سه‌شنبه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۵۷
ناگهان چهره ملکوتی تورج را دیدم ، او وضو گرفته بود و داشت آستین هایش را پایین می زد و دوش به دوش امام جماعت به طرف نمازخانه خوابگاه حرکت می کرد. نگاهی به من کرد و آهسته و با اشاره گفت: برو وضو بگیر، بیا نماز.

نوید شاهد چهارمحال و بختیاری ؛ توفیقی حاصل شد تا در خدمت خانواده شهید تورج ابراهیمی باشیم تا مصاحبه ای داشته باشیم که بیشتر سوالات ما را برادر شهید پاسخ دادند . با قدردانی از خانواده شهید که وقتتون را در اختیار ما قرار دادید :

س ) برای اولین سوال بیوگرافی شهید را بفرمایید .

 شهید تورج ابراهیمی فرزند شمسعلی و ماه صنم پنج شهریور 1345 در روستای گشنیز جان (گشنیگان) از توابع شهرستان شهرکرد در استان چهار محال و بختیاری به دنیا آمد .

س) دوران طفولیت تا نوجوانی شهید را شرح دهید

تورج عزیز دومین فرزند خانواده ، کودکی بسیار زیبا، تندرست و دوست داشتنی بود. او در آغوش گرم و صمیمی مادری که محب قرآن کریم و اهل بیت (عليهم السلام) بود، عصاره محبت را نوشید و در سایه تربیت پدری  که با درآمد حلال از راه کشاورزی توانسته بود بچه هایش را تربیت کند، پرورش یافت. ایشان هیچ گاه مریض نشد و به دارو و درمان نیاز پیدا نکرد. تورج در کودکی دردانه ی پدر و مادر بودو در نوجوانی و جوانی انیس و غمخوار آنها.

شهید عزیز دوران کودکی را پشت سرگذاشت و تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان «یاسر» روستا به پایان رسانیدو وارد مدرسه راهنمایی"هجرت" شد. ایشان در تمامی کارهای متناسب با سن و سال خود پیش قدم بود. مسئولین مدرسه خیلی از کارهای مدرسه را به وی می سپردند و او نیز در انجام کارها موفق بود. تورج در مدرسه  دانش آموزی بسیار فعال بود  به طوری که  در برنامه های اجرای نمایش، تهیه نشریه دیواری شرکت گسترده  ای داشت. او تک خوان گروه سرود بود. هنوز نغمه  سرودش در گوش جان شنیده می شود:

مهدی بیا، مهدی بیا  /نوبت به ما رسیده  /این غنچه های پر پر /از کربلا رسیده

ایشان تمیز، منظم ، شیک پوش و در عين حال  بسیار با وقار بودند و بامخاطب  خود محترمانه رفتار مي نمودند.

س) اوقات تعطیلی تابستان را چگونه و یا به چه کارهایی می گذراندند؟

شهید سرافراز تابستان ها به کمک پدر خود در کشاورزی برای بدست آوردن رزق و روزی حـــــــلال می پرداخت. و مادر را نیز در امور خانه یاری می داد.

س) به چه ورزشهایی علاقمند بودند و فعالیت می کردند؟

شهید گرانقدر در کنار تحصیلش به کوهنوردی  علاقمند بود و همچنین به ورزش های دوچرخه سورای  و ژیمناستیک  می پرداخت. او دوستان خود را جمع می کرد و با تشکیل تیم، مسابقه فوتبال برگزار می کردند. در حیاط خانه نیز که بسیار بزرگ بود، به طناب بازی  و بازی محلی چوب پل مشغول می شد.

س) فعالیت های اجتماعی و فرهنگی و سیاسی ایشان در دوران جوانی و بزرگسالی چه بوده است؟

ایشان در استعداد و حافظه فوق العاده بود. در کارهای هنری تسلط خاصی داشت. با کتابخانه مسجد  و پایگاه بسیج  روستای همجوار(دزک)همکاری داشت.  همچنين در راهپیماییها و مراسم عبادی شرکت می نمود.

س) دوستان صمیمی ایشان چه کسانی بودند؟

تعاملات فردی ایشان همراه با احترام و محبت و وقار بود. کسی را از خویش آزرده خاطر نمی کرد و کلاً با همه رابطه اش دوستانه بود. از افرادی که بیشتر  با هم تماس داشتند می توان آقای علی یار مرادی را نام برد.

س) ارتباطشان با مسجد و نماز چگونه بوده است؟

تورج عزيز  همیشه در ارتباط با خدا بود. به نماز اول وقت اهمیت می داد. با امور فرهنگی مسجد محل همکاری داشت . در ایام عزاداری دهه محرم به عشق امام حسین  (ع) در هیأت های سینه زنی و زنجیر زنی شرکت داشت .همچنين به دعای کمیل علاقمند بودند.

