نتیجه می‌رسد که: ادغام گفتمان انقلاب اسلامی و گفتمان جنگ تحمیلی یک نیاز اساسی برای زنده نگهداشتن دفاع مقدس محسوب می‌گردد و ضمن توجه به بحران مشروعیت در مفاهیم ملی گرایانه؛آموزه‌های دینی، انقلابی وملی به عنوان مبانی تشکیل دهند هویت ملی در دفاع مقدس نقش داشته است. از همین روست که هویت و هویت ملی مفاهیم شناخته شده‌ای هستند که اگر با منافع ملی همزوج گردند بسیار اثر گزارتر می‌گردد.

نبی پور (1390) پژوهشی با عنوان رویکرد متعالی اسلام به حقوق و نقش آن در تعادل و کار آمدی خانواده پرداخت. و در ان با استناد به آیات و روایات و احادیث معتبر از ائمه معصومین به نقش ارزنده خانواده در جامعه اسلامی پرداخت و ان را نشانه‌ی اهمیت اسلام به ان دانسته و باعث تحکیم خانواده و تعالی جامعه بیان کرده است.

1-10- نوع و روش تحقیق

روش کار در این تحقیق به صورت تحلیلی توصیفی است در این راستا ابتدا با مراجعه به منابع موجود در زمینه دفاع مقدس و حقوق خانواده به اطلاع لازم مبتنی بر سوالات تحقیق گردآوری شده و در نهایت با توجه به اهداف و سوالات پژوهش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. ابزار گردآوری و داده‌ها واطلاعات مبتنی بر روش کتابخانه‌ای است.

 



 

 

 

 

2-1- مقدمه

جنگ تحميلي با همه مصائب و مشكلات و ويراني‏ها، سبب شد در بحبوحه تنگناهاي اقتصادي، رواني و اجتماعي، شكل خاصي از روابط اجتماعي شكل بگيرد. سوابق اختلافات ایران و عراق بسیار زیاد بوده که اگر بخواهیم به ان اشاره کنیم باید آن را در دو بحث علل دور و نزدیک تقسیم و بررسی نمود. اين شكل خاص از روابط اجتماعي و هنجارها و ارزش‏هاي ناشي از آن، سرمايه اجتماعي براي ايران در حال جنگ محسوب مي‏شد. در زمان جنگ به دليل موقعيت بحراني و بسترهاي اجتماعي و فرهنگي و مذهبي جامعه ايران، با نفي گرايشات فردگرايانه و ترويج روحيه جمع‏گرايي، مراودات اجتماعي دستخوش تغيير شد. اين شكل خاص از روابط اجتماعي باعث افزايش انسجام ملي و فرهنگي، كاهش قوم‏مداري و تضادها و شكاف‏هاي مذهبي شد و تك تك افراد جامعه را در يك صف واحد در برابر متجاوز قرار داد. اين جنگ يك واقعه كم نظير در تاريخ معاصر ايران بود كه با نبردها، وقايع و رويدادهاي ديگر، هم به دليل وسعت و شدت و هم به علت اشتياق مردم جهت شركت در جبهه‏هاي نبرد تفاوت دارد.

 

 

 

2-2- سابقه تاريخي روابط و اختلافات مرزي ايران و عراق (علل دور)

در اوايل قرن دهم هجري شاه اسماعيل صفوي موفق شد با كمك ايلات و عشاير شيعي مذهب آذربايجان و گيلان، حكومت‌هاي مستقل محلي و نظام ملوك‌الطوايفي را در گستره سرزمين ايران برانداخته و دولت مركزي قدرتمندي را به نام صفويه در ايران تأسيس نمايد. اين امر از لحاظ سياسي و مذهبي موجبات نارضايتي و ناراحتي همسايه غربي ايران يعني امپراطوري عظيم عثماني فراهم گرديد كه ادعاي خلافت بر مسلمين را داشت. و مايل به قدرتمند شدن ايران در منطقه نبود و آن را رقيبي براي خود مي‌پنداشت.

در سال 1639 میلادی مطابق با 1018 هجری شمسی حمله عثمانی‌ها به علت ضعف صفوی و اشغال ایروان و پادگان نیروهای ایرانی در بغداد طی قرارداد قصر شیرین یا صلح ذهاب دو شهر بغداد و بصره تحت حاکمیت دولت عثمانی قرار گرفت. برای اولین بار عراق برای همیشه از خاک ایران جدا گردید (منصوری لاریجانی، 1387).

 در نتيجه جنگ‌هاي خونين ايران و عثماني كه در حقيقت، جنگ تضاد منافع دو ابر قدرت منطقه‌اي بود آغاز شد كه تا پنج قرن بعد و انحلال امپراتوري عثماني که حدود 24 جنگ بين اين دو دولت بود، واقع شد كه اولين آن نبرد معروف چالدران در 914 هجري قمري و آخرين آن در سال 1238 هجري قمري (در زمان سلطنت فتحعلي شاه قاجار) رخ داد.

در اين جنگ‌ها كه در دوران سلسله‌هاي صفويه، زنديه، افشاريه و قاجاريه به وقوع پيوست هر گاه كه ايران از نظر نظامي فاقد قدرت بود عثماني‌ها پيروز شده و قسمتي از ولايات قفقاز و آذربايجان و كردستان را تصرف مي‌كردند و زماني كه سپاه ايران پيروز مي‌شد عثماني‌ها را به عقب رانده و بر بين‌النهرين (عراق امروزي) و بخش‌هاي شرقي تركيه امروزي تسلط مي‌يافتند.

مهمترين علل جنگ‌ها و انعقاد قراردادهاي متعدد صلح و آتش‌بس و رفع اخلاف بین دولت ايران و عثماني موارد عمده زيرين بود:

اختلاف سرحدي دو دولت و توسعه طلبي حكام عثماني و چشم داشت آنها به قسمت‌هايي از خاك ايران به خصوص به ولايت گرجستان، ارمنستان، آذربايجان، كردستان و عراق و متقابلاً علاقه ايرانيان به عراق به خاطر مقابر ائمه مورد احترام و اعتقاد پيشينيان.

اختلاف مذهبي ناشي از شيعه بودن ايرانيان و سني بودن عثماني‌ها كه در تداوم اختلاف‌هاي دو كشور نقش اساسي را ايفاد مي‌كرد.

بدرفتاري حكام و مأموران دولت عثماني با زوار ايراني كه براي زيارت عتبات عاليات به بين‌النهرين (عراق) عزيمت مي‌كردند.

تحريك و آتش‌افروزي كشورهاي اروپايي براي برافروختن آتش‌ جنگ بين ايران و عثماني، به منظور تضعيف اين دو ابر قدرت شرقي و تأمين امنيت و منافع خود.

اوضاع نابسامان داخلي ايران در زمان‌هاي مختلف ناشي از بي‌ثباتي حكومت‌هاي استبداد و بي‌لياقتي زمامداران.

همانطور كه گفته شد آخرين جنگ بين ايران و عثماني (قبل از فروپاشي آن در سال 1920 م)، در سال 1823 م (1238 ق) در زمان سلطنت فتحعلي‌ شاه قاجار رخ داد كه منجر به عقد قرارداد معروف (ارزروم ـ 1) گرديد. اين قرارداد نتوانست اختلافات هفت گانه فوق‌الذكر را كاملاً فيصله داده و موجبات رضايت طرفين را فراهم آورد.

در سال 1253 ق (زمان سلطنت محمد شاه قاجار) در اثر لشكر كشي عليرضا پاشا والي بغداد به محمره (خرمشهر فعلي) و غارت اين شهر و سپس كشتار شيعيان در كربلا و بي‌احترامي عثماني به بقاع متبركه كه با اعتراض شديد دولت ايران مواجه شده بود مي‌رفت كه جنگ خونين ديگري بين دو دولت درگيرد كه با وساطت دول روس و انگليس كه وقوع جنگ تازه بين ايران و عثماني به نفع منافع منطقه‌اي آنان نبود يك كميسيون چهار جانبه از نمايندگان ايران و عثماني و روس و انگليس (به عنوان ميانجي) براي رسيدگي به اختلافات ايران و عثماني و حل و فصل آنها تشكيل شد. محل مذاكرات شهر ارزروم بود و رئيس هيئت نمايندگي ايران را ميرزاتقي خان فراهاني (امير كبير بعدي) برعهده داشت در سال 1847 ميلادي پيش‌نويس عهدنامه معروف به ارزروم - 2 تهيه و به امضاي نمايندگان دول چهارگانه رسيد. و در آن مقرر گرديد طبق رسم، پس از امضاي شاهان دو كشور رسميت يافته و مبادله گردد. طبق اين قرارداد نواحي واقع در شرق دشت ذهاب، شرق شط ‌العرب و بندر خرمشهر متعلق به ايران شناخته شد و دو دولت متقابلاً حق كشتيراني آزاد يكديگر را در شط ‌العرب (اروند رود) به رسميت شناخته و از كليه دعاوي ارضي نسبت به يكديگر صرفنظر نمودند و دولت عثماني متعهد شد از آزار و اذيت زوار شيعه ايراني در عتبات خودداري نمايد.

هفتاد سال بعد يعني در سال 1913 ميلادي در زمان سلطنت احمد شاه قاجار مجدداً مذاكرات بين ايران و عثماني با ميانجي‌گري روس و انگليس براي رفع موارد اختلاف در قرارداد ارزروم ـ2 در قسطنطنيه (پايتخت عثماني؛ شهر استانبول فعلي) بين هيئت‌هاي نمايندگي طرفين شروع شد و سال بعد (1914) مذاكرات تكميلي در تهران ادامه يافت كه حاصل آن تنظيم يك پروتكل (متمم عهدنامه) بود كه به پروتكل 1913 قسطنطنيه و صورت جلسات 1914 تهران موسوم است كه مرزهاي مشترك ايران عثماني را مشخص مي‌نمود. (همين مرزهاي زميني فعلي بين ايران و تركيه، ايران و عراق)

مرزهاي زميني تعيين شده ايران در اين عهدنامه، در مقايسه با مرزهاي عهدنامه ارزروم ـ 2 كم و بيش عقب‌تر است و تمامي اروند رود (شط ‌العرب) نيز به جز قسمت كوتاهي در مقابل آبادان به عثماني واگذار گرديده بود؛

پس از جنگ جهاني اول (1914-1918) امپراطوري عثماني كه از دول مغلوب جنگ بود فروپاشيد و قلمرو وسيع آن توسط فاتحين جنگ (به ويژه انگليس و فرانسه) تجزيه گرديده و كشورهاي جديدي به جغرافياي جهاني وارد شدند؛ از جمله آنها تشكيل عراق در بين‌النهرين بود (1920 م) كه از سوي جامعه ملل (سازماني شبيه سازمان ملل متحد فعلي) براي مدت 12 سال تحت قيوميت انگلستان درآمد. تا پس از كسب توانايي‌هاي لازم و تجارب اداري و سياسي و ... به استقلال كامل دست يابد. مرزهاي عراق با دولت‌هاي هم‌جوارش كه تماماً از نوع كشورهاي به وجود آمده از امپراطوري عثماني بودند (تركيه، اردن، عربستان و كويت) توسط فرانسه و انگليس تعيين گرديد و در مورد مرزهاي اين كشور با ايران پروتكل 1913 قسطنطنيه و صورت جلسات مذاكرات 1914 تهران را مبنا قرار دادند كه طبعاً چون ايران پروتكل مزبور را تصويب نكرده بود دعاوي مرزي ايران با كشور جديد عراق همان موارد اختلاف با عثماني سابق بود كه بخش عمده اين اختلاف مربوط به مرز مشترك رودخانه‌اي اروند و حقوق كشتيراني در آن بود.

عدم پذيرش و نارضايتي دولت ايران از مرزهاي تعيين شده عراق با ايران سبب گرديد كه از شناسايي رسميت دولت عراق خودداري كند.

دولت ايران در 1929م رژيم عراق را به رسميت شناخت.اما به زودي معلوم شد كه دولت عراق (در واقع دولت انگلستان) در وعده اي كه به حل عادلانه مشكل داده، فقط منظورش به رسميت شناختن عراق از سوي دولت ايران بوده است. بنا بر اين در سال 1310 ايران رسما عدم اعتبار تعيين حدود مرزي 1913 را به دولت عراق اعلام نمود و به دنبال اين جريان روابط دو كشور رنگ تيرگي گرفته و در اروندرود و سرحدات خاكي تصادمهايي بين گشتيها و ژاندارمري طرفين روي داد.

در سال 1932 م انگلستان عراق را از قيوميت خود خارج ساخته و ظاهراً اين كشور داراي استقلال كامل گرديد اگر چه زمامداران اين كشور تحت نفوذ مستقيم انگلستان قرار داشته و اين كشور بر عراق سيادت كامل داشت.

به دنبال درگيري‌هاي مرزي، عراق در 1313 (1934 م) از ايران به جامعه ملل شكايت كرد. چون اجلاس جامعه مزبور در يافتن راه حل مورد رضايت طرفين توفيق نيافت، به طرفين پيشنهاد نمود از طريق مذاكره مستقيم در حل موارد اختلاف تلاش نمايند كه اين پيشنهاد از طرف دو دولت ايران و عراق پذيرفته شد.

اروند رود تعيين شود، به جز قسمت كوچكي (در حدود پنج كيلومتر) در مقابل جزيره آبادان حاكميت تمامي اروند رود به عراق واگذار شده بود.

اختلافات مرزي ايران و عراق به ويژه مسئله اروند رود هميشه عامل بروز بحران و اختلاف، آن هم اكثراً از سوي عراق بود. در 1949 م (1328 هـ. ش) با توجه به اينكه عراق حقوق مندرج درعهدنامه 1313 را همچنان ناديده مي‌گرفت دولت ايران پيش‌نويس يك عهدنامه جديد را به عراق پيشنهاد داد كه به علت عدم توجه و عدم همكاري مقامات عراقي، مشكلات موجود كماكان حل نشده باقي مانده و تلاش ايران براي بهبود مناسبات بي‌نتيجه ماند.

در 1958 م (1337 هـ. ش) ايران مجدداً خواستار احقاق حقوق طبيعي و مسلم خود در اروند رود شد و از دولت عراق خواست تا پا پذيرش خط تالوگ در اين رودخانه، به اختلافات ديرينه خاتمه دهد. ولي سرلشكر عبدالكريم قاسم، رئيس جديد رژيم وقت عراق، در يك مصاحبه مطبوعاتي اعلام داشت: «اساساً در عهدنامه 1937 م عراق آن پنج كيلومتر از اروند رود را به ايران بخشيده و اين يك بخشش بوده و يك حق مكتسب نبوده است.

بيانيه 1975 م الجزاير و حل اختلافات مرزي:

در اجلاس سران دول صادر كننده نفت (اوپك) كه چهارم تا ششم مارس 1975 م (اسفند ماه 1353 ش) در الجزاير تشكيل شد با ميانجيگري الجزاير، بين ايران و عراق در خصوص نحوه حل اختلافات ميان دو كشور براساس رعايت اصول احترام به تماميت ارضي و تجاوز ناپذيري مرزها و عدم دخالت در امور داخلي يكديگر توافق و بيانيه‌اي به شرح ذيل منتشر شد:

مرزهاي زميني خود را براساس پروتكل قسطنطنيه مورخ 1913 م و صورت جلسه‌هاي هيئت تعيين مرز مورخ 1914 م تعيين كنند.

مرزهاي آبي خود را براساس خط تالوگ تعيين نمايند.

توافق فوق بين شاه سابق ايران و صدام حسين معاون وقت رئيس جمهوري عراق و با ميانجيگري الجزاير صورت گرفت. در اجراي اين تفاهم‌نامه، وزراي خارجه ايران و عراق و الجزاير چندين بار جهت تنظيم قرارداد ملاقات نموده و بالاخره در تاريخ ژوئن 1975 م اسنادي به شرح زير بين دو دولت در بغداد توسط وزراي خارجه به امضاء رسيد:

عهدنامه مربوط به مرزهاي دولتي و حسن همجواري كه مشتمل بر يك مقدمه و 8 ماده است كه ماده 6 آن به خصوص در مورد رفع اختلافات به طرق مسالمت‌آميز تأكيد نموده و مقرر مي‌داشت كه اختلافات احتمالي دو طرف از طريق ارجاع به حكميت و ديوان داوري حل و فصل شود.

2-3- علل نزديك جنگ

زمينه‌سازي و ايجاد بحران: رژيم بعثي حاكم بر عراق، با توجه به اوضاع و احوال ايران در شرايط ناشي از انقلاب، به منظور برقراري جو مساعد براي اجراي يك تجاوز نظامي به ايران و نیز آماده ساختن افكار ملت عراق در پذيرش چنين اقدامي به تبليغات وسيعي دست زد: از جمله يكي از پرخرج‌ترين فيلم‌هاي سينمايي جهان را به نام قادسيه دوم كه در حقيقت به مفهوم غلبه و پيروزي مجدد اعراب بر ايران بود تهيه و مبادرت به اقداماتي کرد كه روابط دو كشور را تيره و بحراني نموده و از عكس‌العمل‌هاي ايران بهره‌برداري تبليغاتي نمايد كه اهم اين اقدامات عبارت بودند از (منصوری لاریجانی، 1387) :

ايجاد تشنج و درگيري‌هاي مرزي با تجاوز به حريم زميني و هوايي ايران در طول مرز مشترك كه از تاريخ 13/1/58 شروع و به مدت يك سال و نيم؛ يعني، تا روز حمله عمومي عراق به ايران تقريباً همه روزه ادامه داشته و اين تجاوزات زميني و هوايي مرزي كه منجر به شكايت ايران به شوراي امنيت شده بود به 673 مورد بالغ گرديد.

ايجاد دفتر جبهه به اصطلاح آزادي‌بخش خوزستان (جبهه‌التحرير) و مركز فرهنگي خلق عرب و سعي و كوشش براي تحريك ايرانيان عرب زبان خوزستاني به قيام براي كسب خودمختاري و جدايي از ايران.

اعزام عناصر خرابكار به خوزستان و اقدام به خرابكاري در خطه لوله و تأسيسات نفتي.

دخالت مستقيم و مؤثر و پشتيباني همه جانبه از جريانات كردستان.

ايجاد فرستنده‌هاي راديويي و پخش برنامه‌هاي تبليغاتي تحريك‌آميز به زبان‌هاي اقليت قومي ايران.

تهيه و چاپ نقشه‌هاي جعلي و تفكيك قسمت‌هاي مهمي از خاك ايران در اين نقشه‌ها مانند: خوزستان، كردستان و حتي استان سيستان و بلوچستان.

تهيه و چاپ و انتشار و توزيع كتاب‌هاي مجعولي نظير تاريخ سياسي امارات عربستان (خوزستان)، درگيري‌هاي عرب و فارس، تاريخ عربستان (خوزستان) الاحواز (اهواز) و غيره .

تقاضايي خروج بي‌قيد و شرط و فوري نيروهاي ايران از جزاير تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي و واگذاري آنها به اعراب.

عراق با ادعاي تحميلي بودن قرارداد 1975 بهانه‌اي را براي حمله به ايران دستاويز كرده بود و با توسل به اين عهدنامه و به راه انداختن مظلوم‌نمايي تحت عنوان لزوم احقاق حق تاريخي عراق، حربه بسيار خوبي براي انگيزش احساسات ملي‌گرايانه مردم عراق عليه ايران و توجيه تجاوز نظامي خود به دست آورد.

نگاهي كوتاه به گفته‌هاي مقامات مختلف رژيم بعثي در اين دوران و طرح دعاوي مختلف و متعدد، به خوبي بيانگر مقاصد توسعه طلبانه عراق، زير پوشش‌هاي ظاهر فريب احقاق حقوق عراق و اعراب است؛ مثلاً صدام حسين در فروردين ماه 1359 توقف بحران روابط موجود دو كشور را (كه خود آتش‌افروز آن بود) مشروط به تحقق خواسته‌هاي عراق به شرح زير نمود:

خروج بي‌قيد و شرط ايران از جزاير تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي و واگذاري آن به اعراب.

بازگرداندن اروند رود به حالت قبل از 1975.

به رسميت شناختن خودمختاري و عربي بودن ايالات عربستان (خوزستان) .

صدام حسين با اعلام اين خواسته‌ها اضافه كرد: « عراق آماده است كه با توسل به زور تمام اختلافات خود را با ايران حل كند».

رژيم عراق پس از مقدمه چيني‌هاي بسيار در زمينه ايجاد موقعيت مناسب براي لغو قرارداد
1975 م و اجراي يك تهاجم نظامي با عنوان عوام فريبانه (احقاق حقوق تاريخي عراق)، ابتدا در تاريخ هفدهم تا نوزدهم شهريور ماه 1359 به بهانه واهي، اينكه دولت جمهوري اسلامي در امر تحويل و تحول مناطقي كه تعلق ملي آنها متعاقب علامتگذاري مجدد مرز زميني تغيير يافته هنوز تعلل مي‌نمايد مبادرت به اشغال اين مناطق (خان‌ليلي و ميمك) نمود. سپس در تاريخ 26 شهريور ماه 1359 (17 سپتامبر 1980 م) با متهم نمودن دولت جمهوري اسلامي به عدم اجراي تعهدات خود در قرارداد 1975 به طور يك جانبه، عهدنامه مزبور را ملغي و بي‌اعتبار دانسته و قلمرو حاكميت ايران در اروند رود را مجدداً منضم به خاك خود اعلام نمود.

