شهرم متبرک به نام و یاد شهداست
یادداشتی برای شهیدان شهرم دره شهر

شهرم متبرک به نام و یاد شهداست

سال‌ها از کوچ پرستو‌های عاشق می‌گذرد. سال‌ها از پرواز آن سرو‌های رشید که ساده و بی ادعا و با اخلاص رفتند، می‌گذرد اما جای خالی شان احساس می‌شود. هنوز نسیم یاد آن نسل زلال و باصفا در کوچه‌های شهر وقتی وزیدن می‌گیرد احساس غرور می‌کنیم. به راستی شهدا اعتبار این سرزمین بودند.
«انس با قرآن»، همدم لحظات دلتنگی‌ام شد
اندر خاطرات اسارت؛

«انس با قرآن»، همدم لحظات دلتنگی‌ام شد

بعد از جدا شدنم از دوستانی که در بند سه با آنها بودم دل کندن و جدا شدن از آنها برایم خیلی سخت بود. در این مدت دوستان زیادی پیدا کرده بودم و خیلی از برنامه‌های فرهنگی را با هم داشتیم. از حفظ قرآن گرفته تا برخی کلاس‌ها و آموزش‌ها. با رفتن به بند یک، دل و دماغی برایم نمانده بود که حفظ قرآن را ادامه بِدهم، لذا تصمیم گرفتم چند ماهی نصف قرآن را که در بند سه حفظ کرده بودم مرور کنم، این مواقع بود که فهمیدم انس با قرآن می‌تواند همدم لحظات دلتنگی‌ام شود. در ادامه این خاطره از آزاده ایلامی «محمد سلطانی» منتشر می‌شود.
پدران آسمانی روزشان در آسمان‌ها تماشایی است
دلنوشته/

پدران آسمانی روزشان در آسمان‌ها تماشایی است

پدران آسمانی، از سیم‌های خاردار گذشتند و تا آن سوی آبی‌های دور از دسترس خدا پرگشودند. بدون شک، روزشان در آسمان‌ها تماشایی است.در ادامه دلنوشته شیدا محمدی به مناسبت روز پدر فرزند شهید غلامحسین محمدی منتشر می شود.
شهیدی که اسراری در عالم رؤیا برای دخترش بیان کرد
انتشار به مناسبت روز پدر،

شهیدی که اسراری در عالم رؤیا برای دخترش بیان کرد

تو عالم رؤیا دیدم که پدرم آمده و گفت دخترم بیا تا جایگاهم را نشانت دهم. خواهرم می‌گفت پدر رو به من کرد و گفت: خودت نگاه کن ببین بابات کجاست؟!خواهرم تعریف می‌کرد کنار پدرم گلهای قشنگی دیدم که مشابهی در دنیا نداشتند. مجید فرزند شهید «ابراهیم باقری» روایتی را از پدر شهیدش بیان می‌کند.
خاطرات رفاقت/ دو همکلاسی صمیمی من فارغ التحصیل دانشگاه شهادت شدند
انتشار به مناسبت گرامیداشت روز شهدای دانشجو،

خاطرات رفاقت/ دو همکلاسی صمیمی من فارغ التحصیل دانشگاه شهادت شدند

دکتر «بهروز سپیدنامه»، پژوهشگر، منتقد، مترجم و شاعر برجسته ایلامی، استاد و عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام، ع همکلاسی شهیدان دانشجو «حمید زرگوشی» و «لطفعلی مرادحاصلی» نشسته است. وی می گوید ما تربیت معلم را نه از سر اضطرار بلکه به خاطر عشق و علاقه به حرفه‌ ی معلمی انتخاب کردیم. ولی آن دو همکلاسی من به مقامی بالاتر از درس و دانشگاه رسیدند. در ادامه خاطره این استاد و هم کلاسی هایش شهیدش منتشر می شود.
من فرزند ایرانم و باید جان را فدای اسلام کنم

من فرزند ایرانم و باید جان را فدای اسلام کنم

شهید «فرضعلی صید محمدی» از شهدای جنگ تحمیلی است که دی ماه ۱۳۶۳ در منطقه تازه آباد بوکان در حین مأموریت به درجه رفیع شهادت نایل آمد. وی آرزوی شهادت داشت و می‌گفت من فرزند ایرانم و باید بروم و جانم را فدای اسلام کنم.
گاهی اوقات یادم می‌رفت «اکبر» نیست

گاهی اوقات یادم می‌رفت «اکبر» نیست

شهید اکبر مردانی از شهدای دانش آموز شهرستان آبدانان است که آذرماه ۱۳۵۹ در بمباران هوایی به درجه رفیع شهادت نایل آمد. مادر شهید می‌گوید: آن سال تا مدت‌ها هر روز با حسرت نظاره‌گر رفتن بچه‌ها به مدرسه بودم گاهی اوقات یادم می‌رفت اکبر نیست و منتظرش می‌ماندم که از مدرسه بیاید و صدایم بزند.
شب‌های پنجشنبه، دعای کمیل برپا می‌کرد
خاطره مادر پرستار شهید از اعتقادات پاک فرزند

شب‌های پنجشنبه، دعای کمیل برپا می‌کرد

مادر پرستار شهید «حیفا پژواک» می‌گوید: حقوقش را که می‌گرفت برای فقیر فقرا خواروبار می‌خرید و هرکسی که بچه اش شیرخشک نداشت برای آن‌ها شیرخشک تهیه می‌کرد. هر شب پنجشنبه همراه دوستانش در خانه ما دعای کمیل می‌خواندند. یک روز به من گفت اگر شهید شدم قرآن با صدای عبدالباسط برایم بگذارید.» ادامه این خاطره به مناسبت روز پرستار در نوید شاهد ایلام بخوانید.
دانش آموز شهیدی که از جنگ نوشت و در جنگ به شهادت رسید
انتشار در آستانه روز دانش آموز

دانش آموز شهیدی که از جنگ نوشت و در جنگ به شهادت رسید

شهید «خیراله کهزادیان» در انشاء خود که به موضوع جنگ تحمیلی اختصاص یافته چنین نوشته است :«رزمندگان ما علاوه بر تصرف شهرهایی که در اوایل جنگ در دست عراق بود یکی از مهمترین شهر و بندر عراق یعنی فاو را آزاد کردند و با سقوط فاو آمریکا خطر ایران را جدی توصیف کرد ...» ادامه انشاء زیبای این دانش آموز شهید را در نوید شاهد ایلام بخوانید.
مادرانه‌ای به بلندای تاریخ؛ قصه انتظار ٣۶ ساله‌ی یک مادر

مادرانه‌ای به بلندای تاریخ؛ قصه انتظار ٣۶ ساله‌ی یک مادر

هر روز با طلوع آفتاب، امیدم تازه می‌شود. امید به روزی که خبر آمدنش را بشنوم. شاید روزی خبر بیاید که پیکر پاکش را پیدا کرده‌اند و به آغوش خاک وطن سپرده‌اند. من به خدا و وعده‌های او ایمان دارم. روایت مادرانه شهید جاویدالاثر «نورمحمد بابایی» به قلم مریم چراغیان منتشر می‌شود.
بعدی 6 7 8 9 قبلی