س) چه کسی در تربیت دینی و انقلابی ایشان نقش داشتند؟

از کودکی تحت تربیت پدر و مادر قرارداشتند. در محضر مادر زهد، خوش اخلاقی و مهربانی و در محضر پدر ساده زیستی و صداقت را آموختند. از نظر شجاعت ، مهربانی ، ادب ،آراستگی و متانت سرآمد فامیل بودند.

س) نخستین ورود ایشان به جبهه کی بود؟ به کدام جبهه رفتند؟ با کدام دوستانشان رفتند و چه مسئولیتی داشتند و چند روز در جبهه ماندند؟

تورج عزیز یازده بهار از عمر ارزشمندش نگذشته بود که انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی(ره) شکل گرفت . انگار این بیان حضرت امام (ره) که فرموده بود: «سربازان من کسانی هستند که  هم اکنون در گهواره ها آرمیده اند ». امروز مصداق  پیدا کرده بود. چرا که اینان گوش  به فرمان و همه جور آماده جانفشانی و در راه تحقق انقلاب اسلامی  از پای نمی نشستند . تورج اینک در درونش غوغایی به پا بود، انگار به او الهام شده بود که  پاداش حماسه و ایثار  خود را خواهی دید. شهید عزیز در تاریخ  بیست و یکم مرداد1364 به خدمت مقدس  سربازی رفتند . دوره ی آموزشی را در پادگان  05 کرمان گذراندند. سپس به جنوب  کشور اعزام شدند. مدتی را در پادگان دار خویین خدمت کردند.بعد ازآن به جبهه ها و خط مقدم اعزام شدند. در جبهه روی تانک تیر بارچی بودند و مسئولیت رانندگی نیسان پاترول به شماره 31724 را به عهده داشتند. مهمات و غذا را به خط مقدم انتقال می دادند و تا زمان شهادت در جبهه بسر بردند. احمد ابراهیمی یکی از همشهریانش  بود که با یکدیگر به جبهه اعزام شدند.

س) مجروحیت های ایشان (زمان و مکان مجروحیت) را دقیق شرح دهید . در کدام بیمارستان و چه مدت بستری بود؟ نحوه و تاریخ دقیق شهادت ایشان را شرح دهید؟

در مرخصی آخر که از جبهه به خانه آمد ، حال عجیبی داشتند . در هنگام  خداحافظی و رفتن به جبهه مرتب بر می گشت وبه افراد خانواده نگاه می کرد. ایشان  بیشتر محو تماشای  مادر بود. مادر نیز خیلی دل نگران بود. چند روز قبل از خبر شهادتش به خواب خاله اش می آید و می گوید :«زدم(دشمن را) زده شدم» . در جبهه نیز خوابی می بیند(يك ظرف پر از سيب) که براي همرزمش(آقاي ميرزا علي كياني) تعريف كرده است. همچنین در نامه اش به رزمنده اي  در غرب کشور، خبر از شهادت خود می دهد.

به گفته فرمانده  و همرزمانش که به منزل پدر شهید آمدند، تورج همیشه داوطلب خط مقدم بود. از مأموریت که بر می گشت با شنیدن  دستور فرمانده دوباره داوطلب می شود  و حتی شب آخر برای بار سوم  داوطلب می شود. او با ماشین غذای سحری را به بچه ها ی خط می رساند. در مسیر بازگشت ماشین ایشان دچار سانحه  می شود و ایشان همراه با دو رزمنده دیگر( شهید اکبر سلطانی و جانباز عزیزی) مجروح می شوند. جراحت ایشان از ناحیه سر بوده است و حدود چهارده روز در بیمارستان پاسگاه زید بستری بوده اند. همرزمان تورج، شهادت آن شهید آسمانی را بیست و چهارم ماه مبارک رمضان1407 برابر با دوم خرداد 1366 در تقویم شهید ثبت نموده اند.

 

 

 

س) همرزمان ایشان در جبهه چه کسانی بودند؟

نادر ابراهیمی (که در قید حیات نیستند) و احمد ابراهیمی از هم دوره ایهای  آموزشی شهید در پادگان بوده اند. شهید عزیز اسامی محمدی ، جعفر لو،  کریم، سلطانیان  را در دفترچه  یادداشت  جبهه خود ذکر نموده است.

س) وضعیت تاهل شهید را بفرمایید؟

ایشان مجرد بودند.