كمتر از يك هفته پس از اعلام لغو يك جانبه قرارداد؛ در 31 شهريور 1359 (22 سپتامبر 1980 م)، عراق برابر طرح‌هاي از پيش تعيين شده حمله عمومي خود را از زمين و هوا به مناطق غربي و جنوب غربي و شمال غربي خاك ايران آغاز و موفق شد تا در هفته‌هاي اوليه تهاجم در جبهه‌اي به عرض بيش از 550 كيلومتر - از استان كردستان تا سواحل اروند رود در استان خوزستان - و حداكثر تا عمق 100 كيلومتري پيشروي نموده و مجموعاً بيش از پانزده هزار كيلومتر مربع از اين مناطق را به اشغال خود درآورد.

2-4- علل آغاز جنگ

گرچه صدام حسین در ساعات میانی 31 شهریور و پیش از صدور فرمان حمله به ایران، موضوع اختلافات مرزی را دلیل وقوع جنگ عنوان کرد، اما حتی خود او نیز می‌دانست این جنگ مرحله اجرایی نقشه برنامه‌ریزی شده، هدفمند و فرامنطقه‌ای است و دولت بغداد به دلیل اختلافات زمینی و دریایی خود با ایران، تنها داوطلب اجرای این نقشه شده است.

واقعیت این است که انقلاب اسلامی تنها سبب از بین بردن «جزیره ثبات غرب» در منطقه نشده بود، بلکه تمامی الگوها و هنجارهای مورد نظر غرب در خاورمیانه و خلیج فارس را بر هم زده بود.

انقلاب اسلامی در برابر نظامهای لائیکی مورد نظر غرب در منطقه، با صراحت، احیاء مذهب را صلا می‌داد. علاوه بر آن قدرتهای بزرگ از این نگران بودند که ثبات مورد نظر آنان در خاورمیانه و همچنین جریان آرام و مطلوب نفت از خلیج فارس، با تثبیت انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران به خطر افتد. به همین دلیل امریکا و اتحاد جماهیر شوروی ـ علیرغم اختلافات برخاسته از فضای جنگ سرد ـ در نارضایی از انقلاب اسلامی ایران موضع یکسانی داشتند.

جمهوری اسلامی ایران در طول یک سال و چند ماه قبل از وقوع جنگ تحمیلی، با فشارهای برون مرزی متعددی روبرو شد:جنگ تبلیغاتی، سیاسی روانی؛ محاصره اقتصادی؛ بلوکه کردن دارایی‌های ایران؛ تهدیدات نظامی (مداخله نظامی در طبس و ...) ؛ تحریف ماهیت انقلاب اسلامی در عرصه بین‌المللی؛ دامن زدن به تروریسم و ناامنی داخلی و حمایت از آن.

هدف از این اعمال، بدبین ساختن افکار عمومی جهان نسبت به انقلاب اسلامی، جلوگیری از شناسایی سیاسی جمهوری اسلامی و فراهم ساختن زمینه‌های جنگ علیه ایران بود. هدف این بودکه هرگونه برخورد با ایران، در عرصه بین‌المللی، اقدامی در جهت بازگرداندن ثبات و آرامش به منطقه ومطابق خواست جامعه جهانی جلوه کرده و توجیه پذیر باشد. هدف این بود که نگذارند نهضت امام خمینی (ره) به عامل تأثیرگذار در تعیین نظم استراتژیک جهان تبدیل شود.

این گونه اهداف و دیدگاهها نیز نمی‌توانست در چهارچوب اختلافات مرزی و جاه‌طلبی‌های صدام تعریف شود. صدام در حقیقت فریب توطئه خارجی را خورد و جاه‌طلبی‌اش محرکی برای انتخاب عراق در اجرای این توطئه بود. البته در کنار این جاه‌طلبی، صدام انگیزه‌های جداگانه‌ای نیز برای جنگ داشت: صدام از تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر جمعیت 60 درصدی شیعیان عراق نگران بود؛ صدام همانگونه که خود و دولتمردانش به دفعات اعلام کردند از پیمان الجزیره ناراضی بوده و در پی فرصتی برای لغو آن و حل یکسره اختلافات مرزی دو کشور مطابق میل خود بود؛ صدام ـ بعدها از زبان سیاستمداران عراقی و غیر عراقی منتشر شد ـ مایل بود در برنامه نابودی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران و از بین بردن خطرتفکر اسلامی برای استعمارگران، در منطقه پیشقدم شود تا بتواند حمایت دولتهایی را که با پیروزی انقلاب اسلامی منافعشان خطر افتاده، جلب کند و خود رهبری جهان عرب را به دست گیرد.

به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران سیاسی، جنگ تحمیلی عراق علیه ایران را تهاجمی فرا منطقه‌ای و برخاسته از اراده برون مرزی می‌شمارند.

البته حوادث بعد نشان داد که امریکا و یارانش در تبیین واقعیت‌ها، اشتباه کرده و دچار خوش‌بینی شده بودند که ناشی از ماهیت رخدادهای سیاسی‌ ـ اجتماعی و اطلاعات نادرست امریکا بود. امریکا به رغم نظام و سیستم اطلاعاتی‌اش، همچنین حضور طولانی مدت در جامعه ایران، فاقد اطلاعات واقعی بود و توان تبیین صحیح این اطلاعات را نیز نداشت.

مجموعه این مسایل، امریکا و هم پیمانانش را به چالشی با جامعه ایران کشاند که هنوز بعد از گذشت نزدیک به سه دهه به پایان نرسیده است. گرچه در این مدت تحولات زیادی رخ داده، اما به طور قطع آن چه امریکایی‌ها از آن هراس داشتند اتفاق افتاد؛ انقلاب اسلامی ایران در برگرفتن غبار از چهره اسلام و خارج ساختن آن از کنج راکد عبادتگاهها به صحنه سیاسی جوامع بشری موفق بود.

2-5- جنگ

درباره جنگ تعاریف مختلفي بيان شده كه هر يك بيانگر نگرش خاصي به جنگ است. به عنوان مثال، هدلي بال جنگ را خشونتي سازمان يافته مي‌داند كه دو يا چند كشور عليه همديگر انجام مي‌دهند. اين تعريف، جن گهاي داخلي را دربرنمي گيرد. كلاوزويتس معتقد است جنگ، بكارگيري حد اعلاي خشونت در راه خدمت به دولت يا كشور است. البته همه جنگ‌ها در راه خدمت به دولت و كشورصورت نمي‌گيرد. در مجموع، به نظر مي‌رسد تعريفي كه كوئيني از جنگ ارائه ميدهد، جامع‌تر از تعريف‌هاي بالا باشد. وي ميگويد: جنگ هنر سازمان دادن و بكارگرفتن نيروهاي مسلّح براي انجام مقصود است (شیرودی، 1384: 70 ) .

جنگ، هم به عنوان مفهوم سياسي اجتماعي و هم به عنوان پديد‌هاي ملموس و عيني، از تعاريف بسيار متنوع و گوناگوني برخوردار است. جن گها به منزلۀ يك نهضت اجتماعي، ماهيت‌هاي گوناگون دارند و بنا به ماهيت و اهدافي كه تعقيب م ينمايند، تعاريف آنها متفاوت می‌شود؛ به بيان بهتر، جنگ‌ها بنا بر اهداف و نيات تعريف می‌شوند نه به نتايجي كه تحصيل مي‌كنند.

تعاریف واژه جنگ از منظر جامع هشناختي« م. كويسني رايت » با تأکید بر جنبه حقوقي جنگ، بر این باور است که «جنگ شرط قانوني است كه به دو يا چند گروه متخاصم فرصت می‌دهد تا نزاعي را با نيروهاي مسلح صورت دهند. رزمندگان اسلام در طول هشت سال دفاع مقدس، بیش از 200 عملیات بزرگ و کوچک انجام دادند؛ یعنی هر دو هفته یک عملیات. بخشی از این عملیات برای بیرون راندن متجاوزان از خاک ایران بود و تا بهار سال 1361 به طول انجامید و در خرداد ماه سال 1361 با بازپس‌گیری خرمشهر قسمت عمده مناطق اشغال شده ایران آزاد شد و فقط چند منطقه در مرزهای غربی در اختیار ارتش عراق ماند.

2-6- تفاوت بین جنگ و دفاع مقدس

تبیین تفاوت دو واژه فوق نیازمند توجه به مفهوم و نوع نگاهی است که در ادبیات سیاسی و هنجارهای اجتماعی و دینی یک جامعه پیرامون این دو وجود دارد ؛ جنگ یا « نبرد مسلحانه بین دولتها» به عنوان واقعیتی در جوامع بشری، مفهومی عام و از جنبه‌های مختلف قابل تعریف است و به انواع متعددی نظیر ؛ تهاجم نظامی، جنگ تدافعی، مشروع و یا نامشروع، داخلی یا بین المللی و ...، تقسیم می‌شود. و در بسیاری مواقع جنگ اقدامی ناپسند، غیر عقلی، غیر دینی و نامقدس است نظیر تجاوزات نظامی و راه اندازی جنگ به خاطر سلطه طلبی، جاه طلبی، چپاول منابع ملت‌های دیگر و.... اما دفاع مقدس نوعی خاص از جنگ و نبرد مسلحانه است که از یکسو حالت تدافعی در مقابل تجاوز نظامی بیگانگان داشته واز سوی دیگر مطابق با هنجارهای دینی پذیرفته شده در یک جامعه و دارای ارزش دینی و اجتماعی است. مانند جنگ به منظور دفاع از خویش (دفاع مشروع) در مقابل متجاوزین به دین، عِرض، جان و مال خود و بستگان یا مملکت و نیز به منظور دفاع از مظلومین عالم و یا در مقابل ستمگرانی که آزادی دعوت دینی را سلب می‌کنند و با حاکمیت استبدادی مانع انتخاب آزادانه دین صحیح از سوی مردم می‌گردند (مراد پیری و شربتی، 1391) .

در ادامه جهت تبیین دقیقتر موضوع دفاع مقدس توجه به نکات ذیل حائز اهمیت است:

یک قداست و امور مقدس در فرهنگ اسلام

از نظر دین، هر فعل یا امری که جنبه الهی و صبغه ربوبی داشته باشد، مقدس است. « صِبْغَةَ اللّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً ؛». بقره (2)، آیة 138

قدسی بودن مبتنی بر بهره مندی از صبغه و جنبه الهی در عقاید، اخلاق و افعال فردی و اجتماعی است و آن نیز در پرتو حسن و نیکویی فعل و فاعل به دست میآید. بنابراین هر چیزی که صبغه ربوبی و جنبه الهی داشته و تحت نظارت و دستور خداوند متعال باشد، از امور مقدس محسوب می‌شود. حتی افعالی که انسان‌ها به مقتضای طبیعت و نیازهای طبیعی خود، انجام می‌دهند و در راستای دستورات خداوند متعال است، از امر قدسی شدن مستثنا نیست (جوادی آملی، 1381) .

امام صادق (ع) در این باره می‌فرمودند: « الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله »؛ «کسی که برای تأمین خانواده خویش تلاش کند، اجر او مانند پاداش مجاهد در راه خداست». وسائل الشیعه، ج 17، ص 67.

دقت در این حدیث و سایر احادیث مشابه آن، نشان می‌دهد که شرع با دخالت در امور دنیوی ـ حتی در امور ضروری بشر، همانند به دست آوردن مخارج زندگی ـ سبب می‌شود بین امور دنیوی بشر و مفاهیم کاملا مقدس (همانند قرآن کریم، پیامبران و امامان و...) ارتباط برقرار و آنها نیز اموری قدسی و الهی شود. حتی ممکن است آن قدر میزان تقدس و الهی بودن آنها بالا باشد، که انسان به یاری آنها بتواند در معاد به بالاترین مدارج عالی بشریت و لقای پروردگارش نایل آید.

تشخیص امور مقدس، می‌تواند هم از طریق دلایل نقلی و آیات و روایاتی باشد که برای اعمال خاصی نظیر نماز، روزه، حج و جهاد و... ارزش و جایگاه ویژه‌ای قائل شده اند و هم می‌تواند از طریق دلیل عقلی دین و حکم آن دربارة اعمالی صورت پذیرد که مربوط به امور زندگی دنیوی و معیشتی جامعه است. در این قبیل از اعمال و رفتار، هیچ فرقی (بین امور مهم و غیر مهم وجود ندارد؛ به گونه‌ای که از اعمال به ظاهر کم اهمیت مانند خوردن، آشامیدن، تفریح، مسافرت و...) تا امور سرنوشت ساز اجتماعی (نظیر تهیه امکانات اقتصادی ملت، ارایه خدمات و بهداشت و درمان، حفظ امنیت داخلی و خارجی، قانونگذاری و...) همه در صورتی که در راستای تعالیم و ارزش‌های الهی بوده و صبغه دینی به خود گیرد و برای تحصیل قرب و رضای الهی باشد می‌تواند اموری مقدس شوند؛ گرچه درجة قداست آنها متفاوت است (جوادی آملی، 1381).

بالاخره اینکه با همه ارزش و اهمیتی که دین اسلام برای هدایت مردم و فهم درست و اقبال انسان‌ها به سوی خداوند متعال و تعالیم او قائل است، هیچ‌گاه تقدّس و ارزشی ماورایی دین و مقدسات ربوبی را بر دیدگاه‌ها، فهم‌ها و تلقی‌های آنان مبتنی نمی‌کند؛ این گونه نیست که قداست امری، بستگی به نظر و رأی مردم داشته باشد و براساس نظرات موافق و مخالف و توهم و خیال پردازی‌های اشخاص، قداست آنان در تغییر باشد؛ بلکه امور مقدس دارای پشتوانه مستقل و ثابت دینی است.

2-7- جهاد در اسلام

بر اساس آموزه‌هاي اسلامي، جهاد به دو عنوان کلي تقسيم مي‌شود:

الف) جهاد اکبر: مجاهده با نفس‌ و مبارزه‌ با هواهاي نفساني و شکستن بـت درون است که به دليل اهميت و مشکلاتش به «جهاد اکبر» معروف شده است. رسول اکرم (ص ) هنگام بازگشت‌ از جنگ فرمودند: «قدمتم من الجهاد الاصغر الي الجهاد الاکبر: خوشا‌ به‌ حال‌ شما که از جهاد اصغر به سوي جهاد اکبر بازگشتيد» (ورام، ج 1، ٩٦) ؛ بدين تـرتيب، رسـول گرامي اسلام‌، ‌‌اهميت‌ و سختي جهاد اکبر و مبارزه با هواهاي نفساني را بيان فرموده است. هم چنین مقام معظم رهبری می‌فرمایند: شما كه در دوران دفاع مقدس مسئوليتهاي مهم و حساسي برعهده داشتيد بدانيد پس از جهاد اصغر، نوبت به جهاد اكبر رسيده كه به مراتب دشوارتر و سخت‌تر است (29/2/91).

ب) جهاد اصغر‌: به‌ جهاد‌ و مبارزه با ظالمان، قارونها و متکبران بـيروني، «جـهاد اصغر» گويند که ميتوان آن را بـه دليل‌ زمـينه‌هاي مختلفش به عنوانهاي گوناگون تقسيم کرد که عبارت است از: جهاد‌ نظامي (جهاد ابتدايي و جهاد‌ دفاعي‌ )، جهاد فرهنگي، جهاد سياسي، جهاد علمي، جهاد اقـتصادي و... خداوند خطاب به پيامبر گـرامي اسـلام مي‌فرمايند: «و جـاهدهم به جهادا کبيرا» (فرقان، ٥٢): به وسيله قرآن با آنها جهاد کن. کاملا روشن است که در‌ اين‌ آيه، مـنظور از جهاد، جهاد فکري، فرهنگي و تبليغاتي است نه جهاد مسلحانه ؛ چرا کـه اين سـوره، مـکي، و دستور جهاد مسلحانه (قتال) در مکه نازل نشده است (مکارم شیرازی، 1384) .

مقام معظم رهبری (18/5/1368) می‌فرمایند: اینک ما در دورانی قرار گرفته‏ایم که جهاد فی‏سبیل‏الله در شکلی اگر چه نه به صراحت دوران جنگ، اما با همان دشواری‏ها و شاید با ظرافت بیشتر بر دوش همه‏ی ماست.

2-8- مقدس بودن جهاد و دفاع در اسلام

از منظر اسلام، جهاد و دفاع از جایگاه ارزشی بسیار بالایی برخوردار است و در زمره مهم‌ترین امور مقدس دینی به شمار می‌آید. شهید مطهری (ره) در این زمینه می‌نویسد: «اسلام دینی نیست که بگوید اگر کسی به طرف راست چهره ات سیلی زد، طرف چپ را جلو ببر و دینی نیست که بگوید کار خدا را به خدا و کار قیصر را به قیصر وابگذار، و همچنین دینی نیست که ایدة مقدس اجتماعی نداشته باشد و یا کوشش در راه دفاع یا بسط آن ایده را لازم نشمارد. قرآن کریم سه مفهوم مقدس را در بسیاری از آیات خود توأم آورده است: «ایمان»، «هجرت» و «جهاد». انسان قرآن، موجودی است وابسته به ایمان و وارسته از هر چیز دیگر، این موجود وابسته به ایمان برای نجات ایمان خود، هجرت می‌کند و برای نجات ایمان جامعه و در حقیقت برای نجات جامعه از چنگال اهریمن بی ایمانی جهاد می‌نماید» (مطهری، 1374ص73 ).

امام علی (ع) در نهج البلاغه در اهمیت جهاد می‌فرماید: « ان الجهاد باب من ابواب الجنه فتحه الله لخاصه اولیائه »؛ «همانا جهاد دری از درهای بهشت است که فقط به روی دوستان خاص خویش گشوده است» و در ادامه می‌فرماید: « و هو لباس التقوی »؛ «جهاد جامه تقوا است». تقوا؛ یعنی، پاکی راستین و پاکی از آلودگی‌های روحی و اخلاقی که در خودخواهی‌ها و خودپسندی‌ها و خودگرایی‌ها ریشه دارد. به همین دلیل، مجاهد واقعی با تقواترین افراد است؛ زیرا هر کسی از جنبه‌ای پاک و متقی است. یکی از نظر حسادت، دیگری از نظر بخل و... اما مجاهد از هستی خود گذشته و آن را فدای دین و مردم خود کرده است. بنابراین دری که به روی مجاهدین باز می‌شود، با سایر پاکان متفاوت است.

سپس می‌فرماید: « و درع الله الحصینه و جنته الوثیقه »؛ «جهاد زره نفوذ ناپذیر خدا و سپر مطمئن خداست».

اگر روح ملّتی، روح جهاد باشد و همیشه به این سپر الهی مجهّز شود، دیگر هیچ دشمن توانایی تجاوز و سلطه بر آنان را نخواهد داشت.

امام علی (ع) ضمن برشمردن آثار مثبت جهاد، به بعضی از آثار منفی که بر ترک آن مترتب است اشاره نموده، می‌فرماید: «آن که از جهاد به دلیل بی‌میلی و بی‌رغبتی روبرگرداند، خداوند جامه ذلت و روپوش بلا برتن او می‌پوشاند و او را لگدکوب حقارت می‌گرداند و حجاب‌ها و پرده‌ها روی بصیرت دل او قرار می‌دهد و بینش را از او سلب می‌کند، برخورداری از دولت حق به جریمه ترک جهاد از او برگردانده می‌شود و به سختی‌ها و شداید گرفتار می‌گردد و از رعایت انصاف درباره اش محروم می‌شود». نهج البلاغه، خطبه 27

از این روست که پیامبر گرامی اسلام می‌فرماید: « الخیر کله فی السیف و تحت ظل السیف »؛ «خیر و برکت در شمشیر و زیر سایه شمشیر است». شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج 6، کتاب الجهاد

و در جای دیگر می‌فرماید «آن که جهاد نکرده و لااقل اندیشه جهاد را در دل خود نپرورده باشد، با نوعی از نفاق خواهد مرد» (مطهری، 1374) .

در هر صورت، بررسی آیات و روایات متعدد، بیانگر جایگاه والای ارزشی جهاد و دفاع در اسلام و قداست آن است. البته اسلام دین رحمت و صلح و همزیستی مسالمت آمیز است و وجود و وجوب جهاد در آن، صرفاً جنبه‌ای تدافعی دارد و به هیچ وجه، تجاوزگری، ظلم و ستم به حقوق دیگران را تجویز نکرده و برنمی‌تابد. 1382

2-8-1- جهاد و شهادت در کلام امام خمینی (ره)

امام خمینی (ره) به خوبي خط سير جهاد و شهادت را از لحاظ فقه شيعي ترسيم كرده و در رزمندگان و جريان مومن انقلاب انگيزش ايجاد مي‌كند، امري كه در بين استراتژيست‌ها به عمليات رواني و استفاده از مولفه‌هاي آن شهرت دارد و هميشه در يك سخنراني ساده توسط امام اجرايي می‌شد. در دكترين دفاعي، جهادي امام، فرمانده و ولي جامعه اسلامي خود در صف اول جهاد حضور دارد و آرزوي شهادت در راه خدا و كسب رضاي الهي بزرگترين آرمان وي محسوب مي‌شود (شهیدی، 1394). در زیر به نمونه‌هایی از آنها اشاره می‌شود.

