خادم الشهدایی که راهی به سوی شهادت یافت
انتشار به مناسبت روز گرامیداشت شهدای مدافع حرم؛

خادم الشهدایی که راهی به سوی شهادت یافت

نوید شاهد - شهید مدافع حرم علی زاده اکبر از شهدای شهرستان کاشمر در سیر زندگانی خود همواره به امور فرهنگی توجه داشت و در کنار سابقه کار در بسیج و بنیاد شهید، تجربه در نانوایی و سپاه را نیز کارنامه خدمت خود داشت؛ برای او خدمت به مردم و انقلاب ملاک بود نه میز و منسب.
تبعیض های دوران پهلوی انگیزه مبارزات سیاسی شد
انتشار به مناسبت ایام سالگرد اسارت؛

تبعیض های دوران پهلوی انگیزه مبارزات سیاسی شد

نوید شاهد - آزاده سرفراز «حسین صمدی» از فعالیت های سیاسی اش در دانشگاه تربیت معلم تهران روایت می کند و از اوضاع نابسامان اختلاف طبقاتی و عدم توجه خاندان پهلوی به قشر ضعیف جامعه می گوید. او در دو نوبت (۱۱ فروردین ۱۳۵۲و ۲۲ مرداد ۱۳۵۲) به اسارت کمیته مشترک ضد خرابکاری شاهنشاهی در آمده است.
زندگی نامه شهید مدافع حرم «احمد رضایی»
انتشار به مناسبت سالروز گرامیداشت شهدای مدافع حرم؛

زندگی نامه شهید مدافع حرم «احمد رضایی»

نوید شاهد - پاسدار شهید احمد رضایی اوندری از شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) در کشور سوریه آزمون کنکور ارشد را برای آزمون اعلای مردانگی و غیرت ترک گفت و مهر قبولی را با رنگ سرخ شهادت بر کارنامه زندگانی خود نشاند.
چهار دست و پا راه می رفت ولی خط مقدم را ترک نمی‌کرد
زندگی نامه و خاطرات شهید علی رضا عربی آیسک؛

چهار دست و پا راه می رفت ولی خط مقدم را ترک نمی‌کرد

نوید شاهد - برادر شهید علی رضا عربی آیسک روایت می کند: «شهید با عصا توی خط راه می رفت. ولی جبهه را ترک نکرد. برادران می گفتند: ما او را می‌دیدیم که چهار دست و پا راه می رفت. او از این سنگر به سنگر دیگر می رفت و خط را رها نمی کرد.»
گرد و غبار پای بچه های بسیجی را جارو می کنم
زندگی نامه و خاطرات شهید مصطفی شاکری منظری؛

گرد و غبار پای بچه های بسیجی را جارو می کنم

نوید شاهد - مادر شهید مصطفی شاکری منظری روایت می کند: «گاهی وقتها از شهید سؤال می‌کردم که تو این قدر به جبهه می روی، آنجا چه کار می‌کنی؟ می‌گفت: گرد و غبار پای بچه های بسیجی را جارو می کنم. تواضع و اخلاص شهید تا این حد بود.»
او را به سمت گلزار شهدا می آوردند و من احساس غرور و افتخار داشتم
زندگی نامه و خاطرات شهید حسین سبحانی کوهسرخی؛

او را به سمت گلزار شهدا می آوردند و من احساس غرور و افتخار داشتم

نوید شاهد - فرزند شهید حسین سبحانی کوهسرخی می گوید: «هفت ساله بودم که چشمم به بالای تپه افتاد و دیدم که جنازه‌ی پدر را به سمت گلزار شهدا می آورند. احساس غرور و افتخار کردم. احساسی ناشی از این که فرزند یک شهید هستم.»
شهادت بدون توقف
زندگی نامه و خاطرات شهید محمدباقر حصاری؛

شهادت بدون توقف

نوید شاهد - شهید محمد باقر حصاری از شهدای والامقام نیشابور، در زندگانی خود به گونه ای خالصانه و جسورانه قدم به قدم انسانیت و بندگی را به حد کمال رساند که حتی برای شهادت حتی لحظه ای درنگ نکرد.
خبر شهادتش را به ما دادند، خوابی که دیدم تعبیر شد
روایت هایی از زندگانی شهید حسین پور؛

خبر شهادتش را به ما دادند، خوابی که دیدم تعبیر شد

نوید شاهد - همسر برادر شهید علی اکبر حسین پور برزشی نقل می کند: «خواب دیدم که سر کوچه ی منزل ما میزی است و شهید سریع دفترها را امضا می کند و عده ای در آن جا رژه می روند. سه روز بعد که خبر شهادت ایشان را به ما دادند، همان صحنه هایی که در خواب دیدم تعبیر شد. عده ای پاسدار رژه می رفتند و سرود می خواندند.»
اگر سرش پایین بود بدان که من شهید شدم
زندگی نامه و خاطرات شهید محمد اصغریخواه؛

اگر سرش پایین بود بدان که من شهید شدم

نوید شاهد - همسر شهید محمد اصغریخواه فتیده روایت می کند: «قبل از عملیات کربلای ۵ ایشان به من گفتند: بیایید تا علایم خاص را به شما نشان بدهم چون ممکن است طوری شهید شوم که قابل شناختن نباشم. [...] پس رمزی بین ما باشد؛ این ساعت که در دست من هست به بیسیمچی می‌دهم و وصیت میکنم روی انگشتش آویزان کند و به نزد شما بیاید وقتی او را برای شما آورد، اگر سرش پایین بود بدان که من شهید شدم. در روز موعود بیسمچی را دیدم که ساعت روی انگشتش آویزان سرش پایین بود، به او گفتم: پیامت را دریافت نمودم.»
روایت عاشقانه‌های شهدای ورزشکار؛

رزمی‌کار میدان‌های جنگ

نوید شاهد - شهید جواد امیرآبادی قوچان از کونگ‍فوکاران شهر مشهد بود و کونگ‌فو ورزشی است که به‌جز با تلاش و تمرین مداوم و هرروزه نمی‌توان در آن فعالیت کرد و شهید جواد امیرآبادی به‌خوبی از عهده این تمرینات دائمی برمی‌آمد.
بعدی 9 10 11 12 قبلی