شهید «صفر ضمیریفر»، دانشآموز کلاس دوم ابتدایی، در اثر برخورد با مواد منفجره بهجامانده از جنگ تحمیلی در منطقه ثلاث باباجانی، به فیض شهادت نائل آمد و نامش در زمره شهدای مظلوم این سرزمین جاودانه شد.
شهید «علینظر فتحالهی»، که پس از مهاجرت خانوادهاش به کرمانشاه در قنادی کار میکرد، با پیوستن به بسیج، در ۱۳ بهمن ۱۳۶۶ در سردشت به دست دشمن به شهادت رسید.
روایتی شنیدنی از آزاده و جانباز «خیراله اکبری رشنو»
«خیراله اکبری رشنو» میگوید: در اردوگاه تکریت، وقتی شکنجه و تهدید راه هر امیدی را بسته بود، اسرا با تکیه بر اتحاد و غیرت ایرانی، چوب نگهبان عراقی را به بهای آزادی دو هموطن اسیر تبدیل کردند؛ تصمیمی جمعی که مرز مذهب و زبان را در هم شکست.
«فرجالله اسدی کنگرشاهی» جانباز و آزاده، از روزهای دشوار اسارت در عراق میگوید؛ روزهایی که گرما، تشنگی و سختیها او و همرزمانش را تهدید میکرد، اما ایمان و باور به کربلا و شهدا، روحیهشان را زنده نگه داشت و تجربهای فراموشنشدنی رقم زد.
گفت و گوی تصویری با آزاده و جانباز «علیرضا فرخی فرد»
«علیرضا فرخیفرد»، جانباز و آزاده دفاع مقدس، در روایت خود از آغاز عملیات تک عراق و لحظه اسارت تا روزهای سخت اردوگاههای دشمن، از شکنجهها، ضربوشتم و فشارهای روحی میگوید؛ اما تأکید میکند که همین اسارت و رنجها، ایمان، صبر و غیرت رزمندگان ایرانی را محکمتر کرد و آنها را در پای باورهایشان استوارتر ساخت.
گفت و گوی تصویری با جانباز و آزاده «عربعلی میرزایی»
آزاده و جانباز «عربعلی میرزایی» با بازگویی خاطرات اسارت در اردوگاه ۱۶ تکریت، تأکید میکند که با وجود شدیدترین شکنجهها، اسرای ایرانی حاضر به توهین و شکستن عزت خود نشدند.
همسر شهید «مهدی آشنا میر کوهی» میگوید: حتی روزهایی که از جبهه مجروح برمیگشت و نیاز به استراحت داشت، آرام و قرار نداشت و قبل از خودش به فکر دیگران بود؛ میگفت نکند همسایهها دلشان بخواهد.
شهید «مهدی آشنامیرکوهی» پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با آغاز جنگ تحمیلی به صف رزمندگان جبهههای غرب پیوست و سالها در مناطق عملیاتی مختلف به دفاع از میهن پرداخت تا سرانجام در شیخصله به شهادت رسید.