جهاد في سبيل الله و دفاع از حريم قرآن كريم و اسلام عزيز و ميهن اسلامي تا مرز شهادت وظيفه اي الهي و آرماني انساني است (صحیفه نور، جلد231، 18) .

هيچ ارزش و ملاكي مهمتر از تقوا و جهاد در راه خدا نيست (همان، جلد333، 20) .

2-9- حرب و محاربه

مى‌توان گفت: دو واژه «حرب» و «محاربه» تقريباً مفهومى مساوى با مفهوم جنگ در زبان فارسى دارند و مترادف با آن هستند. در قرآن مجيد، واژه «حرب» چهار بار، و از مصدر «محاربه» نيز به صورت فعل دو بار به كار رفته است.

 در يكى از آيات درباره قوم يهود مى‌فرمايد:

كُلَّما أَوْقَدُواْ ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّهُ وَ يَسْعَوْنَ فِى الأَْرْضِ فَساداً وَ اللّهُ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ؛ مائده (5)، 64.

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ ذَرُوا ما بَقِيَ مِنَ الرِّبَواْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ * فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْب مِنَ اللّهِ وَ رَسُولِهِ؛ بقره (2)، 278ـ279. اى كسانى كه ايمان آورده ايد اگر (به راستى) مؤمنيد آن چه را از ربا كه تاكنون نگرفته ايد رها كنيد؛ پس اگر (چنين) نكرديد، بدانيد به جنگ با خدا و فرستاده وى برخاسته ايد.

در اين آيه واژه «حرب» در معناى جنگ واقعى و نظامى به كار نرفته، بلكه رباخوارى را مانند اعلان جنگ با خدا و در حكم آن دانسته است.

از همين ريشه (حرب) در قرآن دو مورد نيز در قالب فعلى و از باب «مفاعله» به كار رفته است؛ يك بار «حارَبَ» به صيغه ماضى و يك بار «يُحارِبونَ» به صيغه مضارع. در اين دو مورد نيز اين كلمه به معناى «جنگ» استعمال شده است.

2-10- قتال

ماده ديگرى كه در قرآن به معناى «جنگ» به كار رفته «ق ت ل» است. اين ماده در مجموع 170 بار در قرآن استعمال شده است. از اين تعداد، 94 بار به شكل ثلاثى مجرد (قَتَلَ يَقْتُلُ)، 67 بار در قالب باب «مفاعله»، 5 بار در قالب باب «تفعيل» و 4 بار در قالب باب «افتعال» به كار رفته است. در اين ميان بايد توجه داشت كه «قتل» و «تقتيل» به معناى كشتن يك نفر به دست نفر ديگر است و طبعاً يك طرفه خواهد بود، و بنابراين در مفهوم جنگ كه به معنى قتال و درگيرى دو طرفه است به كار نمى‌رود. اما واژه‌هاى «قتال» و «اقتتال» دو طرفه است و در موردى به كار مى‌رود كه هر يك از طرفين تصميم و تلاش در كشتن طرف ديگر را دارد و دو طرف به يكديگر هجوم مى‌برند. از اين رو فقط موارد باب «مفاعله» و «افتعال» به معناى «جنگ» بوده و متناسب با موضوع بحث ما خواهد بود.

2-11- سفك دم (خون ريزى)

تعبير ديگرى كه به مفهوم «جنگ» نزديك است «سفك دم» مى‌باشد. «سفك دم» كه به معناى خون ريزى است دو بار در قرآن كريم به كار رفته است. در يك آيه خداوند مى‌فرمايد:

وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِى الأَْرْضِ خَلِيفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ؛ (بقره، 30) وقتى پروردگار تو به فرشتگان گفت، من در زمين جانشينى قرار داده ام، فرشتگان گفتند، آيا در زمين كسى را قرار مى‌دهى كه فساد و خون ريزى مى‌كند، در حالى كه ما با ستايشت تسبيح گوى تو هستيم؟

مورد دوم، آيه 84 سوره بقره است كه در آن، خداوند خطاب به بنى اسرائيل مى‌فرمايد:

وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ لا تَسْفِكُونَ دِماءَكُمْ وَ لا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ؛ هنگامى‌كه از شما پيمان گرفتيم كه خون‌هاى يكديگر را نريزيد و يكديگر را از خانه‌هاتان بيرون نكنيد.

بايد توجه داشت كه «سفك دم» اعم از قتال است و تنها در مورد جنگ به كار نمى‌رود، بلكه شامل قتل هم مى‌شود؛ يعنى هم در موردى كه يكى ديگرى را بكشد و هم در موردى كه دو طرف قصد ريختن خون يكديگر را داشته باشند صدق مى‌كند، كه اين مورد دوم مرادف جنگ خواهد بود.

در پايان اين قسمت از بحث لازم است يادآور شويم كه در قرآن كريم واژه‌ها و تعبيرهاى ديگرى نيز كه مفيد معناى جنگ هستند وجود دارد، اما در اين بحث نياز چندانى به ذكر و بررسى آن‌ها نيست.

2-12- جهاد

واژه «جهاد» و مشتقات آن 35 بار در قرآن به كار رفته است. «جهاد» در لغت به معناى تلاش كردن و به كار گرفتن نيرو و توان خويش براى تحقق بخشيدن به يك هدف مى‌باشد؛ لكن چون از باب «مفاعله» است، معمولاً در مواردى به كار مى‌رود كه نوعى هم كارى، تقابل و رقابت در آن وجود دارد. بنابراين در «جهاد» معمولاً طرف ديگرى هم در كار است و دو طرف در برابر هم صف آرايى كرده، هر يك براى دست يابى به هدف خويش و پيروزى بر ديگرى به فعاليت مى‌پردازد و هر چه در توان دارد به كار مى‌گيرد.

البته بايد توجه داشت كه جهاد تنها شكل نظامى ندارد و هر نوع مبارزه و پيكارى، خواه نظامى باشد، يا اقتصادى، يا فرهنگى و يا سياسى، همه را در بر مى‌گيرد. هم چنين بايد دانست كه جهاد هميشه بار مثبت ندارد و گاهى در مصاديق منفى نيز به كار رفته است. نمونه آن، آيه 8 سوره عنكبوت است. در اين آيه خداوند پس از آن كه انسان را به احسان در حق پدر و مادر سفارش مى‌كند، مى‌فرمايد:

وَ إِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ؛ و اگر آنان (والدين) تلاش كردند تا تو چيزى را كه به آن آگاهى ندارى شريك من قرار دهى، اطاعتشان مكن كه بازگشت شما به سوى من است، پس شما را به آن چه مى‌كنيد خبر خواهم داد (مصباح یزدی، 1396)

قتال را در واژه‌نامه تاج‌العروس که جامع واژه‌نامه‌های دیگر است نگاه کلی کردم. همان معنی مشهور ذکر شده‌بود.

وزن فِعال (=مفاعلة) برای عملی است که کسی با دیگری می‌کند، ولی نه به نحو صرف اینکه او مفعول به باشد (یعنی با فعل گذرا یا متعدی اشتباه نشود) بلکه ظاهرا طرف دیگر نقشی فاعلی دارد، یعنی هم فاعل است هم مفعول به. البته در وزن تفاعل نگاه به نقش فاعلی دو طرف است و در فِعال نگاه با یک طرف است و در برابر طرف دیگر نسبتا ساکت است. در واقع همان حرف اضافهٔ «با»ی فارسی است.

قتال یا تقاتل (که اقتتال نیز به همان معنی است) می‌شود رزم و «بشک‌بکش با دیگری»، یعنی جنگ و نبرد و ستیز و پیکار خونین، درگیری‌ای که درش دو سو به جان همدیگر دست اندازند و زیان جانی بزنند و خون بریزند.

ولی جهاد و مجاهدت اعم از این است. «جهد» یعنی تلاش و در باب فِعال یعنی تلاش با (در برابر) دیگری، یعنی تلاشی که کسی در برابر کس دیگر می‌کند. پس اگر من تلاش کنم و نقاشی زیبایی بنگارم جهاد نکرده‌ام، ولی اگر کشتار کنم «با دشمن جنگیده‌ام» پس جهاد کرده‌ام، همچنین اگر با نفسم بستیزم، با شرایط سخت مبارزه کنم، و .... همان نقاشی کشیدن نیز در برخی شرایط جهاد است، مثلا در مسابقه‌ای که رقیبانی دارم نقاشی بکشم که آنان نمی‌خواهند من نقاشی‌ام خوب شود و سنگ‌اندازی کنند.

بخشی از سخنان آیت‌الله خامنه‌ای که چند روز پیش بیان شد را برای فرجام خوب می‌گذارم: «مجاهدت هم اعمّ از مقاتله است؛ مقاتله يعنى جنگ نظامى، مجاهدت مجموعه‌‌اى از انواع مبارزه‌‌ها است؛ جنگ نظامى، جنگ فكرى، جنگ روحى، جنگ اجتماعى، مجموع اينها اسمش مجاهدت است، مجاهدت شامل همه‌‌ى اينها هم هست. آن كسانى كه اهل مجاهدت در راه خدايند - يكى از خصوصيّات مجاهدت و معناى جهاد اين است كه دشمن در مقابل انسان باشد؛ هر تلاشى را جهاد نميگويند؛ ممكن است كسى يك كار علمى‌‌اى هم بكند [امّا] جهاد نباشد؛ جهاد، آن حركتى است كه در مواجهه‌‌ى با يك خصم، با يك دشمن، انجام ميگيرد.» (مقام معظم رهبری، ۱۳۹۲)

2-13- ایثارگران

2-13-1- شهدا

تعداد کل شهدای رزمندگان اسلام در جنگ تحمیلی عراق بر ایران، طی آخرین آمار 188015 (صد و هشتاد و هشت هزار و پانزده) نفر اعلام شده است (مراد پیری و شربتی، 1391).

در جنگ تحمیلی ۱۷۲۰۵۶ نفر در جبهه‌ها و ۱۵۹۵۹ نفر در بمباران شهر‌ها به شهادت رسیدند.

در بین شهدای دفاع مقدس: شهدای معلم سه هزار و هفتصد و بیست و هشت نفر؛ شهدای دانش آموز سی و شش هزار و صد و شصت و هفت نفر؛ شهدای روحانی دو هزارو هفتصد و پنجاه و هفت نفر؛ شهدای ارتش چهل و هشت هزار نفر؛ شهدای بسیجی هشتاد و پنج هزار و دویست و بیست و دو نفر بوده‌اند.

شهدای اقلیت‌های دینی: هشتاد و هشت نفر مسیحی؛ شانزده نفر کلیمی؛ و نه نفر زرتشتی بودند.

میانگین سن شهدا، ۲۲ سال بوده است.

۴۴% از شهدا دارای میانگین سنی بین ۱۶ تا ۲۰ سال بوده‌اند.

۷۱% از شهدا مجرد بوده‌اند.

تقریبا بیست هزار تن از شهدا از اسماء "الله"، چهل و پنج هزار تن "محمد"، سی هزار تن "علی"، بیست هزار تن "رضا"، سیزده هزار تن "حسین"، پنج هزار و چهارصد تن "اکبر"، و سه هزار و پانصد تن "اصغر" برخوردار بوده‌اند.

در طول ۸ سال دفاع مقدس ۲۲۸۰۸ نفر امدادگر و ۲۲۷۶ نفر پزشک زن به جبهه‌ها اعزام شدند. در فهرست شهدای جنگ تحمیلی، نام چهار هزار و سیصد و شصت و سه نفر شهیده زن به چشم می‌خورد که بیشتر آنها در بمباران و موشک باران شهرها به شهادت رسیدند.

2-13-2- جانبازان

در طول هشت سال دفاع مقدس، سیصد و بیست هزار نفر از رزمندگان اسلام جانباز شدند.

در حال حاضر صد هزار جانباز شیمیایی در کشور وجود دارد. حدود هشت هزار جانباز نیز در شرایط بحرانی می‌باشند.

در حال حاضر در کشور بیش از پنج هزار زن جانباز وجود دارد که از این میان سه هزار نفر بالای ۲۵ % جانبازی دارند.

2-13-3- آزادگان

در طول هشت سال دفاع مقدس حدود چهل و پنج هزار نفر از رزمندگان اسلام به اسارت نیروهای عراقی در آمدند که مردم به آنها لقب آزادگان دادند.

2-13-4- مفقودالاثر

در طول هشت سال دفاع مقدس حدود بیست و پنج هزار نفر مفقودالاثر شدند که تا کنون پیکر مطهر نزدیک به بیست هزار تن از آنها در عملیات‌های متعدد تفحص پیدا شده است.

 



 

 

 

 

3-1- خانواده‌ و اهمّیّت‌ آن‌

خانواده قدیمی‌ترین و طبیعی‌ترین واحد اجتماعی است که مبنا و پایه هر اجتماع بزرگتر است که از آن بعنوان یک « نهاد اجتماعی » نام می‌برند. خانواده از نظر جامعه شناسان مرکب از گروهی افراد است که از طریق خون، ازدواج یا فرزند خواندگی به یکدیگر مربوط و منسوب بوده و برای مدتی طولانی و نامشخص باهم زندگی می‌کنند. مهمترین و ارزشمند‌ترین نقش خانواده تامین محبت واقعی و عمیق بین اعضای خانواده است. همبستگی حقوقی و اخلاقی خانواده سبب می‌شود که زن و مرد با قبول پیوند زناشویی مسئولیت مراقبت و سرپرستی و حمایت از فرزندان خود را به عهده گرفته و آنان را درزمانی که نیاز به حمایت پدر و مادر دارند دراجتماع تنها و بی پنا رها نسازند. تشکیل خانواده و مساله ازدواج در اسلام همواره مورد تاکید و توجه فراوان بوده است بطوریکه محبوبترین چیز نزد خدای متعال مساله ازدواج است و حضرت رسول (ص) فرموده اند: ازدواج (تشکیل خانواده ) سنت من است و هرکس از این سنت من روی گرداند از من نیست. خداوند در آیه 21 روم می‌فرمایند: و من ایته ان خلق لکم مـن انـفسکم ازواجـا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودّه و رحمه‌ ان‌‌ فی‌ ذلک لایات لقوم یـتفکرون (روم، 21 ) که خداوند با توجه به اهمیت خانواده آنرا مایه آرامش مودت و رحمت قرارداده است.

 همچنین طبق آیه‌ 29‌ روم مـنظور از ازدواج تـشکیل خانواده‌ایست که در آن سکینه و آرامش که‌ حاصل دوستی و محبت است‌ پدید‌ آید و با زیـاد شـدن ایـن واحد کوچک و سالم که به منزله‌ سلول‌ تن‌ جامعه می‌باشد، امّتی بوجود آید که مـودّت‌، دوسـتی‌، رحمت‌ و مهربانی صفت دائمی و همیشگی او گردد و کینه‌، نفاق‌، خشم و خشونت راهی در مـیان امـّت پیـدا نکند.

خانواده واحد بنیادین جامعه و کانون‌ اصلی‌ رشد و تعالی است و توافق عقیدتی‌ و آرمانی‌ در تشکیل‌ خـانواده‌ کـه‌ زمـینه‌ساز اصلی حرکت تکامل و رشد یابنده‌ انسان‌ است، اصل اساسی بوده و فراهم کـردن امـکانات جهت نیل به این مقصود‌ از‌ وظایف حکومت اسلامی است.1«ژوسران» دانشمند‌ بزرگ فرانسوی می‌گوید:«تاریخ‌ بـه‌ مـا می‌آموزد که تواناترین ملّت‌ها‌، مللی‌ بوده‌اند که‌ خانواده در آنها قویترین سازمان‌ها را داشـته اسـت.» ( صـفایی و امامی، 1386).

بطور کلی می‌توان دلایل اهمیت خانواده دراسلام را به شرح ذیل بیان نمود (قائمی، 1392)

1- بقای انسان و تولید مثل

2- کسب استقلال و بالندگی در سایه تلاش

3- حفظ عفت ومعصومیت از گناه

4- ایجاد آرامش و تامین اجتماعی از طریق تربیت فرزندان سالم و صالح

3-2- حقوق خانواده

همانطور که از نظر انسانیت هر فرد آدمی صرف نظر از نژاد، رنگ و جنس، زبان، مذهب و ملیت عضو خانواده بزرگ بشریت است و حق دارد از یک حداقل حقوق که حقوق بشر نامبرده می‌شود، بهره مند شود خانواده نیز بعنوان کوچکترین واحد اجتماعی از حمایت برخوردار بوده و دارای حقوق می‌باشد." حقوق خانواده یکی از بخشی‌های حقوق مدنی و مهمترین رشته حقوق خصوصی است که جنبه حقوقی صرف ندارد و آمیخته با مسائل اجتماعی و اخلاقی و مذهبی است و بیشتر قواعد آن مربوط به نظم عمومی و اخلاق حسنه است" مجموعه قواعد و مقرراتی که حاکم بر روابط افراد خانواده و افراد متشکل آن از قبیل (شوهر، زن، فرزند، پدر و مادر ) وامور مالی مرتبط به آن (مانند مهریه زوجه، نفقه همسر و هزینه زندگی) است .

 حقوق از نظر لغوی جمع حق است و حق قدرت یا امتیاز است که شخص در مقابل اشخاص دیگر دارد مانند حق آزادی. حقوق در اصطلاح عبارت است از مجموعه قوانین و مقررات حاکم براعمال و روابط مردم است ودر صورت لزوم دولت افراد را به رعایت آن مجبور می‌کند. (صـفایی و امامی، 1386) .

حقوق خانواده، شاخه‌ای از حقوق مدنی است که به مقررات و قواعد شکل گیری، تداوم و انحلال خانواده می‌پردازد. در این شاخه از حقوق، با در نظر گرفتن اموری چون مصالح اعضا و نهاد خانواده و کارکردهای این نهاد (مانند حفظ وبقای نسل، تامین نیاز‌های عاطفی و روانی اعضا و برقراری نظام مراقبتی و حمایتی از کودکان)، چگونگی روابط حقوقی اعضای خانواده تبیین، و حقوق و تکالیف آنان در برابر یکدیگر مشخص می‌شود. مبحث حقوق خانواده صرفا جنبه حقوقی ندارد و به دلایل گوناگون با مسائل دینی، اخلاقی و احتماعی آمیخته است. ماهیت خانواده به گونه‌ای است که تنظیم روابط میان اعضای آن بسیار بیشتر از دیگر قوانین حقوقی، در گرو آموزه‌های دینی و اخلاقی است. (کاتوزیان، 1388، ص15، 17)

3-3- حقوق خانواده در ایران

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تنها قانون اساسی دنیا است که درمقدمه آن به مساله خانواده پرداخته شده است در اصل ۱۰ قانون اساسی آمده است: خانواده واحد بنیادین جامعه و مرکز اصلی رشد تعالی انسانهاست ، کلیه قوانین مقررات و برنامه ریزی‌های کشور باید در راستای ارتقاو استحکام بنیان خانواده می‌باشد. 

 دلیل اهمیت این امر تاثیر خانواده بر ارزش‌ها و روابط اجتماعی است و می‌توان گفت که یک خانواده سالم، جامعه سالم را نوید می‌دهد یعنی سلامت خانواده سلامت جامعه را بدنبال دارد .

علاوه بر قانون اساسی لایحه خانواده از سوی دولت به مجلس شورای اسلامی ارائه شده است که به دنیال یکپارچگی و جلوگیری از برداشتها و تفسیرهای متعدد در دادگاههای خانواده می‌باشد.

ضمناً در ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماعی است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهره مند شود 

قوانین مختلفی در حوزه خانواده وجود دارد که قانون ازدواج در سال ۱۳۱۰، قانون انکار زوجیت ۱۳۱۱ قانون ارائه گواهینامه پزشکی قبل از ازدواج ۱۳۱۷، و قانون حمایت خانواده ۱۳۵۳، از جمله این قوانین است (یوسفی، 1397) .

3-4- مفاهیم اخلاقی در‌ نظام‌ خانواده

زندگی انسان بـه وسـیله‌ مـجموعه‌ای‌ از‌ اصول اخلاقی و مشتقّات‌ بی شمار‌ آن اداره شده و نظم‌ مـی‌یابد‌.جـهان‌بینی قرآن اساسا یک جهان‌بینی خدا مرکزی است.در این جهان‌بینی همه‌ چیز بر‌ مـحور‌ ذات بـاریتعالی می‌گردد.خداوند در همه‌ جا‌ هـست و هـیچ‌ چیز‌ از‌ دانـشس و بـینش او مـخفی‌ نیست.از نظر معناشناسی مفهوم این سـخن آن اسـت که هیچ مفهوم عمده‌ای در قرآن‌‌ جدا‌ از مفهوم خدا وجود ندارد.در‌ قلمرو‌ اخـلاقیات‌ انـسانی‌ هر‌ یک از مفاهمی‌ بازتابی‌ ضعیف و رنـگ باخته و یا تقلیدی نـاقص از طـبیعت ذات باریتعالی است و یا به واکـنشی خـاص که‌ از‌ اعمال‌‌ الهی ناشی می‌شود، اشاره دارد.

اخلاقیات انسانی‌ انعکاسی‌ از‌ اخلاقیات‌ الهی‌ است‌.انـسان بـاید نسبت به دیگران با عـدالت و صـداقت رفـتار کند زیرا اعـمال خـداوند همیشه کاملا عادلانه و صـادقانه اسـت.انسان هرگز نباید به‌ دیگران ظلم کند، زیرا خداوند‌ نیز هرگز به کسی ظـلم روا نـمی‌دارد. انسان باید بکوشد که ببخشاید و عـفو کـند، زیرا خـداوند نـیز هـمیشه آماده غفران و بخشایندگی نـسبت به بندگان خویش است (ایزوتسو، توشی هیکو، 1389).

رفتارهای انسان به دو‌ بخش‌ رفتارهای عادلانه و محسنانه تقسیم می‌شود. رفتارهای‌ عادلانه همان رعایت حقوق دیگران است. خانواده کانون اصـلی فـراگیری آداب زنـدگی و اصول‌ و رسوم اجتماعی و مسائل اخلاقی است.خـانواده مـحل تـمرین‌ و مـمارست‌ و یـادگیری حـقوق‌ دیگران است.امام‌ سجاد‌ (ع) در رساله حقوق خود، حقوقی را برای اصناف مختلف مردم به‌ ترتیب اولویت بیان کرده‌اند.این رساله از بیان حقوق نزدیک‌ترین افارد نسبت بهم‌ آغاز‌ شـده و با بیان حقوق‌ اهل‌ ذمّه خاتمه پیدا کرده است (اکبری راد، 1387).

خانواده که از ازدواج زن و مرد پدید می‌آید و فرزندان آن را تکمیل می‌کنند، دارای حقوقی‌ نسبت به یکدیگر می‌باشند.در قرآن کریم برای بیان مقرّرات‌ مربوط‌ به وظـایف و فـرایض‌ اخلاقی در روابط خانوادگی از واژه‌های مختلفی استفاده شده است.اهم این واژه‌ها عبارتند از: صالحات، اصلاح، معروف و احسان.

صالحات، خداوند‌ در‌ آیه 34‌ سوره نساء می‌فرماید:

«الرجال قـوامون عـلی النساء بما فضل اللّه بعضهم علی‌ بعض و بما انفقوا من اموالهم‌ فالصّالحات قانتات حافظات للغیب..»

این آیه بیان‌کننده بعضی از حقوق و اخلاقیات‌ متبادل‌ میان‌ زن و شـوهر اسـت.مهمترین حق زن در نظام خانواده بـهره‌مندی‌ از پشـتوانهمادی و معنوی مرد است.مردان برپادارندگان ‌‌نظام‌ اقتصادی هستند.قیمومیت در زبان‌ قرآن به معنای فرمانروایی و سالارگری نیست، بلکه یعنی‌ سرپرستی‌ و مدیریت‌ و مسئولیت‌پذیری‌ و چنین قیمومیتی خـدمتگزاری اسـت (صـفایی و امامی، 1386)

حافظات‌ للغیب:

در این مورد وجوهی ذکر شده است.

الف- خود را حفظ می‌کنند. بافت‌ زبانی این مـعنا را‌ تـأیید‌ می‌کند‌.

ب- مال شوهران را از تباهی حفظ می‌کنند.

ج- حافظ آبرو و اسرار همسران‌ هستند‌.

پیامبر فرمود:«خیر النساء امراه ان نظرت الیها سرتک و ان امرتها اطاعتک و اذا غبت‌ عنها حفظ‌ تک‌ فی‌ مالها و نفسها»و این آیـه را تـلاوت کرد. بهترین زنان در برابر شوهران‌ زنی‌ است‌‌ که شوهر با نگاه به او مسرور شده، در مقابل شوهر مطیع و متواضع و در‌ غیاب‌ شوهر‌ حافظ مال و خویشتن است.

خداوند در آیه 10 سوره تحریم، هـمسران نـوح و لوط را به‌ عنوان‌ افرادی غیرصالح‌ معرفی می‌کند و ملاک غیر صالحه بودن ایشان را خیانت به همسران‌ بیان‌ می‌نماید (مکارم شیرازی، 1386 ).

معروف:

در بعضی از آیات واژه«معروف»در مسائل حقوقی قرآن به کار رفته‌ است‌. این واژه در بـسیاری‌ از مـوارد مـقررات مربوط به وظایف و فرایض اخـلاقی را‌ در‌ نـظام‌ خـانواده بیان می‌کند. معنای معروف‌ را در قرآن کریم می‌توان از طریق واژه‌های متقابل شناسایی‌ کرد‌ (مکارم شیرازی، 1386).

3-5- اصول‌ حاکم‌ بر فقه خانواده در اسلام

اصول حاکم برفقه خانواده به سه دسته تقسیم میگردد (کاظمی پور، 1385) :

1- اصـول حاکم بر شکل‌گیری خانواده

2- اصول حاکم بر مدیریت و اقتصاد خانواده

3- اصول حاکم بر مـجموعة حـقوق خانواده

سه‌ اصل‌ مهم در شکل‌گیری خانواده وجود دارد.

این سه اصل عبارت‌اند از:

«اصل آزادی»، «اصـل مـساوات»، اصـل وحدت».

اصول حاکم بر مدیریت و اقتصاد خانواده پنج اصل است.

1- «اصـل قـیمومیت» مـرد که اساس مدیریت محسوب می‌شود‌.

2- «اصل معروف» که زیر‌ بنای‌ شیوة رفتاری اعضای خـانواده بـه خصوص رفتار شوهر با زن است.

3- «اصول مودت و شفقت» که این دواصل مورد تأکید مـنابع دیـنی بـوده و بر رفتار اخلاقی و حقوقی اعضای خانواده با یکدیگر حاکم است‌.

4- «اصل‌ استقلال اموال زوجین» از اصـول حـاکم بـر اقتصاد خانواده شمرده می‌شود.

در این بخش هر یک از این اصول جداگانه بـررسی شـده و ابعاد آنها مورد تحلیل قرار گرفته است.

قـواعد فقه احکام عامی هستند که تعداد بسیاری از مسائل فقهی‌ را در بر می‌گیرند. در ایـن بـخش نخست مطالبی پیرامون قواعد‌ فقهی‌ حاکم‌ بـر خـانواده ارائه شـده است.

‌‌قواعد‌ عمومی، قواعدی هستند که علاوه بر حقوق خانواده در دیـگر حـوزه‌های حقوق هم‌ کاربرد‌ دارندکه در اینجابه پنـج‌ قـاعدة مهم اشاره شده است: «قاعدة المؤمنون عند شروطهم»، «قاعدة لا‌ ضـرر»، «قـاعدة عسر وحرج‌«، «قاعدة‌ ولایت حاکم بـر ممتنع» و «قاعدة غرور». هـر یـک از این قواعد مفهوم‌شناسی شده و مـستندات آن بـررسی گردیده و آثار و احکام و کارکردهای آن در حقوق خانواده رسیدگی شده است (کاظمی پور، 1385) .

3-6- ابعاد حقوق خانواده در اسلام

تامین حقوق خانواده مستلزم توجه به دو بعد اساسی است (یوسفی، 1397)

اول آنکه جامعه و دولت انتظاراتی را که خانواده برای توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی دارد تعیین کنند تا از این طریق خانواده‌ها را برای انجام وظایف مهمی که بر عهده دارند راهنمایی نماید و از طرف دیگر مقررات خانواده‌ها را برای انجام آنچه به خانواده محول گردیده است بررسی کند تا اگر در مواردی خانواده احتیاج به کمک و مساعدت دارد تقویت و حمایت شود .

دوم آنکه روابط افراد خانواده را با یکدیگر طوری منظم نماید که همواره حسن تفاهم بر محیط خانواده حکم فرما باشد و خانواده کانونی از مهر والفت گردد و در این کانون هریک از اعضای خانواده بتواند را برای انجام وظایف اجتماعی خود را آماده سازد

در خانواده مسائل مختلفی مطرح می‌باشد که براساس قوانین حقوقی و شرعی در مورد هر یک از آنها حقوق مشخص وجود دارد .اهم این مسائل عبارتند از (جعفری لنگرودی، 1390) :

1- ازدواج

2- شرایط نکاح

3- آثار مالی و غیر مالی نکاح

4- امتیازات زن در خانواده

5- حقوق و تکالیف زن و شوهر

6- تمکین

7- نفقه

8- مهریه

9- فسخ نکاح

10- طلاق

3-6-1- مهمترین تکالیف زن و مرد

به مجرد عقد ازدواج و تشکیل خانواده زن ومرد نسبت به یکدیگر دارای حقوق و تکالیفی می‌شوند که عمل نکردن یا برخوردار نشدن از این موارد ، اثرات نامطلوبی را برپیکره خانواده و اجتماعی میگذارد. طبق قوانین موجود مهمترین حقوق و تکالیف زن ومرد به شرح زیر است ( عاملی، 1387 )

1- همین که نکاح به طور صحیح واقع می‌شود روابط زوجیت بین طرفین موجود و حقوق و تکالیف زوجین در مقابل همدیگر برقرار می‌شود

2- زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با یکدیگر هستند .

3- زوجین باید در تقویت مبانی خانواده و تربیت اولاد خود به یکدیگر مساعدت نمایند و همدیگر را کمک کنند.

4- در روابط زوجین، ریاست خانواده از خصایص شوهر است و اصل بر این است که مرد مدیریت خانواده را برعهده میگرد

5- نفقه‌ی زن اعم از خوراک ، پوشاک و مایحتاج زندگی در عقد دائم برعهده شوهر است و شوهر مکلف به دادن نقفه است.

6- زن باید در منزلی که شوهر تعیین میکند سکنی نماید مگر آنکه اختیار تعیین منزل به زن داده شده باشد .

7- شوهر می‌تواند زن خودرا از حرفه یا صنعتی که منافی (مغایر) مصالح خانوادگی یا حیثیت خود زن باشد منع کند.

8- زن می‌تواند در دارایی خود هرتصرفی که می‌خواهد بکند ونیازی به اجازه شوهر در این امر نیست

9- طرفین عقد ازدواج می‌توانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج با عقد لازم دیگر بنمایند. مثلاً می‌توان شرط کرد هرگاه شوهر زن دیگر بگیرد یا در مدت معینی غایب شود یا ترک انفاق نماید یا علیه حیات زن سوء قصد یا سوءرفتاری نماید که زندگانی آنها با یکدیگر غیر قابل تحمل شود زن می‌تواند پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهایی خود را مطلقه سازد .

 لازم به ذکر است هرگونه شرطی که مخالف مقتضای عقد باشد، غیر قانونی و ناصحیح است و نمی توان نتیجه‌ای بر آن مترتب کرد. 

3-6-2- حسن معاشرت در خانواده

از حقوق متقابل خانواده و تکالیف اعضای خانواده نسبت به یکدیگر حسن معاشرت در خانواده است. معاشرت در خانواده شامل معاشرت زوجین، معاشرت فرزندان با والدین ونیز معاشرت والدین با فرزندان می‌باشد .

 در خانواده اساس روابط باید مبتنی بر احترام ، محبت ومودت ، بیان خوش و همدردی و تفاهم می‌باشد بویژه در اسلام از مرد می‌خواهد به زن احترام کرده ورعایت احوال او را بنماید قرآن مجید درسوره نساء آیه ۲۳ می‌فرماید: با زنان به زبان خوش معاشرت کنید. مرد به زن حق تحکم ندارد همانگونه که چنین حقی برای زن نسبت به شوهر نیست. بطور کلی انتظاری که اسلام از مردان برای حفظ حیات خانواده و تداوم آن دارد به مراتب بیش از انتظار آن از زنان است اغلب توصیه‌ها در گرم کردن کانون متوجه زنان و در مدارا و گذشت متوجه مردان است

معاشرت فرزندان با والدین نیز در راستای تکالیف و حقوق بسیار قابل تامل و مورد تاکید می‌باشد در فرهنگ ارزشهای اسلامی مقام والدین پس از مقام خداوند و توصیه‌ها و سفارش‌ها در رعایت احوال آنها پس ازتوصیه درعبادت خداو خودداری از شرک است برخی از وظایف معاشرتی فرزندان با والدین عبارتند از: احترام وتواضع، اطاعت، نیکی، همدلی، تشکر، دعا و همچنین خودداری از سرپیچی، عصیان، ایجاد حزن، نگاه ناپسند و کتک زدن در نهایت مواظبت از عاق والدین شدن است

معاشرت والدین با فرزندان شامل پذیرش و احترام، نیکی به کودک، محبت به او، شادکردن کودک، خوش رفتاری و بازی، رعایت اعتدال، وفای به عهد، ایجاد جرات و قدرت و توجه بخصوص به دختر می‌باشد آنگونه که رسول خدا فرمود: خیر اولاد کم البنات بهترین فرزندان شمادختران هستند (عاملی، 1387 ).

در قانون مدنی ایران (حسن معاشرت) از سایر حقوق و تکالیفی که از زوجین در برابر یکدیگر دارند جدا نیست. مواد قانونی 1104ق.م (همکاری در تشیید مبانی خانواده) ، 1105 (ریاست خانواده) ، 1106 و 1107 (پرداخت1108) حق تصرف زوجه در دارایی‌های خود، با اینکه صراحتا در معنای حسن معاشرت نیست، اما در تبیین مصادیق مفهوم حسن معاشرت موثر است.

3-6-3- عقد ونکاح

موضـوع عقـد نكاح، ايجاد رابطه زناشويي ميـان يـك زن و مـرد اسـت و لازمـه تـداوم يـك زنـدگي مشترك، انعطاف پذيري و تفاوتهاي مقررات حاكم بـر خـانواده را بـا سـاير مقـررات توجيه ميكند. حقوق خانواده به شدت مبتني بر رعايت مصالح اجتماعي است و برخلاف سـاير عقود و معاملات، جامعه خود را در استواري پيوند زناشويي سهيم ميداند. از همين رو قانونگذار نسبت به فروپاشي خانواده حساس بوده و اجازه انحلال آن را جـز در مـوارد معدود و معين نميپذيرد. ماده 1120 قانون مدني در مقام بيان راههـاي انحـلال نكـاح، مقرر داشته: «عقد نكاح به فسخ يا به طلاق يـا بـه بـذل مـدت در عقـد انقطـاع منحـل ميشود». انحلال عقد نكاح از راههاي متداول انحلال عقـود در قواعـد عمـومي معـاملات، ميسر نيست.

درج خيار شرط در ضمن عقد نكاح، موجب تزلزل در آن گشته، بـه كيـان خانواده آسيب ميرساند و به صراحت مـاده 1069 قـانون مـدني چنـين شـرطي باطـل و گرچه در قانون، غيرقابل اقاله بودن نكاح ديده نميشود ولي به اقتباس از فقـه، 1 است اين مورد از مسلمات است كه زوجين با تراضي نميتواننـد پيونـد زناشـويي را از هـم پيشتر زوجين مجاز بودند بدون مراجعه به دادگـاه و بـا توافـق از يكـديگر جـدا شوند كه «طلاق توافقي» خوانده ميشد. در ماهيـت عقـدي يـا ايقـاعي آن ترديـدهايي وجود داشت كه با حذف ماده 3 لايحه قانوني دادگاه مدني خاص، موضوع منتفي و بـا چنين وضعي مـيتوانـد 3 لزوم مراجعه به محكمه، شمار طلاق خلع، افزايش يافته است

3-6-4- نفقه

نـفقه یـکی از مهم‌ترین حقوق مالی زوجه محسوب می‌شود و غیبت زوج‌ تأثیر‌ فـراوانی‌ در نفقه زوجه و ادامه زندگی زناشویی دارد.تأمین نشدن نفقه او، تأثیر‌ بسزایی‌ در‌ خانواده و اجتماع گذاشته و چه‌بسا تأمین نبودن مالی زن، مـشکلات عـدیده‌ای را بـرای او به‌ وجود‌ می‌آورد‌.این مشکلات چه‌بسا فشارهای جسمی و روحی و روانی را بـه زن تـحمیل می‌نماید که خانواده‌ را‌ تحت تأثیر خود قرار می‌دهد؛لذا از این جهت نفقه زوجه غایب مفقودالاثر‌ اهمیت‌ خـاص‌ و ویـژه‌ای پیـدا می‌کند.در کتب فقهی از ملاحظات روان‌شناسانه و جامعه‌شناسانه چشم‌پوشی شده است.اما‌ فقیه‌ زمـان‌شناس نـباید اقـتضائات و واقعیات جامعه انسانی را از نظر دور بدارد.

نفقه زوجه‌ غایب‌ باید‌ استمرار داشته باشد و غیبت زوج بـاعث سـقوط نـفقه نمی‌شود.بدیهی است زنی که شوهر او‌ مفقود‌ شده و بدون سرپرست مانده است، بیش از پیـش نـیازمند حمایت مالی است‌.اگرچه‌ ممکن‌ است زنان شاغلی باشند که از جهت مالی تـأمین بـاشند، امـا بر مبنای مباحث فقهی‌ و قانونی‌، نفقه‌ زن به عهده شوهر است و به عنوان یکی از حـقوق مـالی او‌ در‌ شرایط گوناگون قابل بحث و بررسی است.در این نوشتار به مطالعه نفقه زوجه غـایب مـفقودالاثر در‌ فـقه‌ و قانون مدنی پرداخته می‌شود (صفایی و خیریه، 1392).

نفقه بـه‌عنوان تـکلیفی بـرای مرد و حقی برای زن در‌ احکام‌ اسلامی تشریع شده است. این مسئله زمینۀ این پرسش را فراهم نـموده‌ کـه‌ عدالت‌ در احکام خانواده با این حکم چگونه تحقق می‌یابد.

 

3-6-4-1- تعریف نفقه

 نفقه در لغت به معناي هزینه و مخارج یا صرف و مصارف و خرج آمده است. از نظر دستوري نفقه اسم است و جمع آن نفقات یا نفاق است و مصدر آن انفاق و از باب افعال است و در زبان عربي به ثلاثي مجرد نیامده و به صیغه ثلاثي مزید فیه آمده است. (انفق ینفق، انفاق) انفاق به معني خرج كردن، هزینه كردن، صرف كردن مال در راه تأمین مایحتاج زندگي دیگري است و به معناي كسر و كم شدن مال و پول و از بین رفتن مال نیز استعمال شده است. (دهخدا، 1345) هم چنین به معناي خرج هر روزه، هزینه و توسعه نیز آمده است.

3-6-4-2- اصطلاح حقوقی نفقه

نفقه در اصطلاح حقوقي از معناي لغوي آن چندان دور نیست و آن عبارتست از: "هزینه‌ی ضروري متعارف زندگي افراد واجب النفقه است به موجب قانون"و انفاق به معناي دادن و پرداخت كردن مایحتاج ضروري افرادي است که طبق قانون به عهده ي دیگري است. این تعریف ریشه در تعریف فقها از نفقه دارد که از قرآن كریم اقتباس گردیده است. انفاق یكي از تعهدات و الزامات قانوني است که تحت شرایطي به عهده كسي قرار مي‌گیرد و متعهد له این تعهد ممكن است زوجه ي دائمي یا اقارب نسبي خاص باشندکه عبارتند از اقارب نسبي در خط مستقیم صعودي و نزولي یعني عبارت از پدر و مادر و اجداد و جدات است هر قدر بالا رود و اولاد و اولاد اولاد هر قدر پایین رود که این قرابت و نسبیت ناشي از رابطه خوني و توالد و تناسل یكي از دیگري به طور مستقیم یا غیر مستقیم است. در خصوص نفقه ي زوجه ي دائمي که به عهده ي شوهر است موضوعاتي اساسي قابل بحث می‌باشد که به آنها می‌پردازیم (فیروزی و عظیمی، 1395) .

1- شرایط تعلق نفقه به زوجه ي دائمی مطابق ماده ي ١١٠٦ ق.م در عقد دائم نفقه ي زوجه به عهده ي شوهر است به شرط آن که از شوهر خود تمكین نماید چنانکه ماده ي ١١٠٨ ق.م مقرر می‌دارد: هر گاه زن بدون مانع مشروع از اداي وظایف زوجیت امتناع كند مستحق نفقه نخواهد بودبا این ترتیب تمكین زن شرط استحقاق نفقه است و عدم تمكین زن مانعی براي تحقق نفقه است. در استحقاق و تعلق نفقه ي زوجیت یا علقه ي زوجیت دائمي سبب تکلیف الزام و التزام شوهر به دادن نفقه است و تمكین شرط تحقق نفقه است و در صورتي که شوهر از انجام تكلیف خودداري كرده و از دادن نفقه استنكاف و زوجه اقدام به اقامه دعوي مبني بر الزام شوهر به دادن نفقه و یا مطالبه نفقه كند منحصرا ً باید دلایل زوجیت را به دادگاه ارایه نماید. لازم نیست تمكین را در دادگاه اثبات كند و در واقع تمكین زن مبتنی بر غلبه و ظاهر است و خلاف آن یا نشوز را شوهر باید در دادگاه به اثبات برساند تا دعوي خواهان رد شود و اگر شوهر نیز مدعي پرداخت نفقه باشد باید این ادعا را ثابت كند مگر این که ظاهر زندگي زناشویي و قراین به سود او باشد و اماره پرداخت نفقه حاکم شود. (صفایي، 1381)

3-6-4-3- وجوب نفقه در شـرایط مـتفاوت زن و مرد‌

از‌ برخی آیات قرآن، وجوب نفقه بر مرد به‌دست می‌آید. نمونۀ این آیات‌، آیۀ‌ 34 سـورۀ نـساء اسـت: (الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَی بَعْضٍ وَ بِمَا‌ أَنـْفَقُوا‌ مـِنْ أَمْوَالِهِمْ (؛ همچنین، آیۀ 7 سورۀ طلاق ( (لِینْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ‌ مَنْ‌ قُدِرَ عَلَیهِ رِزْقُهُ فَلْینْفِقْ مِمَّا آتـَاهُ اللَّهـُ‌ () از‌ مهم‌ترین‌ این آیات است. البته، باید توجه داشت‌ که‌ نفقه در عقد دائم و بـا تـمکین واجب می‌شود (شهید ثانی، 1413ق: ج8، ص438) .

نفقه‌ از‌ مهم‌ترین تـکالیف مـرد اسـت و حتی‌ درصورتی‌که‌ خودِ زن‌ درآمد‌ یا‌ ثـروتی داشـته باشد و مرد فقیر باشد‌، باز‌ نفقه بر مرد واجب است و اگر برایش امـکان پرداخـت فراهم نباشد، نفقه‌ دِینی‌ بـرعهدۀ او خـواهد بود تـا زمـانی‌ کـه بتواند آن را‌ ادا‌ کند (بحرانی، 1405ق: ج25، ص130‌). اگرچه‌ زن هم مـی‌تواند در تـأمین مخارج خانواده سهم و نقش داشته باشد، ولی این‌ امر‌ جزء تکالیف او نیست.

3-6-4-4- نـفقه‌ و هـماهنگی‌ با‌ طبیعت و فطرت

نظام‌ آفرینش‌، وظـیفۀ حمل و رضاع را‌ برعهده‌ زن گـذاشته اسـت. این وظیفه، به‌هیچ‌روی سلب‌شدنی یـا واگـذارشدنی نیست. باتوجه‌به غلبۀ احساسات و عواطف‌ در‌ زن، توان پرستاری و مراقبت از کودک‌ در‌ زنان، به‌مراتب‌، بیشتر‌ از‌ مـردان اسـت. لازمۀ حسن‌ِاجرای‌ این وظیفه ازسـوی زن ایـن اسـت که او در تأمین مـخارج زنـدگی خود و فرزندش هیچ‌گونه‌ دغـدغه‌ای‌ نـداشته باشد .

3-7- طلاق

موضـوع عقـد نكاح، ايجاد رابطه زناشويي ميـان يـك زن و مـرد اسـت و لازمـه تـداوم يـك زنـدگي مشترك، انعطاف پذيري و تفاوتهاي مقررات حاكم بـر خـانواده را بـا سـاير مقـررات توجيه ميكند. حقوق خانواده به شدت مبتني بر رعايت مصالح اجتماعي است و برخلاف سـاير عقود و معاملات، جامعه خود را در استواري پيوند زناشويي سهيم ميداند. از همين رو قانونگذار نسبت به فروپاشي خانواده حساس بوده و اجازه انحلال آن را جـز در مـوارد معدود و معين نمي‌پذيرد. ماده 1120 قانون مدني در مقام بيان راههـاي انحـلال نكـاح، مقرر داشته: «عقد نكاح به فسخ يا به طلاق يـا بـه بـذل مـدت در عقـد انقطـاع منحـل ميشود». انحلال عقد نكاح از راههاي متداول انحلال عقـود در قواعـد عمـومي معـاملات، ميسر نيست. درج خيار شرط در ضمن عقد نكاح، موجب تزلزل در آن گشته، بـه كيـان خانواده آسيب ميرساند و به صراحت مـاده 1069 قـانون مـدني چنـين شـرطي باطـل و گرچه در قانون، غيرقابل اقاله بودن نكاح ديده نميشود ولي به اقتباس از فقـه، 1 است اين مورد از مسلمات است كه زوجين با تراضي نميتواننـد پيونـد زناشـويي را از هـم جداکنند (طالب احمدی، 1391) .

 

3-7-1- تعريف خلع

 تعريف لفظي خُلع بر وزن صلح اسمي تازي از مصدر خَلع بر وزن قلب به معنـي نـزع و كنـدن است. (ابن منظور، 1408 ، ج4 :179 (زوجين در قرآن به لباس يكديگر تشـبيه شـده انـد چنان كه در آيه 187 سوره بقره ميخوانيم: « هنّ لباس لَكم و أَنتم لبـاس لَهـنَّ». چـون خلع، موجب مفارقت زن وشوهر است، به معني از تن درآوردن و كندن لباس زوجيت به كار رفته است.

 تعريف اصطلاحي خلع در اصطلاح عبارت است از ازاله قيد نكاح به دليل كراهـت زن از شـوهرش در برابر فديهاي كه به او ميدهد. اگر كراهـت دو سـويه باشـد از بـاب خلـع خـارج و مبارات خواهد بود و اگر به دليل آزار و اذيت باشد مانند اين كه مـردي زنـش را كتـك بزند تا اين كه زن مال خود را كه معمولاً مهريه اوست به او منتقل و طلاق بگيرد خلـع نبوده، بلكه طلاقي رجعي است؛ زيرا طلاق به علت ايراد ضرب و جرح زوجه اسـت و اخذ مال در اين فرض از مصاديق اخذ به عنف ميباشد. تعريف قانوني طلاق خلع در ماده 1146 قانون مدني تعريف شده است. طبق ماده مزبور «طـلاق خلع آن است كه زن به واسطه كراهتي كه از شوهر خـود دارد در مقابـل مـالي كـه بـه شوهر ميدهد طلاق بگيرد اعم از اين كه مال مزبور عين مهر يا معادل آن ويا بيشتر ويا كمتر از مهر باشد». 3 .مشروعيت خلع طلاق خلع در كل فرق اسلامي پذيرفته شده و از جملـه احكام امضايي اسلام است (طالب احمدی، 1391) .

3-7-2- ارکان طلاق

در اسلام نیز باید در طلاق شرایطی احراز شود تا صورت قانونی بیابد. از نظر امامیه، در زمان طلاق باید چهار رکن محقق شود (طالب احمدی، 1391) که این ارکان عبارت‌اند از:

1- مطلّق (طلاق‌دهنده)

2- مطلقه (طلاق داده‌شده)

3- صیغه طلاق

4- حضور دو شاهد عادل (محقق داماد، 1390). مالکیه و شافعیه، همانند امامیه، قائل به چهار رکن هستند، اما به ‌جای حضور شاهد قصد را مطرح می‌کنند.

مرد، که طلاق‌دهنده محسوب می‌شود، در زمان طلاق باید دارای شرایطی باشد تا طلاق واقع شود. شرط اول بلوغ مرد است. بنابراین، طلاق غیرممیز معتبر نیست (محقق حلی، 1347: 751). حتی اگر به ‌وسیله ولی اجازه طلاق داده شده باشد باز اعتباری ندارد. اما حنابله مخالف این نظرند. آنان طلاق غیرممیز را با گرفتن وکیل برای طلاق جایز می‌دانند (جزیری، 1969: 284). شرط دوم عقل است. فقها بر صحیح‌نبودن طلاق دیوانه و شخص مست اتفاق نظر دارند. اما امامیه در صورت اقتضای مصلحت، برای ولی دیوانه جایز می‌دانند که از طرف شخص دیوانه زن وی را طلاق دهد (محقق حلی، 1347: 754). شرط سوم داشتن اختیار است. چون اگر مردی تحت اکراه و اجبار وادار به طلاق زن خود شود، طلاق بی‌اثر خواهد بود. شرط چهارم قصد طلاق داشتن است. مرد باید نیت طلاق داشته باشد و آن را اراده کند. از نظر امامیه، طلاق صرفاً با لفظ صریح صورت‌پذیر است و با کنایه تحقق نمی‌یابد، اما از نظر اهل تسنن به ‌صورت کنایه نیز تحقق می‌یابد (همان: 758) .

3-8- حضانت

 در لغت حضانت از حَضِنَ به معنی جانب و پهلو است، گفته شده حضانت به معنی حفظ و صیانت است، چنانچه وقتی پرنده تخم خود را زیر بدن قرار می‌دهد، می‌گویند: »حضن الطائر بیضه«

حضانت در اصطلاح: به معنای والیت بر طفل و مجنون به جهت تربیت و حفظ و نگهداری و (مجمع البحرین) هر کاری است که به مصلحت او باشد. »حضن و حضانت« عبارت است از حفظ و صیانت چیزی و از همین باب است حفظ کردن زن، فرزند خود را و حفظ کردن پرنده، تخم خود را. حضانت از مصدر حضن به معنای بغل و در آغوش گرفتن است. در اکثر فرهنگ‌های لغت به زنی که سرپرستی طفل بر عهده اوست، حاضنه اطلاق میشود»و حاضنه الصبی التی تقوم علیه فی تربیته. این مطلب می‌تواند دال بر ذهنیت عمومی نسبت به اختصاص آن به زنان باشد. معنای حضانت طفل عبارت است از در برگرفتن او و چسبانیدن او به سینه و تربیت نمودن آن. بنابر آنچه در کتاب‌های لغت آمده است حضانت عبارت است از حفظ نمودن مادر، فرزند خود را و شیر دادن و سرپرستی فرزند و تربیت او در مدتی که نیاز به سرپرستی دارد تا وقتی استقلال خویش را بازیابد (میرداداشی، 1381) .

حضانت در اصطلاح حقوق حقوقدانان نیز با تأسی به نظرات فقها تعاریف مشابهی از حضانت ارایه داده اند، با این تفاوت که بعضی از علمای حقوق سعی در روشن نمودن ابعاد این موضوع از طریق تصریح به مصادیق آن بوده است. در تعریف از حضانت آمده است که:»حضانت عبارت است از والیت و سلطنت بر تربیت و متعلقات آن از قبیل نگهداری کودک، گذاردن او در بستر، سرمه کشیدن، پاکیزه کردن، شستن جامه‌های او و مانند آن است

قانون مدنی که بیشترین مباحث حضانت را مطرح کرده نیز از کنار آن گذشته است. به عقیده برخی از حقوقدانان حضانت عبارت است از: »اقتداریکه قانون به منظورنگهداری و تربیت اطفال به پدر و مادر آنان اعطا کرده است ( امامی و صفایی، 1386)

در تعریف "حضانت"دو عنصر دیده می‌شود یکی نگهداری و دیگری تربیت. از این رو نباید گمان کرد که واژه "سرپرست"مترادف با "حضانت" نیست بلکه با مفهوم "نگهداری"نیز مطابقت دارد؛ چرا که "نگهداری" یکی از عناصر حضانت است نه تمام آن. عنصر دیگر حضانت، "تربیت" است، به همین سبب عنوان "سرپرستی" در تمام ابعادش شامل هر دو عنصرحضانت می‌شود (میرداداشی، 1381). برخی از حقوقدانان کفالت "سرپرستی" را به عنوان مترادف "حضانت" در صدر عنوان بحث آورده‌اند. در کتاب "ترمینولوژی حقوق" چنین آمده است:"حضانت در لغت به معنی پروردن است و در اصطالح عبارت است از نگهداری مادی و معنوی طفل توسط کسانی که قانون مقرر داشته است و قائم به ارکان ذیل است: الف. حضانت مخصوص ابوین و اقربای طفل است و بین اقربا رعایت طبقات ارث نمیشود. ب. نسبت به ممتنع از نگهداری طفل، حضانت تکلیف است و نسبت به دیگران حق است. ج. حفظ مادی (جسم) و تربیت اخلاقی و معنوی طفل مناسب شئون اوباشد (کاتوزیان، 1388).

3-8-1- اهلیت قانونی برای حضانت

حضانت در حقوق و اصطلاح حقوقدانان به همان معنایی که فقها متذکر شده اند به کار رفته است. حقوقدانان نیز حضانت را به پیروی از فقها به مفهوم نگهداری و تربیت کودک به کار برده اند و برخی از آنها نظیر فقهای امامیه اقتدار و ولایت داشتن را نیز افزوده‌اند. دکتر حسن امامی در تعریف حضانت گفته است:» نگهداری و تربیت طفل را در اصطلاح حقوق حضانت گویند«. برخی در تعریف آن حفظ مادی، تربیت جسمی و تربیت اخلاقی و معنوی طفل را ذکر کرده‌اند. دکتر کاتوزیان 1386در تعریف حضانت واژه اقتدار را به کار برده و گفته است؛ حضانت اقتداری است که قانونگذار به منظور نگهداری و تربیت اطفال به پدر و مادر اعطا کرده است. این همان معنای برگرفته از فقه امامیه است که با معنای لغوی نیز متناسب می‌باشد. در قانون مدنی ایران و قانون حمایت از خانواده تعریفی از حضانت ارائه نگردیده، ولی در قانون مدنی تحت عنوان نگهداری و تربیت کودک به مسائل و موضوعات مربوط به حضانت اشاره شده است و از مواد مربوط به کودک خانواده نظیر (ماده 1178 ق.م. ) که مقرر می‌دارد:»ابوین مکلف هستند که در حد توانایی خود به تربیت اطفال خویش برحسب مقتضی اقدام کنند و نباید آنها را مهمل بگذارند« و ماده 1168  ق.م. می‌گوید:»نگهداری اطفال هم حق است و هم تکلیف ابوین است« و همچنین با در نظرگرفتن ماده 12 آیین نامه اجرای قانون حمایت خانواده میشود تعریفی به شرح زیر طبق قوانین ایران به دست آورد:»حضانت، نگهداری و تربیت کودک است به طوری که صحت جسمانی و تربیت معنوی او با توجه به شرایط حفظ گردد.

 

3-9- ولایت

3-9-1- قواعد فقهی تربیت

چيزي كه در روايات آمده است مبتني بر نگاه عقلايي و عرفي است يعني اگر روايتي هم نداشتيم باز هم می‌گوییم انفاق به كودك واجب است يعني عقل و عقلا می‌گوید بايد اين كودك اداره شود و همان طور كه نفوذ تصرف و ولايت دارد، يك وظيفه عام و جدي هم دارد و آن اين است كه به شئون كودك متناسب با عرف قيام كند و اين دو قاعده به عنوان قواعد مهم فقه التربيه است كه در اين صورت ولايت پدر و خانواده و اين كه در قبال تربيت او وظيفه دارد و «قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً» تحریم/6و «لا تُضَارَّ والِدَةٌ بِوَلَدِها وَ لا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ» بقره/233و ...همه بخشي از اين قاعده عقلي و عقلايي می‌شوند كه شرع هم آن را تأييد كرده است. اين دو بحث يعني ولايت عامه و تكليف عامه چيزي است كه ما بايد در اول تربيت خانوادگي به آن بپردازيم و فروعاتي در ذيل اين دو قاعده عامه داريم كه جلسه آينده عرض خواهيم كرد (طالب احمدی، 1391) .

3-9-2- ولايت پدر

به نظر می‌آید كه در مورد اصل ولايت پدر به عنوان سرپرست خانواده می‌توانیم تا قبل از بلوغ و رشد بر پدر ولايتي قائل شويم يعني ولايت در همه شئوني كه اين كودك دارد مثلاً اين ولايت مطلق در مقابل ولايت بر نكاح است كه پدر ولايتي بر نكاح فرزند دارد كه در روايات هم آمده است كه اگر پدر فرزند خود را در حال صغر به عقد ديگري درآورد نافذ است و بعد از بلوغ او هم اين نافذ است منتها اين كه حق فسق و طلاق دارد محل بحث است يا مثلاً می‌تواند در اموال او تصرفي كند. منتها با قيودي كه دارد مثلاً می‌تواند اموال او را بخرد و بفروشد و تصرف كند، ولايت فی‌الجمله پدر بر فرزند، در فقه امر محرزي است كه ما در اينجا موارد ريز را بحث نمی‌کنیم چون يكي از اولياي عقد در نكاح پدر است و اين بحث در آنجا آمده است و روايات معتبري دارد و تفاصيل آن محل بحث است ولي فی‌الجمله مُتَّفَقُ عليه بينَ العامَّهُ وَ الخاصه و همه فقها اين است كه يكي از اولياي عقد پدر است همان طور كه فی‌الجمله مُتَّفقُ عليه است كه در اموال او هم می‌تواند تصرف كند مثلاً اموال اين كودك تا قبل از بلوغ و رشد مال اوست و او می‌تواند در آن دخل و تصرف كند البته با حدود و قيودي كه در روايات معتبر داريم.

3-9-3- مفهوم ولايت در خانواده

در اینجا گويا ما در اول بحث تربيت خانوادگي هستيم، اولين بحث‌هایی كه مطرح می‌شود اين است كه آيا در فضاي خانواده ولايتي وجود دارد؟ و معناي ولايت يعني حق تصرف و حق سرپرستي و حق دخالت ولو اين كه او اذن ندهد يعني مشروط به اذن او نيست يعني نوعي قيموميت دارد و می‌تواند تصرف و دخالت كند و امر و نهي و اقدام كند و مواردي از آن مثل اولياي عقد در نكاح داريم يا در اموال او در جاهاي ديگر فقه داريم و اينكه در كتاب حجر می‌گویند كودك محجور است. در آنجا می‌گوید كه پدر ولي او است بنابراين اين بحث هم با اولياي عقد ارتباط دارد هم با كتاب الحجر ارتباط دارد و هم ممكن است با بعضي از جاهاي فقه ارتباط داشته باشد.

3-9-4- ولايت مطلقه پدر

در اینجا سؤال ما اين است كه آيا می‌شود يك ولايت كلي و مطلقي براي پدر در امور فرزند اعم از امور آموزشي و تربيتي و اقتصادي و اجتماعي و ازدواج در نظر گرفت يا اين كه بايد مقيد باشيم در محدوده جاهايي كه دليل خاص داريم؟ ما در اينجا می‌خواهیم با دو طريق يك نوع ولايت مطلقه‌ای را براي پدر اثبات كنيم و اين نظير مطلبي است كه حضرت امام در ولایت‌فقیه طي كردند و استدلال اول ما از همان قبيل است و مدعاي ما اين است كه پدر يك نوع ولايت مطلقه‌ای بر فرزندانش دارد البته مادام كه به مرحله بلوغ و رشد نرسیده‌اند و ولايت مطلقه‌ای دارد كه در شئون مختلف او می‌تواند تصرف كند و اعمال مديريت كند و ديگران حقي ندارند (طالب احمدی، 1391) .

ماده ي١١٠٧ قانون مدني ایران راجع است به مفهوم نفقه و مصادیق آن و هم چنین مربوط است به اركان و میزان نفقه. ماده ي١١٠٧ ق.م سابق چنین مقرر داشته بود: "نفقه عبارتست از مسكن و البسه و غذا و اثاث البیت که به طور متعارف با وضعیت زن متناسب باشد و خادم، در صورت عادت زن به داشتن خادم یا احتیاج او به واسطه مرض یا نقصان اعضای" ماده اي که اشاره شد مربوط به نفقه زوجه دائم است که تكلیف قانوني و پرداخت آن به عهده شوهر است. قانون گذار از نفقه تعریفي به عمل نیاورده است و فقط به نام بردن بعضي از افراد و مصادیق آن پرداخته است شاید قانون گذار به علت بداهت از تعریف نفقه صرف نظر كرده باشد ولي به نظر مي‌رسد شایسته است که از نفقه تعریف قانوني به عمل آید و مصادیق و میزان آن نیز مشخص گردد (کاتوزیان، 1388) .

3-10- محجورین

3-10-1- صغیر غیرممیز

صغیر غیرممیز، صغیری است که دارای قوه درک، تمییز و تشخیص نیست. به عنوان مثال بچه‌ای 2 یا 3 ساله یک صغیر غیرممیز است. صغیر غیرممیز کسی است که معنی معامله را درک نمی‌کند و در واقع مفهوم نفع و ضرر را نمی‌فهمد و به این جهت در صورت انجام معامله توسط صغار، چنین معاملاتی باطل خواهد بود. البته ولی یا قیم آنها می‌توانند از طرف و به جای آن صغار غیرممیز و به نمایندگی از آنها معاملاتی را که به مصلحت طفل است، انجام دهند، زیرا صغار غیرممیز حق یا اهلیت تمتع دارند، در حالی که اهلیت استیفا و اجرای حق ندارند. یعنی آنها نمی‌توانند شخصا معامله‌ای را انجام دهند و اما در مورد صغیر ممیز در حقوق و فقه بحث‌هایی مطرح شده است. نظر حقوق‌دانان با استفاده از مواد قانونی این است که اعمال حقوقی و معاملات صغیر ممیز که به تنهایی انجام شده است، غیرنافذ است. یعنی چنین معاملاتی به شرط اذن بعدی ولی درست خواهد بود (صفایی، 1390) .

3-10-2- صغیر ممیز

صغیرممیز کسی است که تا حدی قوه درک و تشخیص داشته و تا حدی معنی معامله و نفع و ضرر در معامله را می‌فهمد. بنابراین می‌تواند با اذن ولی خود معاملاتی را انجام دهد. به عنوان مثال با اذن ولی خود خرید و فروش کند. عملا هم بچه‌هایی را می‌بینیم که صغیرممیز هستند و با اذن ولی خود خریدهایی انجام می‌دهند. اگر بدون اذن ولی، صغیرممیز معامله‌ای را انجام دهد، می‌گوییم این معامله غیرنافذ است. غیرنافذ به این معنا است که ولی می‌تواند آن معامله را تنفیذ یا رد کند. اگر وی معامله راا تنفیذ کند، آن معامله درست خواهد بود و عیب آن رفع خواهد شد و آثار معامله از روز انعقاد بر آن مترتب خواهد شد.

اگر ولی طفل آن معامله را رد کند که چنین معامله‌ای کان لم یکن خواهد شد. البته استثنایی در این زمینه وجود دارد. آن استثنا در اعمال صغار ممیز عبارت است از معاملات صرفا نافع. در توضیح این مطلب باید گفت که صغارممیز معاملات صرفا نافع را بدون اذن ولی خود هم می‌توانند انجام دهند. قانون از چنین معاملاتی تحت عنوان «تملک بلاعوض و حیازت مباحات» یاد می‌کند. اما به عبارت ساده‌تر می‌گوییم «اعمال صرفا نافع»، یعنی اعمالی که عرفا هیچ‌گونه ضرری بر آن معاملات مترتب نیست.

ماده 1212 قانون مدنی در این مورد مقرر کرده است که اعمال و اقوال صغیر تا حدی که مربوط به اموال و حقوق مالی او باشد باطل و بلااثر است معذالک صغیر ممیز می‌تواند تملک ‌بلاعوض کند. مثل قبول هبه و صلح بلاعوض و حیازت مباحات. به‌عنوان مثال صغیرممیز یک مال بدون عوض را تملک می‌کند یا هبه و بخششی را قبول می‌کند یا یک مال مباحی را حیازت کرده، به دست آورده و نهایتا تملک می‌کند. برای مورد اخیر به این مثال می‌توان اشاره کرد که طفل شکار یا صید مجازی انجام می‌دهد و از اینن طریق مال مباحی را تملک می‌کند. در عین حال این حالات نیازی به اذن ولی این افراد ندارد. البته اذن ولی در آن‌جا که لازم است، باید با رعایت مصلحت باشد. مصلحت هم عرفی است. یعنی عرف تشخیص می‌دهد که آیا مصلحت رعایت شده است یا خیر.. اما با توجه به این‌که غیررشید یا سفیه تا حدی قوه درک و تمییز دارند، به این جهت اصولا معاملاتشان غیرنافذ است. یعنی با اذن ولی معامله درست بوده و اشکال ندارد. اما اگر ولی معامله را تایید نکرد، آن معامله باطل می‌شود. خود قانون باز هم گفته استت که اعمال صرفا نافع که هیچ‌گونه ضرری برای سفیه یا غیررشید ندارد، بدون اذن ولی هم نافذ است و نیازی به اذن ولی ندارد (صفایی، 1390) .

3-10-3- سفیه

قاعده کلی عدم نفوذ قراردادهای سفیه در امور مالی خود و نفوذ آن در امور غیرمالی است. مطابق ماده 1214 قانون مدنی، معاملات سفیه را نیز مانند معاملات صغیر ممیز باید به دوگونه تفکیک کرد. معاملاتی که سبب تصرف در اموال و حقوق مالی سفیه است و معاملاتی که تملک بلاعوض سفیه را همراه دارد، معاملات گونهی نخست غیرنافذ است که با تنفیذ سرپرست او یا خود او پس از رفع حجر معتبر و نافذ می‌شود و معاملات گونهی دوم نیز مستقلاً و بدون نیاز به تنفیذ بعدی نافذ است. برای روشنن شدن وضع سفیه و مشخصات حجر او توجه به چند نکته مهم ضروری است (صفایی، 1390) .

1- سفیه نمی‌تواند که بدون اذن ولی یا قیم در اموال و حقوق مالی خود تصرف کند ولی تخلّف از این قید موجب بطلان معامله نیست و نماینده قانونی او اختیار دارد که اعمال سابق را تنفیذ کند.

2- سفیه می‌تواند تملیک رایگانی را که به نفع او انشاء شده است بپذیرد.

3- اعمال حقوقی سفیه تا جایی که مربوط به امور مالی نباشد‌، نافذ است.

 

3-10-4- مجنون

جنون دارای درجات متفاوت است‌، اعمال حقوقی دیوانه در هر درجه‌ای از جنون که باشد‌، باطل است. ماده 1211 قانون مدنی مقرر می‌دارد که جنون به هر درجه که باشد، موجب حجر است‌، مجنون نمی‌تواند عمل حقوقی را برای دیگری انشاء کند. به حکم ماده 1213 قانون مدنی، مجنون «دائمی» مطلقاً نمی‌تواند هیچ تصرفی در اموال و حقوق مالی خود بنماید. هرچند در ماده فوق عدم اهلیت مجنون محدود به امور مالی شده است‌، ولی با توجهّ به فقدان تمیز و عدم درک او، مجنون اهلیت استیفاء مطلق حقوق اعم از مالی و غیرمالی را ندارد. مجنون «ادواری» به کسی گویند که در قسمتی از سال مبتلا به جنون است، ولی در قسمتی دیگر در سلامت عقلی به سر می‌بردمعاملات مجنون ادواری را می‌توان در سه حالت متفاوت در نظر گرفت (صفایی، 1390) :

- حالت جنون‌

- حالت افاقه

- و حالت مشکوک.

معاملات و به‌طور کلی اعمال حقوق مدنی ادواری در حالت جنون مانند معاملات مجنون دائمی، به دلیل فقدان قصدانشاء باطل و کان لم یکن می‌باشد. اعمال حقوقی مجنون ادواری در حال افاقه صحیح و معتبر است زیرا مجنون ادواری در این حال عاقل است و می‌تواند که انشاء ماهیت عمل حقوقی را در عالم اعتبار قصد کند. اعمال حقوقی مجنون ادواری در حالت مشکوک مانند حالت جنون او باطل است

3-10-5- احکام حقوقی محجورین

صغار می‌توانند برخی معاملات را بدون اذن ولی انجام دهند.انجام یک معامله حقوق و تکالیفی را برای یک فرد به همراه خواهد داشت. بنابراین آگاهی کامل از مفاهیم آن معامله و نتایج حاصل از انعقاد آن مهم است. یک شخص برای انعقاد یک عقد نیازمند بررسی و تفکر راجع به آن معامله است. به این ترتیب معامله شخص فاقد عقل متعارف و مدبر خلاف مصلحت است. حساسیت بالای معاملات باعث شده تا قانون‌گذار در این حیطه دخالت کند. قانون‌گذاران تمامی کشورها بنا به مصالح اشخاص، برخی را از انجام پاره‌ای از معاملات ممنوع کرده‌اند. به چنین اشخاصی در اصطلاح حقوقی «محجورین» گفته می‌شود. محجورین به دسته‌های متعددی تقسیم شده‌اند. معاملات هر یک از انواع محجورین دارای احکام قانونی خاص خود است. به این منظور در گفت‌وگویی با آقای دکتر حسین صفایی، استاد برجسته حقوق مدنی کشور به این موضوعات پرداخته‌ایم که در سه شماره منتشر خواهد شد. قسمت اول این گفت‌وگو در پی خواهد آمد (صفایی، 1390) .

3-11- اهلیت به چه معنا است

اهلیت به معنای عام خود عبارت است از توانایی دارا شدن و اجرای حق. از لحاظ حقوقی اهلیت به دو قسم اهلیت تمتع و اهلیت استیفا تقسیم می‌شود. اهلیت تمتع توانایی دارا شدن حق است و اصولا هر کسی چنین توانایی و اهلیتی را دارد. اهلیت اجرای حق که به آن اهلیت استیفا نیز گفته می‌شود، برای همه وجود ندارد و محجورین چنین اهلیتی ندارند. یعنی نمی‌توانند مستقیما حق خود را اعمال کنند. به عبارت دیگر نمی‌توانند به تنهایی و مستقلا اعمال حقوقی و معاملات را انجام دهند. انجام اعمال حقوقی چنین افرادی با نماینده قانونی آنها است. نماینده قانونی آنها ممکن است ولی یا قیم باشد که به جای آنها اعمال حقوقی و معاملات را انجام می‌دهد.

 

 

 

3-12- واژه شخصیت از لحاظ لغوی و اصطلاحی

شخصیت معانی مختلفی دارد. کلمه شخصیت گاهی در لغت به معنی شرافت، رفعت، بزرگواری و این قبیل معانی به کار می‌رود. در روان شناسی می‌گویند شخصیت مجموعه حالات درونی و منحصر به فرد هر انسان از افکار، عواطف و احساسات و امثال آن است. در علم حقوق و به خصوص حقوق مدنی که تخصص من است، شخصیت معنی خاصی دارد. شخصیت در این رشته حقوقی یعنی وصف دارا شدن حق و تکلیف. شخص در اصطلاح حقوقی به کسی گفته می‌شود که دارای حق و تکلیف است. این شخص می‌تواند شخص حقیقی و فرد انسانی باشد یا شخص حقوقی. شخص حقوقی نیز دارای حق و تکلیف است. شخص از لحاظ حقوقی همان شخصیت است. کسی که دارای شخصیت است، می‌تواند حق و تکلیف داشته باشد.

3-13- حجر و محجور

حجر در لغت به معنی منع است. این واژه در اصطلاح حقوقی به معنی منع تصرف است یا منع از انجام اعمال حقوقی. به تعبیر روشن‌تر معاملات شخصی که محجور است، ممنوع است و وی از تصرف در اموالش و انجام اعمال حقوقی در ارتباط با این اموال منع شده است. حتی ما در امور غیرمالی هم حجر داریم. در واقع محجورین اشخاصی هستند که نمی‌توانند مستقلا امور مالی خود را اداره کنند.

 

 

 

3-14- سفاهت

در پاسخ به سوال شما باید بگویم که سفاهت که گاهی به آن سفه نیز گفته می‌شود، در مقابل رشد به کار می‌رود و گاهی در اصطلاح حقوقی و قوانین به جای سفه از این حالت به عدم رشد تعبیر شده است. البته سفاهت و سفه در لغت به معنی بی‌خردی، کم‌عقلی، نادانی و امثال آن آمده است، ولی در اصطلاح حقوقی وصف یک دسته از محجورین است که حجر آنها محدود به امور مالی آنها است. به عبارت دیگر چنین افرادی عقل معاش ندارند. به این جهت و به حکم قانون چنین افرادی نمی‌توانند آزادانه در اموالشان تصرف کنند. از طرف دادگاه به حکم قانون شخصی به عنوان ولی یا قیم برای اداره امور مالی آنها یا کمک به اداره امور مالی آنها تعیین می‌شود.

3-15- جنون

دیوانه یا مجنون در حقوق به کسی گفته می‌شودکه فاقد قوه درک است. البته اثبات این وضعیت احتیاج به حکم دادگاه دارد. دادگاه باید حکم کند که کسی مجنون و فاقد قوه تمییز است. اگر دادگاه شخصی را فاقد چنین اوصافی تشخیص داد، تمام اعمال حقوقی وی باطل خواهد بود، زیرا فرض بر این است که قوای درک و تمییز ندارد.

3-16- غـایب مـفقودالاثر

اگر بخواهیم اصطلاح فوق را به مصداق‌‌"تعریف‌ الاشیاء به اضدادها"تعریف کنیم: می‌توان گـفت کـه غـایب مفقودالاثر کسی نیست که‌ حضور‌ دارد‌ و یا در صورت عدم‌ حضور و یا عدم دسترسی، خبری و اثـری از او (مـثلا به شکل‌ نامه‌، امضاء، صحبت تلفنی‌ و...) در دسترس باشد، به عبارت دیگرغایب مفقودالاثر کـسی اسـت‌ کـه‌ باو‌ دسترسی‌ نیست و...اثری از حیات و ممات او هم وجود نداشته باشد.کلمهء"اثر"عام بـوده‌ و هـمهء‌ نشانه‌های‌ ممکنه را، را چه به صورت خبر و چه به صورت غیرخبر، دربرمی‌گیرد‌ (پروین، 1378) .

مادّهء‌ 1101 ق.م.تـعریف سـاده‌ای بـدست داده و می‌گوید:«غایب مفقودالاثر کسی است که از غیبت او مدّت بالنسبه‌ مدیدی‌ گذشته و از او به‌هیچوجه خبری نباشد (پروین، 1378) .

در ایـن تـعریف 2 نکته قابل توجه‌ است‌:

1- «مدّت بالنسبه مدید»؛قانون مدنی و سایر قوانین‌، مـدّت‌ بـالنسبه‌ مـدید را تعیین‌ نکرده‌اند و به نظر می‌رسد‌ که‌ تعیین معیار را، باتوجه به شرایط زمانی و مکانی در هر مـورد خـاص، بـه‌عهدهء‌ عرف‌ گذاشته‌اند که بدیهی است در‌ صورت‌ اختلاف با‌ دادگاه‌‌ است‌ که تـشخیص دهـد که مثلا شخصی‌ که‌ برای معالجه به مسافرت خارج از کشور رفته‌ است و یک سال است‌ کـه‌ از او هـیچ خبری نیست باتوجه‌ به جمیع شرایط، منجمله‌ نوع‌‌ بیماری شخص، آیا مـی‌توان ویـ‌ را‌ مفقودالاثر دانست یا خیر؟البته در این تشخیص روح‌ مـواد قـانون بـه‌کمک می‌آید.برای مثال‌ مواد‌ 0201 تا 2201 ق.م.مواردی را‌ ذکـرنموده‌‌ اسـت‌ که به‌موجب آنها‌، عادتا‌ شخص غایب زنده فرض‌ نمی‌شود‌ مثل بند 1 ماده 0201 ق.م.:«وقـتی کـه ده سال تمام از تاریخ آخرین خـبری کـه‌ از‌ حیات غـایب رسـیده اسـت‌ گذشته و در‌ انقضاء‌ مدت مزبور‌ سن‌ غـایب‌ از 57 گـذشته است‌»و یا مادهء 2201 ق.م. دربارهء مسافر هواپیمایی که هواپیما مفقود شده و 5 سال از تـاریخ دچـار شدن‌ به‌ خطر مرگ گذشته بـاشد بدون اینکه‌ خبری‌ از‌ او‌ بـرسد‌.در ایـن موارد‌، امارات‌ قانونی، وقتی کـه‌ شـخص غایب عادتا زنده فرض نمی‌شود، به‌طریق اولی این مواعد، مدت بالنسبه مدید‌ محسوب‌ مـی‌گردند‌.عـلاوه‌براین می‌توان گفت که در مواعد نـزدیک‌ بـه‌ مـواعد‌ مذکور‌ در‌مواد‌ 2010 تـا 2201 ق.م.نـیز، شخص غایب مفقودالاثر مـحسوب مـی‌گردد.از طرف‌ دیگر باتوجه به ماده 1025 قم.م.می‌توان گفت که‌"مدت بالنسبه مدید"می‌توان دو سـال‌ و یـا‌ کمتر از آن باشد. زیرا وقتی که دو سـال از آخـرین خبری کـه از غـایب گـذشته است، بدون اینکه حـیات یا ممات او معلوم باشد، به توان درخواست ورثهء غایب‌ را‌ در مورد دادن اموال به تصرّف آن مورد پذیـرش قـرار داد (با رعایت ماده 1023 ق.م.) به‌طریق‌ اولی چنین غـایبی‌"مـفقودالاثر"مـحسوب مـی‌شود.بـاتوجّه به ماده 1025 ق.م.بـرای‌ مـدت کمتر‌ از‌ دو سال باید تشخیص را به عهدهء عرف نهاد و بخصوص آن سختگیری که‌ در مورد صدورت حکم موت فـرضی و آثـار مـهم آن وجود‌ دارد‌ نباید در مورد مفقودالاثر شناختن‌ غایب‌ بـکار رود.زیـرا حـمایت از امـوال و امـور غـیرمالی غایب و کسانی که در این‌ مورد ذینفع هستند ایجاب می‌نماید که امور وی معطّل نمانده و با‌ احراز‌ مفقودالاثر بودن‌ شخص که‌ خبری‌ از او در دسترس نیست امکان دخالت مقامات صالحه فـراهم آید و نیز بدینوسیله حمایت از اشخاص ثالث ذینفع مقدور گردد.

2- "از او به هیچ‌وجه خبری نباشد"؛ذکر این قد در‌ مادّه‌ 1101 ق.م.به این معنی‌ است که اگر کوچکترین خبر یا نشانه‌ای از شخص باشد نـمی‌توان وی را مـفقودالاثر دانست. مثلا اگر از شخصی که به جبهه رفته سالها خبری به‌ دست‌ نیاید ولی‌ عده‌ای‌ بگویند که تصویر او را در تلوزیون خصم دیده‌اند و با اینکه نام وی در فهرست اسرا‌ مربوط به صـلیب‌سرخ مـی‌باشد، نمی‌توان دیگر شخص را مفقودالاثر دانست.

اگر‌ در‌ مواردی‌ احتمالات ضعیف و یا خبرهای مشکوکلی از غایب برسد نمی‌توان‌ نسبت به آنها بی‌تفاوت بود.زیرا اصر اسـتصحاب‌ (‌‌یـقین‌ به‌وجود خبر از شخص و حضور وی و شـک در مـفقودالاثر بودن او بخاطر نرسیدن‌ خبر‌) ایجاب‌ می‌نماید که یقین‌ سابق با یقین دیگری نادیده گرفته شود.قید"بهیچ‌وجه‌"در ماده 1101‌ ق.م.این اثر را دارد که در صورت وجود نـشانه‌های ضـعیف یا مشکوک، نتوان‌ غـایب را"مـفقودالاثر"به‌‌ شمار‌ آورد.

غیبت از جمله مسائل مربوط به احوال شخصیه است.زیرا احوال شخصیه مبیّن‌ وضعیت شخص در جامعه است و غیبت وضعیت ویژه‌ای برای غایب بوجود می‌آورد.با توجه به این‌که احـوال‌ شـخصیه از مباحث مهم در تعارض قوانین و نیز محور تعارض‌ داخلی قوانین در ایران است، قبل از بررسی اثرات غیبت بر اموال و حقوق خانوادگی، جایگاه غیبت را در تعارض قوانین مورد بررسی‌ قرار‌ می‌دهیم.

3-16-1- غیبت و تعارض قوانین

‌ تـعارض خـارجی قوانین، غـیبت از جمله مباحث مربوط به احوال شخصیه است که مبین وضعیت خاص‌ شخص در جامعه است (پروین، 1378). طبق ماده 6 ق.م.احـوال شخصیه ایرانیان مقیم‌ خارج‌ تابع قوانین داخلی ایران است و طبق مـاده 7 ق.م.اتـباع خـارجه مقیم در ایران، در حدود معاهدات، تابع مقررات دولت‌ متبوع خود خواهند بود.بنابراین در صورت مشخص بودن تابعیت، طـبق‌ ‌مـقررات‌ مربوط به هر تابعیت، مذکور در موارد 6 و 7 ق.م.رفتار خواهد شد.

اگـر بـخواهیم مقایسه‌ای بین قواعد حل تعارض ایران و فرانسه و سویس در باب غایب‌ مفقودالاثر به عمل آوریم‌ مـی‌توان گـفت کـه حقوق ایران اهمیت زیادی به اجرای قانون‌ متبوع فرد مفقودالاثر می‌دهد.اصـولا قـانون ملی در مسائل مربوط به احوال شخصیه، که‌ غیبت نیز جزیی از آن است‌ در‌ حقوق ایران، قانون صالح شـمرده مـی‌شود.در حالیکه در قانون سویس، چه در مرحلهء انجام اقدامات لازم برای حفظ اموال غایب و چـه در مـرحله‌ آثار مفقودالاثر شدن، اعم از‌ آثار‌ مالی یـا شـخصی، قـانون متبوع تبعهء خارجی نقشی ندارد و در تمامل مـراحل، قـانون مقر دادگاه یعنی قانون سویس صالح است.برعکس حقوق‌ ایران‌، حقوق‌ سویس در مـسائل مـربوط به‌ احوال‌ شخصیه نقش مـهمی را بـرای عنصر ارتـباطی‌"اقـامتگاه‌"قـائل است. قانون فرانسه را می‌توان حدواسط ایـن دو دانـست.همان‌ گونه که دیدیم حقوق فرانسه‌ بین‌ آثار مالی و آثار شخصی‌ غـیبت‌ قـائل به تفکیک شده و در مورد اولی، قانون مـحل وقوع مال و در مورد دوم، قـانون مـربوط به احوال شخصیه، قانون مـلی، را صـالح می‌داند.این اختلاف بین حقوق ایران و فرانسه‌ ناشی‌ از تعارض‌ توصیف‌ها در دستهء ارتباطی«احـوال شـخصیه»است.در حقوق ایران، احوال شـخصیه‌ دارای مـعنایی عـام و وسیع بوده و روابـط مـالی ناشی از احوال شخصیه را نـیز دربـر می‌گیرد.بنابراین‌ نفقه‌ و ارث در‌ ایران بخشی از احوال شخصیه است. در حالیکه در حقوق فرانسه روابط مالی نـاشی از احـوال شخصیه‌ از این دستهء ارتباطی جدا شـده و در دسـته ارتباطی امـوال مـورد‌ بـحث‌ قرار‌ می‌گیرد.به‌این تـرتیب در این کشور مسائلی مثل‌ ارث، وصیت و روابط مالی خانوادگی را باید در مبحث ‌‌مربوط‌ به اموال یا در بـحث‌ قـراردادها جستجو نمود.

3-16-1-1- اثر غیبت در امـوال قبل‌ از‌ صدور‌ حکم موت فرضی

‌تعیین تکلیف توسط مالک یا تصدی شخصی کـه قانونا حق تصدی دارد‌.

بـاتوجه‌ بـه‌ مفهوم ماده 1021 ق.م.که می‌گوید:"اگر غایب مفقودالاثر برای ادارهء اموال خود‌ تکلیفی‌ معیّن نکرده باشد و کسی هم نباشد که قانونا حق تصدی امور او را داشته باشد محکمه‌ برای‌ ادارهء اموال او یک نـفر امین معیّن می‌کند"واضح است که در‌ موارد‌ ذیل نه مقامات قضایی و نه‌اشخاص ثالث حق‌ مداخله‌ ندارد‌.

وقتی که غایب برای ادارهء اموال خود‌ تکلیفی‌ معیّن کرده باشد؛در این صورت باید بـه‌همان روش عـمل کرد.مثل اینکه‌ به‌ کسی وکالت داده باشد که‌ در‌ غیاب وی‌ به‌ ادارهء‌ امور بپردازد.

بنابراین اگـر غـایب کسی‌ را برای ادارهء اموالش‌ معیّن‌ نکرده باشد ولی صراحتا گفته‌‌ باشد‌ که در غیاب وی کسی حق مداخله ندارد، دیگران، گرچه از روی دلسوزی‌، حق‌‌ مداخله ندارند وگرنه مداخله‌کننده در‌ حکم‌ غاصب‌ است.

وقتی کـه‌ شـخصی‌ قانونا حق تصدی امور‌ غایب‌ را داشته باشد؛اگر کسی باشد که‌ قانونا عهده‌دار امور غایب باشد دیگر نیازی‌ به‌ مداخلهء دادگاه و تعیین امین نخواهد بود‌. مثلا‌ اگر غایب‌ صـغیر‌ بـاشد‌ و یـا محجوری باشد که‌ دادگاه قـبلا بـرای وی قـیّم تعیین کرده‌ است، دیگر صرف حضور یا غیبت محجور تأثیری‌ در‌ وظایف و اختیارات ولی خاص یا قیم‌ ندارد‌ و آنها‌ همچنان‌ وظایف‌ خود را پسـ‌ از‌ غـیبت مـحجور نیز ادامه خواهند داد.

در غیراز دو مورد فوق‌الذکر، ادارهء امـوال غـایب در فاصلهء‌ غیبت‌ تا‌ قبل از دخالت‌ محکمه ممکن است توسط‌ غیر‌ و یا‌ توسط‌ یک‌ مقام‌ قضایی باشد که تفصیل آن در زیـر در مـورد بـحث قرار می‌گیرد.

ادارهء اموال غایب در فاصلهء غیبت تا دخالت دادگـاه‌ ادارهء اموال توسط غیر.

از ماده‌ 603 ق.م.برمی‌آید که ادارهء اموال غایب می‌تواند توسط شخصی انجام گیرد که نه از جـانب مـالک نـمایندگی دارد و نه‌اینکه قانونا حق تصدّی دارد و درعین‌حال جزو مقامات قضایی نیز نیست.طـبق‌ مـاده‌ 603 ق.م.اگر کسی اموال غایب را بدون اجازهء مالک‌ یا کسی که حق اجازه دارد، اداره کند باید حساب زمـان تـصدی خـود را بدهد و اگر عدم‌ دخالت و یا تأخیر‌ در‌ دخالت موجب ضرر صاحب مال بـاشد دخـالت‌کننده مـستحق اخذ مخارجی خواهد بود که برای اداره کردن اموال، لازم بوده است.ادارهء اموال، غیر‌ یـکی‌ از اقـسام شـبه عقد است‌‌.

دخالت‌‌"غیر"درصورتی امکان‌پذیر است که مالک، دیگران را از این امر منع نـکرده‌ (امـامی، 1381) .

اصـل‌‌ چـهلم‌ قـانون اسـاسی نـیز مؤید این‌ امـر‌ اسـت‌.طبق اصل لا ضرر و اصل 04 قانون اساسی‌ هیچکس نمی‌تواند اعمال حق خویش را وسیلهء اضرار به‌غیر قرار دهـد.

بـنابراین طـبق‌ ماده‌ 603‌ ق.م.هرکسی می‌تواند داوطلبانه، به نحو دلسـوزانه و طـبق‌ مـصلحت‌ مـالک‌ امـور وی را اداره نـماید و اگر این دخالت باعث جلوگیری از ضرر صاحب‌ مال باشد مستحق دستمزد نیز خواهد‌ بود‌؛وگرنه‌ حق مطالبهء مخارج را ندارد ولی بهر حال ید غیر‌، امانی است و نه ضـمانی.این امر علاوه بر ماده 603ق.م.از مفاد ماده 231 ق:1.ح.نیز برمی‌آید.زیرا طبق‌ این‌ ماده‌ کسی که عملا متصدّی امور غایب بوده، در موقع‌ تعیین امین‌ بر‌ دیگران مقدم است.کسی که عـملا مـتصدّی امور بوده کسی نیست جز همان شخص که به‌ نحو‌ داوطلبانه‌، به‌خاطر خدا یا دوستی یا قرابت یا همسایگی و امثال آن، بی‌اذن مالک‌ اقدام‌ نموده‌ است و بنابراین قطعا عمل او مـحترم و قـانونی است که‌ قانونگذار در نصب امین برای‌ او‌ حقّ‌ تقدّم نسبت به سایرین قائل شده است.

 

 

3-17- ارث

از آنجائیکه فطرت و غریزه بشری علاقه و محبت‌ را‌ به‌ نزدیکترین نسل‌های‌ خـود و خـویشاوندان از نـسبی و سببی بطور ترتیب یعنی هر طبقه مقدم بر طبقه‌ دیگر است درجه اول بفرزندان و اولاد آنها و پدر و مـادر و درمرتبه بعد به برادران‌ و خواهران‌ و زادگان آنها و سپس‌ باعمام‌ و عمات و خالوها و خالات و نـسل واعقاب آنان بوجود آورده بـه پیـروی از این غریزه طبیعی احکام تشریعی ارث که در اکثر ادیان و مذاهب‌ خصوصا در اسلام رسیده از الهامات و عنایات الهی به‌ پیمبران است مثل آیه (یوصیکم اللّه‌ فی اولادکم للذکر مثل حظ الانثیین الی آخر آیه01/ سـوره نساء) و سایر آیات مربوطه‌ بارث که احتیاجی بذکر تمام آنها در اینجا نیست که‌ با‌ احکام تکوینی منطبق گردیده‌ و در بسیاری دیگر از احکام شرع و عرف تا حدی و میزان معینی در جهت مثبت و منفی‌ بـا مـوضوع تکوینی که فوقا اشاره شد انطباق حاصل مینماید مثال‌ در‌ باب قضا و شهادت هرگاه یکی از طرفین دعوی یا موضوع مورد اختلاف با قاضی و شاهد قرابت‌ نسبی یا سببی تا درجه چـهارم داشـته باشد از نظر علاقه و احساسات هم‌بستگی‌ و محبت‌‌ خویشاوندی از قضاوت و شهادت منع شده است هم‌چنین در موضوع ازدواج از لحاظ تشریع و فلسفه و حتی بهداشت که انساب از یک خون و نطفه و شیر سرچشمه گرفته و باعث عـدم رغـبت‌ هم‌جنسی‌ بلکه‌ انزجار بوده و ممکن است در‌ عدم‌ بوجود‌ آمدن نسل‌ هم که عقیده بعضی اطباء بر آن است مؤثر باشد بموجب آیه شریفه (حرمت علیکم‌ امهاتکم و اخواتکم و عماتکم و خالاتکم‌ الیـ‌ آخـر‌ آیـه 22 سوره نساء) منع گردیده و ایـن‌ سـه‌ مـثال‌ من باب نمونه در جهت منفی ذکر گردید و اما در جهت مثبت موضوع ارث‌ است که بدان در بالا‌ اشاره‌ گردید‌.

مبحث اول موجبات‌ ارث‌ و آن‌ دو چیز است:

1- نسبی یـعنی بـموجب نسبت‌ بازماندگان با میت

2- دوم سببی و آن در‌ دو‌ قسم است زوجیت که پیدایش آن در نتیجه وقوع ازدواج و زناشوئی است دوم‌ ولاء‌ اسـت‌ ولاء هـم در مـرتبه خود سه قسم‌ است.-، ولاء عتق-ولاء تضمین و جریره-ولاء‌ امامیه‌ مقصود از ارث بردن سه‌ مـرتبه دارد اشـخاصی هـستند که بدون نسبت زوجیت‌ بعلت‌ تقرب‌ به میت ارث میبرند (نقل از مسالک) و آن مقداری را که هـریک از صـاحبان سـهام‌ ار‌ اموال و ما ترک متوفی‌ سهم میبرند بعناوینی تعبیر شده است.ارث-قرابت‌-فرض‌-رد‌ که گـاهی بـیک‌ عنوان و گاهی به دو عنوان سهم میبرند. (زاهدی، 1344)

ارث به سه طـبقه و مـرتبه تقسیم میشود. مرتبه اول پدر و مادر و اولاد و اولاد اولاد‌ میت‌ هر چه پائین برود مرتبه دوم برادران و خواهران و اولادهـای آنـها نـسلا بعد‌ نسل‌ و اجداد هر چقدر که بالا برود مرتبه‌ سوم‌ عمو‌ و عموها و عمه‌ها و دائی و دائی‌ها خـاله و خـاله‌ها و اولادهای‌ آنها‌ نسلا بعد نسل و اگر هیچیک از این طبقات وجود نداشته بـاشد و اقـربای‌ دیـگری‌ که‌ قانونا استحقاق ارث دارند نباشند‌ امام‌ (حاکم) و ارث‌ من‌ لاو‌ ارث له خواهد بود.

 



 

 

 

 

4-1- مقدمه

در فصل گذشته راجع به حقوق خانواده در ایران و حقوق خانواده در فقه اسلامی اشاره شد و همچنین به اهمت این حقوق در قانون اساسی و قوانین مدنی اشاراتی شد. در این فصل به بررسی تاثیرات داع مقدس بر حقوق خانواده خواهیم پرداخت.

به منظور ترویج و تحکیم فرهنگ پاسداری و ایثار و شهادت در کشور و تکریم و پاسداری از حقوق ایثارگران اعم از شهدائ، جانبازن، و رزمندگان و خانواده‌های آنان و سهمی که این عزیزان در عزت امنیت و اقتدار ملی و نظام اسلامداشته و دارند. بعد از دفاع مقدس قانونگذار بر آن شده است تا قوانین مربوط به این عزیزان و خانواده‌های آنان را مورد تصویب قرار دهد که این قوانین تحت عنوان " قانون کلیدی ایثارگران و هفت آیین نامه جامع" شامل :

- سیاست‌های کلی ترویج و تحکیم فرهنگ ایثار

- ایثارگران در قانون پنجم توسعه

- ایثارگران در مدیریت خدمات کشوری

- ایثارگران درتنظیم بخشی از مقررات مالی دولت

- قانون جامع خدمات رسانی به ایثارگرانپ

- سند راهبردی خدمات رسانی به زمندگان

مورد تصویب قانونگذار قرار گرفته است که در ادامه بنا به مورد اشاره خواهد گرفت (یاوند عباسی، 1395) .

4-2- دفاع مقدس و حقوق مدنی

پس از پيروزي انقلاب اسلامي و به ويژه پس از پايان جنگ تحميلي و 8 سال دفاع مقدس، شرايط جديدي پيرامون امور جانبازان و خانواده­هاي معظم شهدا پديد آمد كه در ادامه آن تشكيل بنياد شهيد و امور ايثارگران در سال 1388 و تدوين يك سند راهبردي براي رفع نيازهاي اين قشر و خانواده­هاي آ نان، از جمله اين موارد بود.

ترويج و تحكيم فرهنگ پايداري و ايثار و جهاد در كشور و تكريم و پاسداري از حق ايثارگران و خانواده­هاي آنان و سهمي كه در عزت، امنيت و اقتدار ملي و نظام اسلامي داشته و دارند همواره در اولویت سياست­هاي حمایتی بوده است. شناخت نيازهاي واقعي و ارائه خدمات مؤثر به این گروه در ابعاد مختلف فرهنگي، علمي، آموزشي، اجتماعي، بهداشتي، درماني، بيمه­اي، معيشتي، اشتغال، مسكن، حقوقي، اداري، رفاهي و استخدامي با حفظ اصول عزتمندي، عدالت و روحيه خوداتكايي و شئون ايثارگري، از جمله سياست­هايي بوده است كه غالباً در قوانين مربوط به ايثارگران سعي شده تا به آن توجه شود. قانون برنامه پنجم توسعه نيز كه در راستاي الزامات سند چشم­انداز تهيه شده است اولويت دادن به ايثارگران را در عرصه­هاي اقتصادي و فرهنگي مورد توجه قرار داده و به عنوان يك سياست كلي مدنظر قرار داده است. در قانون برنامه پنجم توسعه در حوزه رفاه و تأمين اجتماعي، موارد مختلفي با در نظر گرفتن نيازهاي ايثارگران و اولويت دادن به آنها در راستاي سياست­هاي كلي نظام، لحاظ شده است كه مي­توان به مواد 3، 7، 11، 14، 20، 28، ماده 44 و بندهاي مرتبط با آن و ماده 45 اشاره كرد. متعاقب آن، قانون جامع ايثارگران به منظور تحقق اهداف به جاي مانده از قانون برنامه سوم، چهارم و قانون بودجه سال 1384 كل كشور در سال 1391 به تصويب رسيد كه براي پوشش نيازهاي ايثارگران و قانون­مند كردن دستورالعمل­ها و افزايش خدمت­رساني به اين قشر تهيه و تنظيم شده است كه البته از جنبه كارشناسي و قابليت اجرائي، نهادهاي متولي و ايثارگران را بعضاً با مشكل و چالش مواجه كرده است.

4-3- نهادهای تأسیسی

منظور از نهادهای تأسیسی، نهادهایی است که تأسیس آنها به خاطر جنگ بوده است. به عبارت دیگر، پیامدهای جنگ باعث شده تا این قبیل نهادها شکل بگیرند (صبوری، 1385) به دنبال وقوع جنگ، در ایران نهادهای متعددی با کارکردهای متفاوت شکل گرفتند که آمال کلی آنها التیام آثار جنگ بود. بنیاد شهید انقلاب اسلامی یکی از مهم‌ترین نهادهایی است که بعد از انقلاب تأسیس شد؛ اما رخداد جنگ و ضرورت دلجویی از خانواده‌های رزمندگان، شهدا و ایثارگران، ایجاب نمود تا نهادی به طور خاص این وظیفه را بر عهده بگیرد. این بنیاد علاوه بر بُعد ترمیمی، دارای نقش تشویقی نیز بود زیرا رسیدگی به امور اولیه و مورد نیاز نیروهای درگیر جنگ و خانواده‌های آنها باعث می‌شد تا این نیروها دغدغه معاش و سرنوشت خانواده‌هایشان را نداشته باشند و زمینه برای آرامش روانی آنها فراهم آید.

بنیاد شهید در 22 اسفند 1358، به فرمان امام خمینی (ره) تأسیس شد. امور آن طبق مقررات و قوانین مربوط به نهادهای عمومی غیردولتی و در چارچوب اساسنامه مصوبه و آیی ننام ههای مربوطه زیر نظر رییس جمهور و نظارت عالیه مقام رهبری اداره می‌شود. احیا، حفظ و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت طلبی، زنده نگهداشتن یاد شهیدان و حفظ آثار آنان، تجلیل و تكریم از خانواد ههای شهدا، جدیت در امور فرهنگی خانواد ههای شاهد، خوداتكایی و قانونمند كردن ارائه خدمات به آنان، و بسیج امكانات نظام به منظور پراكندن عطر ملكوتی شهادت در جامعه، محور فعالیت‌های این نهاد است. البته سابقه اولیه این نهاد به دوران آغاز قیام امام خمینی در سال 1342 باز می‌گردد. بعد از قیام خونین پانزده خرداد 1342 گروهی از روحانیون انقلابی و مبارز و افراد نیكوكار به دستور حضرت امام مأموریت یافتند به خانواد ههای شهدا رسیدگی كنند، كه این كار در طول سال‌های مقاومت و مبارزه ادامه یافت و در سا لهای 57 - 1356 دامنه وسیع تری پیدا كرد. بعد ازپیروزی انقلاب، برای سامان دادن بیشتر به امور شهدا و خانواده‌های آنان، با فرمان امام بنیاد آغاز به كاركرد كه با آغاز جنگ تحمیلی و بیشتر شدن تعداد شهیدان، وظیفه و تكلیف بنیاد شهید سنگین‌تر شد (مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1383: 54). تاریخچه قوانين و مقررات مرتبط به ايثارگران پس از پايان جنگ تحميلي و دفاع مقدس در سال 1368، شرايط جديدي پيرامون امور جانبازان و خانواده­هاي معظم شهدا ايجاد شد كه متعاقب آن، وظايف رسيدگي به امور جانبازان به بنياد مستضعفان و جانبازان واگذار گرديد. همچنين پس از ورود آزادگان عزيز به ميهن اسلامي در سال 1369، امور مربوط به ايشان به ستاد رسيدگي به امور آزادگان واگذار شد. پس از فرمان رهبر معظم انقلاب اسلامي و مصوبات شوراي عالي اداري كشور مبني بر تجميع نهادهاي ايثارگري، فرآيند مطالعه به منظور ادغام وظايف مربوط به خانواده­هاي معظم شهدا، جانبازان و آزادگان در بنياد شهيد انقلاب اسلامي پي­ریزي شد. به دليل نبود انسجام در قوانين مربوط به ايثارگران و لزوم وحدت رويه و مديريت متمركز در حوزه مسائل مربوط به اين قشر، لايحه خدمت­رساني به ايثارگران در سال 1384، در قالب 59 ماده به مجلس شوراي اسلامي تقديم شد. در سال 1385، لايحه مذكور تصويب و متعاقب آن جهت تصويب نهايي به شوراي محترم نگهبان ارسال گرديد. شوراي محترم نگهبان ضمن بررسي لايحه، برخي از مواد آن را تبعيض­آميز و حتي مغاير با ابلاغات مقام معظم رهبري و مغاير با اصل 75 و 85 قانون اساسي قلمداد نمودند كه در پي آن لايحه مذكور به مجلس شوراي اسلامي مسترد شد. نهايتاً، مجلس شوراي اسلامي در اجراي اصل (112) قانون اساسي و با در نظر گرفتن مصلحت نظام و عدم تأمين نظر شوراي نگهبان، لايحه موصوف را به مجمع تشخيص مصلحت نظام ارسال كرد كه مجمع مذكور نهايتاً در سال 1391 نسبت به تصويب اين لايحه به نام قانون جامع ايثارگران در هفت بخش مسكن، بهداشت، تسهيلات اداري-استخدامي، اشتغال، كارآفريني، معيشت و رفاه و امور فرهنگي- آموزشي و رفاهي مبادرت ورزيد.

وجود مشكلات موجود در سير تصويب لايحه مذكور، دولت را بر آن داشت تا به منظور رفع نيازهاي ايثارگران، قوانين موردي را در قوانين سنواتي بودجه و قانون برنامه پنجم توسعه، تصويب كند. به لحاظ آنكه برخي از احكام مندرج در قانون جامع ايثارگران گوياتر و جامع­تر از احكام مندرج در قانون برنامه پنجم توسعه بوده است، لذا برخي از مواد قانوني برنامه پنجم از ماده (44)، براي مجريان قابل استناد نمي­باشد. مضافاً بر اینکه در قسمت انتهایی قانون تصریح گردیده که قوانيني كه از سال ۱۳۸۶ تا 2/10/1391 به نفع ايثارگران به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيده است به قوت خودباقی است.

