روایتی از آخرین زمزمههای محونشدنیِ شهید بابک نوری
روایتِ دلتنگیها، التماسهای یک رزمنده جوان برای شهادت، و بغض فروخوردهی فرماندهای که در تاریکی شب، میان یاد یاران شهید و آتش کمسوی سنگر، هنوز صدای گامهای «بابک» را در گوش جان میشنود؛ روایتی تلخ و شیرین از جنس اخلاص، پیشگوییهای غریب و وداعی که هرگز انجام نشد.