«محمدرضا» مرد ایمان و عمل بود

«محمدرضا» مرد ایمان و عمل بود

شهید «محمدرضا صدقی» چهارمین روز فروردین ۱۳۳۰ در روستای بق دامغان به دنیا آمد. مردی متدین، محکم و با صلابت، مرد ایمان و عمل بود. به جبهه اعزام شد و به اسارت درآمد و جاویدالاثر شد. صورت قبری نمادین در روستای بق به یادبودش بنا نهاده‌اند.
هدف از ورزش از نگاه شهید: «خدمت بیشتر به اسلام»

هدف از ورزش از نگاه شهید: «خدمت بیشتر به اسلام»

شهید «علی کاشفی» پایان زمستان ۱۳۴۱ قدم به عرصه گیتی نهاد و پایان تابستان ۱۳۶۱ از این عرصه پهناور پرواز کرد. به ورزش شنا و تکواندو علاقه زیادی داشت. می‌گفت: «بدنمون رو باید با ورزش، سالم نگه داریم تا بتونیم بیشتر به اسلام خدمت کنیم.» وی در عملیات پاکسازی کردستان توسط کومله تیر به قلبش خورد و به شهادت رسید.
ایثار تا آخرین نفس

ایثار تا آخرین نفس

پسردایی شهید «سلمان کاری» نقل می‌کند: «توی صنایع دفاع همکار بودیم و نمی‌توانستیم مرخصی بگیریم. با حسرت گفت: نمی‌خوام همین‌طوری بمیرم. باید شهید بشم یا وقتی بمیرم که دارم یک کار مفید انجام می‌دم.»
«مصطفی» الگوی مدیریت فرهنگی برای دانش‌آموزان بود

«مصطفی» الگوی مدیریت فرهنگی برای دانش‌آموزان بود

شهید «مصطفی فدائی» ششم اردیبهشت ۱۳۴۷ در شهرستان سمنان به دنیا آمد. در هنرستان مسئولیت بسیج دانش‌آموزی را عهده‌دار بود و سعی در ارتقای سطح فرهنگی دانش‌آموزان داشت. وی پانزدهم شهریور ۱۳۶۷ در میرجاوه هنگام درگیری با اشرار و قاچاقچیان بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید.
«عبدالرضا» الگوی ایثار و از خودگذشتگی بود

«عبدالرضا» الگوی ایثار و از خودگذشتگی بود

برادر شهید «عبدالرضا خیرالدین» نقل می‌کند: «از طرف شورای محلی روستا قرعه‎‌کشی کردند. یک دوچرخه به نام عبدالرضا افتاد. او خیلی به دوچرخه نیاز داشت ولی آن را به برادر چهار ساله‌اش هدیه داد.»
داستان زندگی نخستین شهید روستای حسن‌آباد دامغان

داستان زندگی نخستین شهید روستای حسن‌آباد دامغان

شهید «سید حسن تقوی» سوم فروردین ۱۳۳۴ در روستای حسن‌آباد دامغان به دنیا آمد. با عزمی راسخ و شوقی بیشتر مشغول مبارزه شد تا در بیست و دوم بهمن در تسخیر پادگان‌ها نقش مؤثرتری را ایفا کند. روز‌های اول انقلاب در حراست از پادگان لویزان شب و روز نداشت. یازدهم شهریور ۱۳۵۸ در بین راه مهاباد-سردشت به شهادت رسید.
برای چیزی که در راه خدا دادیم، شاکریم

برای چیزی که در راه خدا دادیم، شاکریم

پدر شهید «محمد شکرالله» نقل می‌کند: «گفت مثل اینکه محمد مجروح شده. به چشم‌های قرمزش نگاه کردم و فهمیدم که مجروح نه، شهید شده. در دلم خدا رو شکر کردم. واقعاً شکر کردم برای ما که چیزی نداشتیم تا در راه خدا بدهیم، قربونی شدن جوونمون در راه خدا جای شکر داشت.»
داستان زندگی بی‌سیم‌چی دلاور توپخانه خاتم‌الانبیا(ص)

داستان زندگی بی‌سیم‌چی دلاور توپخانه خاتم‌الانبیا(ص)

شهید «محمدرضا واحدی» یکم فروردین ۱۳۴۴ در روستای حسن‌آباد دامغان متولد شد. به عنوان سرباز سپاه وارد این ارگان شد و در نیروی زمینی توپخانه ۶۳ خاتم‌الانبیا(ص) حضور یافت. این رزمنده دلاور، هشتم شهریور ۱۳۶۵ در حال بازگشت از منطقه جنگی به شهادت رسید.
اذان ظهر مهران، وقت پرواز فرشته‌ای از دیار سرخه

اذان ظهر مهران، وقت پرواز فرشته‌ای از دیار سرخه

شهید «محمدحسن دولتی» هجدهم خرداد ۱۳۴۶ در شهرستان سرخه به دنیا آمد. او و پدرش در زمان انقلاب از فعالان سیاسی بودند. وس سرانجام در عملیات والفجر سه طی آزادسازی مهران در شانزدهم مرداد ۱۳۶۲ هنگام اذان ظهر دعوت حق را لبیک گفت.
مجروحیت پایان راه نبود؛ شهادت، تکمیل عهد جانبازی

مجروحیت پایان راه نبود؛ شهادت، تکمیل عهد جانبازی

شهید «قدمعلی کیکاوسی» دوم تیرماه ۱۳۴۸ در شهرستان سرخه به دنیا آمد. در یکی از اعزام‌ها به شدّت مجروح شد. با از دست دادن یک کلیه، کبد و جراحت در سایر قسمت‌های بدن افتخار جانبازی پیدا کرد. وی سرانجام برای خنثی کردن مین در منطقه غرب مریوان رفت و در سوم مرداد ۱۳۶۷ با انفجار مین به شهادت رسید.
بعدی 9 10 11 12 قبلی