4-4- اصول حاکم بر قانون جامع خدمت­رسانی به ایثارگران

اولین اصل در تدوین یک قانون پویا و جامع، تبیین اصول حاکم بر قانون است. در واقع اگر اسناد بالاسری و سیاست­های کلی در مورد جامعه هدف وجود نداشته باشد و یا در صورت وجود، در تدوین قانون رعایت نگردد، آن قانون نه تنها کارآمد نخواهد بود بلکه، در خوشبینانه­ترین حالت، منجر به متروکه شدن قانون به دلیل عدم قابلیت اجرائی آن می­گردد. به عنوان نمونه اگر محورهای اصلی متوازن در نظر گرفته نشود می­تواند موجب آسیب­های جدی گرد، چیزی که می­توان در قانون جامع و حتی برنامه پنجم توسعه دید. مثلاً عدم توازن جنبه­های فرهنگی با اقتصادی که اگر یکی مسائل مادی ایثارگران را مرتفع سازد، به دلیل عدم توجه کافی به بخش دوم، نیازهای معنوی به خوبی برآورده نمی­گردند.

 

4-4-1- برخورداری قوانین حمایتی ایثارگران از خصیصه امری

بر خلاف قوانین تکمیلی، در مواردی رعایت مفاد قانون به حدی در نظر قانون­گذار اهمیت دارد که به هیچ عنوان نمی­تواند نقض آن را برتابد و در نتیجه به مردم که علی­الاصول مکلف به اجرای قانون هستند اجازه نمی­دهد خلاف آن توافق و عمل كنند. به عنوان مثال مقررات جزائی هر کشور از این ویژگی برخوردار است و توافق افراد در برابر آنها فاقد هر گونه اثر حقوقی است. هیچ کس نمی­تواند با توافق با دیگری، به او مجوز ارتکاب یک عمل مجرمانه، مثلاً توهین یا ضرب و شتم را اعطاء کند. از مصادیق قوانین آمره در نظام حقوقی ایران می­توان از قوانین حمایتی از جمله قانون جامع ایثارگران نام برد. لذا هیچ یک از دستگاه­های اجرائی و یا اشخاص حقیقی و یا حقوقی که موظف به اجرای این قانون هستند نمی­توانند در قالب توافق­هایی که با افراد ایثارگر می­کنند از اجرای آن به دلیل قبول و رضایت خود فرد، شانه خالی کنند.

این گونه توافقات و شروط که بعضاً در روابط حقوقی فی­مابین صورت می­گیرد فاقد هر گونه اثر حقوقی است و می­تواند منجر به مسئولیت انظباطی و حتی کیفری مدیر مربوطه نیز بگردد که پرداختن به آن خود مقوله جداگانه­‌ای است.

4-4-2- قلمرو اعمال قانون جامع ایثارگران

یکی از مهم­ترین بخش­های یک قانون تبیین دقیق قلمرو اعمال و تعیین افراد مشمول آن است که متأسفانه عدم پرداختن به آن توسط قانون­گذار می­تواند قانونی که می­توانست مفید واقع گردد، آن را غیرکارآمد نموده و یا مشکلات جدیدی را برای افراد موضوع قانون ایجاد نماید. قلمرو اجرائی از حیث دستگاه­های مشمول در ماده 2 این قانون به خوبی تبیین شده است. ماده 2 قانون مزبور مقرر می­دارد: دستگاه‌هاي مشمول اين قانون عبارتند از:

ـ كليه وزارتخانه‌ها، سازمان­ها و دستگاه­هاي اجرائي، مؤسسات و شركت­هاي دولتي و ملي شده تحت پوشش و يا مديريت دولتي اعم از اينكه داراي قوانين و مقررات خاص باشند و يا نباشند، قوه قضائيه اعم از كادر قضائي و اداري و سازمان­ها و مؤسسات وابسته و تابعه آنها، كانون وكلاي دادگستري، كانون‌هاي كارشناسان رسمي دادگستري، قوه مقننه، نهاد رياست جمهوري، سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران (سازمان­هاي وابسته و تابعه)، نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران (نظامي و انتظامي) نهادها و مؤسسات عمومي غيردولتي و نهادهاي انقلاب اسلامي و شركت­هاي تحت پوشش وابسته يا تابعه آنها و كليه سازمان‌ها و شركت­هايي كه به نحوي از انحاء از بودجه عمومي دولت استفاده مي‌كنند و يا قسمتي از بودجه آنها توسط دولت تأمين مي‌گردد، بانك­ها، مؤسسات بيمه‌اي، جمعيت هلال ‌احمر جمهوري اسلامي ايران، شهرداري‌ها و شركت­هاي تحت پوشش آنان و نيز مؤسسات و شركت­هايي كه شمول قانون بر آنها مستلزم ذكر نام است از قبيل سازمان تأمين اجتماعي، شركت ملي نفت ايران، شركت ملي گاز ايران، شركت ملي صنايع پتروشيمي، سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران، سازمان صنايع ملي ايران، شركت­هاي هواپيمايي، سازمان انرژي اتمي، اعضاي هيأت علمي و كادر اداري دانشگاه­ها و مؤسسات آموزش عالـي كشـور، مجمـع تشخيص مصلحت نظام، شوراي نگهبان و دانشگاه آزاد اسلامي.

ـ ساير دستگاه­ها و سازمان‌ها و شركت­ها و مراكز توليدي و توزيعي و خدماتـي كه تحت پوشش قانون كار يا مقـررات تأمين اجتماعي و قـوانين خاص هستند.

این قانون اگر چه از جهاتی واجد نوآوری­های قابل ملاحظه­ای در راستای حمایت از این گروه بوده لیکن از جوانبی دیگر، از جمله شمول آن نسبت به مصادیق مختلف ایثار گران دارای ایراداتی است که آنرا نمی­توان به هیچ وجه مصداق یک قانون جامع دانست. توضیح اینکه کلیه رزمندگان و جانبازان زیر ۲۵% در این قانون نادیده گرفته شده­اند. معلوم نیست قانون­گذار چه علاقه و یا حساسیتی نسبت به کلمه 25% داشته که در هر ماده و یا تبصره­ای که تسهیلاتی برای ایثارگران گذاشته شده است، جانباز بالای ۲۵% و یا جانباز زیر ۲۵% را تصریح تا بر حسب مورد گروهی را از برخورداری حمایت­های قانونی محروم نماید. تبعیضی که به نظر از هیچ منطق حقوقی برخوردار نیست.

با یک مطالعه سطحی در نظام­های حقوقی کشورهای مختلف درگیر در جنگ به خصوص کشور­های آلمان، فرانسه، اتریش، روسیه و ژاپن مشخص می­گردد که برخورداری از حمایت­های قانونی جهت شرکت­کنندگان در جنگ با رویکرد عادلانه و بدون تبعیض، تدوین و اجراء می­گردد. به عنوان نمونه در کشور فرانسه نه تنها بدون هیچ­گونه قید و شرطی در خصوص میزان آسیب وارده به مجروحان جنگ، کلیه مزایا تعلق می­گیرد بلکه علاوه بر همسر و فرزندان، فرزندخواندگان و والدین آنها نیز از این امتیازات برخوردار می­گردند. حتی کشورهایی مثل اتریش که درصدی را برای برخورداری از این مزایا قائل شده­اند، این میزان حداقلی است که فرد در واقع مصداق مجروح جنگی تلقی می­شود و این میزان در کشور اتریش معادل 5% است و هر مجروح جنگی معمولاً این درصد را به خود اختصاص می­دهد.

اگر چه قوانین حمایتی زیادی در خصوص ایثارگران شاغل به تصویب رسیده که در خصوص رزمندگان و جانبازان زیر ۲۵% نیز در حال اجراست، لیکن اصلاح ماده 51 قانون جامع و تجمیع آن با مفاد تبصره 2 ماده 68 قانون خدمات کشوری و تسری آن به کلیه رزمندگان و جانبازان زیر 25% به صورت عادلانه و بدون تبعیض و بدون تفکیک که ایثارگر مورد نظر معسر است و یا خیر همچون شاغلین دستگاه­های اجرائی، به نظر ضروری می­نماید.

4-4-3- بنیاد شهید و امور ایثارگران به عنوان محوریت مدیریت حمایت از ایثارگران

اگر چه محوریت مدیریت امور ایثارگران و جانبازان در اکثر موارد با بنیاد شهید و امور ایثارگران است لیکن کلیه نهادهای ذیربط به خصوص وزارتخانه­ها، سازمان­ها و مؤسسات عمومی بعضاً مستقیماً و یا به طور غیرمستقیم و از طریق بنیاد شهید در اجرای این قانون نقش ایفاء می­کنند. با این وجود یکی از ضعف­های این قانون عدم شفافیت در متولی بعضی از خدمات است که موجب بروز مشکلات عدیده­ای برای جامعه ایثارگران شده است و ضرورت دارد مورد بازنگری قرار گیرد، که در اینجا لازم است تا تاریخچه از این نهاد ارایه گردد.

4-5- تاریخچه بنیاد شهید

بنیاد شهید در 22 اسفند 1358، به فرمان امام (قدس سره) تأسیس شده و دارای شخصیت حقوقی و استقلال مالی و اداری است و امور آن طبق مقررات و قوانین مربوط به نهادهای عمومی غیر دولتی و در چهارچوب اساسنامه مصوبه و آیین نامه‌های مربوط زیر نظر رییس جمهور و نظارت عالیه مقام معظم رهبری اداره می‌شود. احیا، حفظ و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت طلبی، زنده نگهداشتن یاد شهیدان و حفظ آثار آنان، تجلیل و تكریم از خانواده‌های معظم شهیدان، جدیت در امور فرهنگی خانواده‌های شاهد، خود اتكایی و قانونمند كردن ارائه خدمات به آنان، و بسیج امكانات نظام به منظور پراكندن عطر ملكوتی شهادت در جامعه، محور فعالیت‌های این نهاد مقدس است. البته سابقه اولیه این نهاد به دوران آغاز قیام امام (قدس سره) به سال 1342، باز می‌گردد. بعد از قیام خونین پانزده خرداد 1342 گروهی از روحانیون انقلابی و مبارز و افراد نیكوكار به دستور امام (قدس سره) مأموریت یافتند تا به خانواده‌های شهدا رسیدگی كنند، كه این كار در طول سال‌های مقاومت و مبارزه ادامه یافت و در سال‌های 57-1356، دامنه وسیع تری پیدا كرد. بعد از پیروزی انقلاب، برای سامان دادن بیشتر به امور شهدا و خانواده‌های آنان، با فرمان امام (قدس سره) بنیاد آغاز به كاركرد كه با آغاز جنگ تحمیلی و بیشتر شدن تعداد شهیدان، وظیفه و تكلیف بنیاد شهید سنگین‌تر شد.

 

 

 

4-6- خدمات حقوقی قضایی

یکی از خدمات قابل ارائه، خدمات حقوقی و قضایی موضوع ماده 58 قانون جامع خدمت­رسانی به ایثارگران است که مقرر می­دارد: «وزارت دادگستری با همکاری قوه قضائیه نسبت به ارائه خدمات حمایت قضایی از خانواده شاهد، جانبازان بیست و پنج درصد و بالاتر و آزادگان در مراجع قضایی جهت دفاع و استیفای حقوق آنان اقدام نماید». این ماده نیز از این جهت که جانبازان زیر بیست و پنج درصد را از برخورداری خدمات حقوقی و قضایی محروم نموده به نظر قابل ایراد می­رسد. در واقع حمایت­های حقوقی و قضایی بیشتر جنبه معنوی دارد و در این صورت نباید درصد جانبازی مؤثر باشد.

از حیث خدمات قضایی باید توجه داشت که به موجب تبصره 2 شکایات مربوط به ایثارگران مشمول این ماده در خصوص عدم اجرای این قانون در کمیسیون ماده 16 قانون تسهیلات استخدامی و اجتماعی جانبازان انقلاب اسلامی قابل طرح است. به موجب ماده 16 قانون مزبور، بنیاد مجاز است با موافقت ولی فقیه یا نماینده وی کمیسیونی را به نام کمیسیون رسیدگی به شکایات جانبازان با عضویت دو نفر از بنیاد، ‌یک نفر از سازمان امور اداری و استخدامی کشور، یک نفر از وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، یک نفر از وزارت کار و ‌امور اجتماعی و یک نفر از دستگاه ذیربط تشکیل و حسب مورد نسبت به رسیدگی به شکایات جانبازان از عدم اجرای صحیح این قانون در دستگاه ‌مربوط اقدام نماید. تصمیمات کمیسیون مزبور قطعی و لازم ‌الاجرا بوده و عدم اجرای به موقع آن خلاف قانون محسوب و قابل تعقیب در مراجع ذی‌صلاح می‌باشد.

با این وجود، در نهایت در صورت اعتراض امکان بهره‌مندی ایثارگران از خدمات قضایی برقرار می­شود. هیأت عمومی دیوان عدالـت اداری در تاریخ 11 دی‌ماه 1391 مقرر نمود با توجه به احکام مقرر در تبصره ذیل بند 5 از ماده 2 قانون تسهیلات استخدامی و اجتماعی جانبازان انقلاب‌ اسلامی مصوب سال 1374 و ماده 16 قانون مذکور که رسیدگی به شکایات جانبازان از عدم اجرای قانون را در صلاحیت کمیسیون موضوع این ماده قانونی می‌داند، در صورتی که تصمیم کمیسیون مورد اعتراض واقع شود، رسیدگی در صلاحیت دیوان عدالت اداری است. در نهایت می­توان خدمات حقوقی و قضایی را به شرح ذیل احصاء نمود.

4-6-1- رسیدگی خارج از نوبت کلیه دعاوی

مسئله رسیدگی خارج از نوبت دعاوی در فرآیند دادرسی حقوقی و کیفری، امری استثنائی و قیدی بر قاعده و اصل روند عادی رسیدگی است که به لحاظ دادن وصف استثنائی به آن، به مواردی معین محدود می­شود. از آنجا که مراد قانون­گذار حمایت از این قشر خاص اجتماعی بوده، آنها را به مثابه جلوه­ای از موارد استثنائی حاکم بر فرآیند دادرسی تلقی کرده و رسیدگی به کلیه دعاوی آنها را در کلیه مراحل دادرسی خارج از نوبت انگاشته است.

لذا: با عنایت به اطلاق کلیه دعاوی، شامل همه دعاوی کیفری و حقوقی می­شود. به علاوه، نظر به اطلاق عبارت مزبور در دعاوی مطروحه، مشمولین می­توانند از یک سو شاکی یا خواهان و از سوی دیگر، متشاکی یا خوانده باشند. این در حالی است که با عنایت به عنوان حمایتی قانون موصوف رسیدگی به کلیه دعاوی که مشمولین آن در مقام شاکی و خواهان باشند مورد نظر بوده است. همچنین رسیدگی به کلیه دعاوی مشمولین این قانون مربوط به "تمامی مراحل دادرسی" است.

4-6-2- تعیین شعب اختصاصی

به منظور رسیدگی به امور محجورین و کلیه امور حسبی و دعاوی خانواده و مسائل حیثیتی مرتبط با ایثارگران، قوه قضائیه موظف به تعیین شعب اختصاصی در دادگستری کشور شده است. لذا باید توجه داشت که این شعب اختصاصی صرفاً در خصوص این مسائل صالح به رسیدگی بوده و در موارد دیگر، دادگاه­های صالح رسیدگی به دعاوی مرتبط با این افراد، غیر از شعب مزبورند.

4-7- مجموعه قوانين و مصوبات كاربردي ايثارگران

4-7-1- قانون جامع خدمات رساني به ايثارگران و اصلاحات آن

4-7-1-1- ايثارگر

در اين قانون به كسي اطلاق مي‌گردد كه براي استقرار و حفظ دستاوردهاي انقلاب اسلامي و دفاع از كيان نظام جمهوري اسلامي ايران و استقلال و تماميت ارضي كشور، مقابله با تهديدات و تجاوزات دشمنان داخلي و خارجي انجام وظيفه نموده و شهيد، مفقودالأثر، جانباز، اسير، آزاده و رزمنده شناخته شود. تبصره احراز مصاديق ايثارگري و تشخيص ازكارافتادگي مشمولان اين قانون در چارچوب قوانين نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران براساس آئين نامه اي خواهد بود كه توسط وزارت دفاع وپشتيباني نيروهاي مسلح با همكاري بنياد و ستاد كل نيروهاي مسلح تهيه و به تصويب هيأت وزيران مي‌رسد.

4-7-1-2- شهيد و مفقود الأثر

 به كسي اطلاق مي‌شود كه جان خود را در راه تكوين، شكوفايي، دفاع وحفظ دستاوردهاي انقلاب اسلامي و كيان جمهوري اسلامي ايران، استقلال و تماميت ارضي كشور، مقابله با تهديدات و تجاوزات دشمن و عوامل ضد انقلاب و اشرار نثار نموده و يا در اين رابطه مفقودالأثر شناخته شود.

4-7-1-3- جانباز

 به كسي اطلاق مي‌شود كه سلامتي خود را در راه تكوين، شكوفايي، دفاع و حفظ دستاوردهاي انقلاب اسلامي و كيان جمهوري اسلامي ايران، استقلال و تماميت ارضي كشور، مقابله با تهديدات و تجاوزات دشمن و عوامل ضد انقلاب و اشرار از دست داده و به اختلالات و نقص‌هاي جسمي يا رواني دچار شود.

4-7-1-4- اسير

 به كسي اطلاق مي‌شود كه در راه تكوين، شكوفايي، دفاع و ح فظ دستاوردهاي انقلاب اسلامي و كيان جمهوري اسلامي ايران، استقلال و تماميت ارضي كشور، مقابله با تهديدات و مجموعه قوانين و مصوبات كاربردي ايثارگران 18 اداره امور ايثارگران وزارت كشور تجاوزات دشمن و عوامل ضد انقلاب و اشرار در داخل و يا خارج از كشور گرفتار آمده و هويت و وضعيت وي مورد تأييد مراجع صلاحيتدار قرار گيرد.

4-7-1-5- آزاده

 به كسي اطلاق مي‌شود كه در راه تكوين، شكوفايي، دفاع و حفظ دستاوردهاي انقلاب اسلامي و كيان جمهوري اسلامي ايران، استقلال و تماميت ارضي كشور، مقابله با تهديدات و تجاوزات دشمن و عوامل ضد انقلاب و اشرار در داخل و يا خارج از كشور اسير شده و سپس آزادگردد.

تبصره استمرار شرايط اين بند در طول دوران اسارت و يا زندان بايد به تایید مراجع صلاحيتدار برسد.

4-7-1-6- رزمنده

 به كسي اطلاق مي‌شود كه در راه تكوين، دفاع و حفظ ارزش‌ها و كيان جمهوري اسلامي ايران، استقلال و تماميت ارضي كشور، مقابله با تهديدات و تجاوزات دشمن و عوامل ضد انقلاب و اشرار با تأييد مراجع ذي صلاح به طور فعال حضور يافته باشد.

تبصره رزمندگان موضوع اين بند در استفاده از تسهيلات اين قانون كه شامل ايثارگران مي‌باشد، مستثنا بوده و دولت موظف است اقدامات قانوني لازم را در جهت رسيدگي به امور آنان به عمل آورد.

4-7-1-7- خانواده شاهد

خانواده‌هاي معظمي كه در راه اعتلاي اهداف عاليه انقلاب اسلامي و مبارزه با دشمنان انقلاب يكي از اعضاي خانواده شان ) پدر، مادر، همسر، فرزند ( شهيد يا مفقود الأثر يا اسير شده باشد.

4-7-1-8- خانواده ايثارگران

به خانواده‌هاي جانبازان و آزادگان كه شامل همسر، فرزند و والدين آنها مي‌شود اطلاق می‌گردد.

4-7-2- مجموعه قوانين و مصوبات كاربردي ايثارگران

 اداره امور ايثارگران وزارت كشور در صورت فوت جانبازان و آزادگان مشمول اين قانون، خدمات و امتيازات مربوط، به خانواده تحت تكفل آنان تعلق مي‌گيرد.

دستگاه‌هاي مشمول اين قانون عبارتند از:

كليه وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و دستگاه‌هاي اجرايي، مؤسسات و شركت‌هاي دولتي و ملي شده تحت پوشش و يا مديريت دولتي اعم از اينكه داراي قوانين و مقررات خاص باشند و يا نباشند، قوه قضاييه اعم از كادر قضايي و اداري و سازمان‌ها و مؤسسات وابسته و تابعه آنها، كانون وكلاي دادگستري، كانون‌هاي كارشناسان رسمي دادگستري، قوه مقننه، نهاد رياست جمهوري، سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران ) سازمان‌هاي وابسته و تابعه (، نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران ) نظامي و انتظامي ( نهادها و مؤسسات عمومي غيردولتي و نهادهاي انقلاب اسلامي و شركت‌هاي