س) اگر از اعضاء خانواده یا دوستان بعد از شهادت از طریق رویا و یا خواب با ایشان  ارتباط داشته اند را بیان فرمایید:

در مرکز تربیت معلم دانشجو بودم. در خوابگاه  برنامه های مذهبی زیادی بود. بچه ها حالت مراقبه  داشتند و به انجام  واجبات و مستحبات مقید بودند. معمولاً نماز های  پنجگانه به جماعت  تشکیل می شد. آنروز  من درس های بعد از ظهر را نخوانده بودم  . و چون سرپرست  خوابگاه به اتاق ها سر می زد پشت درب خوابگاه  مخفی شدم و به نماز جماعت(ظهر و عصر) نرفتم. شب آن روز خواب عجیبی دیدم ؛ در عالم خواب من از پشت درب اتاق تو سالن خوابگاه سرک کشیدم ، ناگهان چهره ملکوتی تورج را دیدم ، او وضو گرفته بود و داشت آستین هایش را پایین می زد و دوش  به دوش امام جماعت به طرف نمازخانه خوابگاه حرکت می کرد. نگاهی به من کرد و آهسته  و با اشاره گفت: برو وضو بگیر، بیا نماز.

بدون شک رمز پایداری نظام جمهوری اسلامی مرهون انفاس قدسی شهیدان بوده است.

س) آیا وصیت نامه ای از شهید باقی مانده است؟ خیر

س) چه آثاری از ایشان، باقی مانده است؟

از آثار باقی مانده شهید می توان به این موارد اشاره کرد:  رساله ی امام خمینی (ره)، نامه ، شعر، دفترچه یاد داشت دوره آموزشی، عکس هایی در جبهه. آثار دیگری نیز بوده که  سالها قبل توسط بنیاد شهید جمع آوری شده اند ، شامل : (مدارک تحصیلی،  گواهینامه  رانندگی، عینک ، تسبیح ، لباس های  جبهه، لباس های شخصی ، قرآن کوچک ،جانماز، خودکار و . . . .).

سخنان به یاد مانده شهید: رسیدگی به پدر و مادر، احترام به پدر و مادر، ارج نهادن به میهمان، نیکی به همسایه.

س) با کدام یک از افراد فامیل رفاقت و رابطه بیشتری داشتند؟

آن عزیز سفر کرده به صله ارحام بسیار اهمیت می دادند.در مرخصی ها که  از جبهه به خانه می آمد به عیادت پدر بزرگ و مادر بزرگ ها ،عمه و خاله می رفت و هنگام برگشت به جبهه از آنها خدا حافظی می گرفت. ایشان بسیار صبور و مهمان پذیر بود.

س) رفتار و برخورد او نسبت به پدر و مادر چگونه بود؟

شهید آسمانی در خدمت پدر و مادر و  وقف آنها بود و برای آنها احترام بسیار زیاد و خاصی قائل بود. آن عزیز به پدر بزرگ و مادر بزرگ ها نیز محبت خاصی داشت و آنها را مورد تفقد خود قرار می داد. ایشان علاقه بسیار زیادی به پدر و مادر داشت در دفتر چه یادداشت جبهه اش  نیز شعری  در فراق مادر نوشته است. شهید عزیز ، دلسوز و غمخوار پدر و مادر بود. هرگز حرف و خواسته آنها را رد نمی کرد و برای رضایت  آنها نهایت تلاش  خود را می نمود و با چهره ای باز و خندان  دل آنها را شاد می ساخت.

س) چه سفارش هایی برای خواهران و برادران و بستگان داشت؟

خواهران و برادران از وجود آسمانی ایشان در خانه  شادمان می شدند و آرامش می یافتند. ایشان رساله ی امام خمینی(ره) را تهیه نموده و خواهران خود را به مطالعه و یــادگیری احکام الهی تشویق می نمود، همچنین به رعایت حجاب سفارش زیادی می کرد وبه خواهر و برادر ، خوش رفتاری باهمسر را متذکر می شد.

س) شهید در زمان حیات خود به چه مسافرت هایی رفتند ؟

ایشان در طول عمر خویش یک بار توفیق  تشرف به زیارت مرقد منور امام رضا (عليه السلام)  را یافتند و در مدت خدمت نظام وظیفه خویش به زیارت بارگاه ملکوتي کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) مشرف شدند.

س) نسبت به همسایگان چه رفتاری داشتند؟

وجود نازنین این شهید  بزرگ، یک نمونه بارز مکارم اخلاق بود. ایشان اخلاق حسنه ای داشتند و آداب معاشرت با همسایه را بسیار خوب می دانستند. آن شهيدعزيز نسبت به همسایگان  مهربان، خوش برخورد، خونگرم ، متواضع و مردم دار بودند و با احترام و ادب خاصی  با آنها سلام و احوال پرسی می نمودند. ايشان در ملاقات با همسایه تبسم بر لب داشتند و به حالت احترام دست بر سینه می گذاشتند.

س) حرف آخر ؟

و تو ای شهید با ریختن خونت در راه خدا ثابت کردی  که شهادت اوج آمال  مردان خداست و این چیزی است که قرآن بدان گواهی داده که هیچ قطره خونی مقدس تر از قطره خون  ریخته شده در راه خدا نیست و این هنر مردان خداست.

تهیه کننده : کورش صادقی چلیچه

 

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده