مصاحبه با همسر شهید علیار اسلام پناه
پنجشنبه, ۰۹ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۲۲:۱۸
وقتی که من وضو گرفتم که برم نمازبخونم علیار جلو مسجد ایستاده بود . بعد از سفر معنوی مشهد و زیارت آقا امام رضا که برگشتیم به خواستگاری من آمدند .

 

نوید شاهد چهارمحال و بختیاری ؛ شهید علیار اسلام پناه فرزند خداداد از مداحان و قاریان قرآن در استان چهارمحال و بختیاری بود که دوم آبان 1324 در روستای طاقانک از توابع شهرستان شهرکرد به دنیا آمد . تا سوم ابتدایی درس خواند . سال 1349 ازدواج کرد و صاحب پنج پسر و دو دختر شد . دوم اردیبهشت 1367 در بیمارستان بر اثر عوارض شیمیایی به شهادت رسید . اکنون در خدمت همسر شهید هستیم تا با این شهید والامقام بیشتر آشنا شویم :      

     مصاحبه با همسر شهید علیار اسلام پناه 

س ) خودتون را معرفی کنید و بفرمایید اهل کجایید ؟

بسم الله الرحمن الرحیم . اینجانب طوبی قلی پور همسر شهید علیار اسلام پناه ، اهل شهر طاقانک از توابع شهرستان شهرکرد در استان چهارمحال و بختیاری

س ) نحوه آشنایی و ازدوا جتون با شهید اسلام پناه چگونه بود ؟

ما با شهید علیار در یک محل زندگی می کردیم و روستای ما طاقانک کوچک بود و مردم محل هم معمولا با یکدیگر ارتباط و رفت و آمد داشتند . اون سالها مثل حالا نبود که دخترا فقط به درس و مشق بپردازن بلکه در کارهای خونه مشغول می شدن و همراه و همگام با مادرانشون کار می کردند . این کارها برا دخترها بیشتر قالی بافی ،گلیم بافی ، پختن نان ،خیاطی و . . . و حتی آب و غذای احشام بود که در بسیاری اوقات به کمک یکدیگر می رفتند .  و شاید هم عدم آموزشگاه در مناطق محروم مثل چهارمحال و بختیاری و روستای ما طاقانک به این موضوع کمک می کرد . یک روز مادر شهید از من و یکی دیگر از دخترای محل  به بهانه قالی بافی خواست تا به خونه آنها برویم . وقتی رفتیم خونه شون علیار هم اونجا بود و ما را دیده بود . این موضوع گذشت تا اینکه بعد از مدتی خانواده ما با خانواده علیار و چند خانواده دیگر به صورت کاروانی عازم مشهد شدیم . از شهرکرد که حرکت کردیم اذان ظهر بود که به اصفهان رسیدیم . به مسجدی در اصفهان رفتیم تا نماز بخونیم ، وقتی که من وضو گرفتم که برم نمازبخونم علیار جلو مسجد تو مسیر ما ایستاده بود . بعد از سفر معنوی مشهد و زیارت آقا امام رضا که برگشتیم به خواستگاری من آمدند که " به گفته خود علیار در سفر مشهد که می رفتیم مقابل مسجدی که در اصفهان برای نماز ایستاده بودیم مرا کاملا دیده بود و خواستگار شده بود " .

س ) چه چیز باعث شد که به شهید اسلام پناه علاقمند شدید ؟

شهید اسلام پناه از خانواده مومن و مذهبی و باسوادی بود که از ایام نوجوانی معمولا در همه برنامه های دینی و مذهبی شرکت می کرد و چون پدر بزرگش (آخوند مراد ) از معتمدین و باسوادان طاقانک بود باعث شده بود که او هم ارثی از او ببرد . او در کنار پدر بزرگوارشان تلاوت قرآن را آموختند و قرآن را با صوت زیبا تلاوت می کرد . شاید این آرزوی هر دختری بود که با یک جوانی که صداقت و پاکی او زبانزد عام و خاص است و در مسیر صحیح حرکت می کند و پاکدامن است ازدواج کند و تشکیل خانواده دهد ، و من هم وقتی که دیدم علیار در این مسیر حرکت می کند به او علاقمند شدم .

س ) بهترین خاطره ای که از جوانی و یا نوجوانی شهید دارید بفرمایید .

در آن زمان وقتی برنامه ای مثل حرکت دستجات سینه زنی و زنجیر زنی بخصوص در ایام محرم برگزار می شد زنان برای تماشا بیشتر روی پشت بام ها می رفتند . از آنجایی که علیار در یک خانواده متدین رشد کرده بود و صدای دلنشینی هم داشت علاوه بر تلاوت قرآن به نوحه خوانی و و مداحی هم می پرداخت و در مسجد و یا امامزاده محل مداحی می کرد . یک روز که او داشت مداحی می کرد و نوحه خوانی داشت مردم او را به یکدیگر نشان می دادند و می گفتند این همان نوه ی آخوند مراد است که اینقدر زیبا می خواند و صدای دلنشین دارد .

س ) شهید اسلام پناه فرزند چندم خانواده بود ؟

ایشان فرزند دوم خانواده بودند .

س ) در چه سالی مراسم عقد و عروسی برگزار شد و چه مدتی با شهید زندگی کردید ؟

دهم اردیبهشت 1349 بود که عقد و ازدواج همزمان باهم صورت گرفت که ما هم مانند بسیاری از مردم زندگی ساده و بی آلایشی را شروع کردیم . مدت 18 سال با شهید زندگی کردیم که دو فصل متفاوت داشت . آخه شهید اسلام پناه سال 1362 در عملیات خیبر همراه با تعدادی از بچه های استان که در گردان توحید به فرماندهی سردار شهید سهراب نوروزی که اهل روستای چلیچه بودند ، خط را تحویل میدن و هنگام برگشت به پشت خط مورد حمله شیمیایی دشمن قرار می گیرند و علیار هم شدیدا شیمیایی میشود . او از اون تاریخ به مدت 5 سال با مشکلات و عوارض شیمیایی دست و پنجه نرم می کند تا اینکه دوم اردیبهشت 1367 در بیمارستان خورشید اصفهان به شهادت می رسد .

س ) شهید چند فرزند دارد و آیا از فرزندان کسی مداحی می کند ؟

من 7 فرزند از شهید دارم . دو دختر و 5 پسر ، که خدا را شکر هر 5 فرزند پسرم به پیروی از پدرشان مداح می باشند که در خدمت مجالس اهلبیت و شهدا هستند .

س ) لطف کنید از خدمات و مبارزات شهید در دوران انقلاب و بعد از انقلاب بگویید .

 او به واسطه اطلاعات و آگاهی های که از اسلام و قرآن داشتند با دوستان مبارزی که در استان فعالیت می کردند همراه شده بود وروزنامه ها و اعلامیه هایی که از قم به استان می آمد به صورت پنهانی پخش و توزیع می کردند .چندبار توسط ساواک دستگیر شدند و باید بگم جزو اولین کسایی بودند که عکس امام خمینی را به دیوار خانه زدند . بعد از انقلاب هم فعالیتهای خود را با شرکت در پایگاههای بسیج ، همکاری با کمیته امداد امام برای کمک به مستمندان ، حضور در جبهه های جنگ و چندین بار مجروحیت و سرانجام شهادت بود .

س ) از خصوصیات برجسته شهید در دوران جوانی و نوجوانی برایمان بگویید .

علیار مردی جدی و اهل کار و تلاش وکسب لقمه حلال بودند به طوری که قبل از انقلاب کمتر کسی به خمس دادن توجه داشت اما ایشان حساسیت زیادی روی پرداخت خمس داشتند . فوق العاده مقید به مسئله حفظ حریم بین محرم و نامحرم بودند . توجه زیاد به خواندن نماز اول وقت و احترام به والدین و بزرگترها از جمله خصایص برجسته او بودند .

س ) آیا قبل یا بعد از شهادت علیار خواب یا رویایی در ارتباط با شهادت همسرتان دیدید ؟

قبل از شهادت خیر . اما بعداز شهادت خواب ایشان را زیاد دیدم که مایه قوت قلب به من می داد . یکبار دو رکعت نماز خواندم و به روحشان هدیه کردم ، اما نمی دانستم ختما به روحشان می رسد یا نه ؟ همان شب در عالم خواب دیدم که کت و شلوار شیکی پوشیده بودند و با چهره ای پرنور به نماز ایستاده اند . وقتی که از خواب بیدار شدم متوجه شدم نمازی که برایشان خوانده بودم ایشان را شاد کرده است .

س ) اگر شهید توصیه های به فرزندان داشتند بفرمایید .

علیار همیشه توصیه هایی به فرزندان خود داشت از جمله : تاکید به نماز اول وقت ، خوب درستان را بخوانید تا بلکه فرد مفیدی برای جامعه باشید ، احترام به بزرگترها و خصوصا مادرتان را فراموش نکنید ، اخلاص در عمل داشته باشید و هر کاری می کنید برای خدا انجام دهید و به دخترانش یادآوری می کرد که خونهای زیادی برای این انقلاب به زمین ریخته شده ، پس مراقب حجابتان باشید . مبادا با بد حجابی و کوتاهی در درس خواندن خون شهدا را پایمال کنید .

س) و نکته آخر :

راه شهدا را فراموش نکنیم و نگذاریم خون شهدا هدر رفته باشد .   

تهیه کننده : کورش صادقی چلیچه     

  
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده