زندگينامه سردار شهيد سهراب نوروزي چلیچه
قبل از عملیات والفجر مقدماتی راهي جبهه گرديد و به عنوان اولين فرمانده گردان ( گردان ذوالفقار ) از استان چهارمحال و بختياري انتخاب شد .

زندگينامه سردار شهيد سهراب نوروزي چلیچه

نوید شاهد چهارمحال و بختیاری ؛ سردار شهید سهراب نوروزی چلیچه یکم اردیبهشت سال 1336 در روستاي چليچه از توابع شهرستان فارسان در استان قهرمان پرور « چهارمحال وبختياري »‌ چشم به جهان گشود . پدرش علی حسین کشاورز بود و مادرش فاطمه خانه دار . سهراب دوران طفوليت خويش را درسايه لطف ومحبت پدر ومادر خود سپري نمود . دوران دبستان رادرزادگاهش پشت سر گذاشت .9 ساله بود كه كانون عطوفت خويش يعني مادر را از دست داد واز مهر ومحبت مادري محروم شد. ايشان بعد از تحصيلات ابتدايي براي ادامه تحصيل راهي شهركرد شد وبعد ا زاتمام مقطع راهنمايي بواسطه علاقه به معلمي به دانشسراي تربيت معلم بروجن عزيمت كرد تا با كوله باري از تجربه وعشق معلم آينده سازان اين مرزوبوم باشد . بعد از پايان دوره دانشسرا به عنوان معلم به روستاهاي محروم استان رهسپار شد تا ايثار وگذشت وايمان را به فرزندان ديار خويش آموزش دهد .

شهيد نوروزي با شروع انقلاب شكوهمند اسلامي به زادگاه خويش بازگشت وبه همراه ديگر دوستانش فعاليتهاي سياسي مذهبي خودرا آغاز كرد . پس از مدتي به علت فعاليتهاي گسترده اش درسطوح مختلف ،‌تحت تعقيب ساواك قرار گرفت ودستگير وبعد از مدتي آزاد شد . سال 1358 ازدواج کرد و صاحب دو پسر و یک دختر شد . پس از پيروزي انقلاب اسلامي وبا تشكيل بسيج به عضويت بسيح درآمد وبا شروع جنگ تحميلي ، سنگر آموزش وتعليم را رها كرد وبسوي جبهه هاي نور عليه ظلمت شتافت . درعملياتهاي فتح المبین ، بیت المقدس ، رمضان و محرم با مسئولیتهای فرمانده دسته و گروهان حضور داشت . به واسطه عضویت در شورا اسلامي همزمان در روستا منشاء خير و ثمرات زيادي براي منطقه وروستا گرديد . اين شهيد فرزانه بعد از مدتي جهت آموزش فرماندهي به تهران عزيمت كردو درپايان دوره به عنوان يكي ا زفرماندهان طرح لبيك يا خميني در پادگان غدير اصفهان شروع به فعاليت نمود . سپس درمانور آزاد سازي قدس مسئوليت نظارت برمانور رابه عهده گرفت . قبل از عملیات والفجر مقدماتی راهي جبهه گرديد و به عنوان اولين فرمانده گردان ( گردان ذوالفقار ) از استان چهارمحال و بختياري انتخاب شد . در همین عملیات بود که گردان خط شکن ذوالفقار حماسه اي عظيم آفريد . سال بعد از آن درعمليات خيبر نيز درسمت فرماندهي گردان توحيد ازتيپ 44 قمر بني هاشم (‌ع ) تلاشهاي چشمگيري نمود . با فتح جزايز مجنون توسط نيروهاي اسلام ، دوازدهم اسفند 1362 مأموريت يافت تا به پاسداري از دستاوردهاي عمليات غرور آفرين خيبر بپردازد . درطي اين مأموريت ،‌سه پاتك سنگين گارد ریاست جمهوری عراق را دفع نمود . نوزدهم اسفند پس از اتمام مأموريت هنگام بازگشت به پشت خط مقدم گردانش مورد شناسايي دشمن قرار گرفت و یکی از گروهانهای این گردان ، مورد حمله گسترده بمبهای شيميايي دشمن قرار گرفت و فرمانده که تلاشهای زیادی کرد تا نیروهای خود را از این معرکه نجات دهد بیشتر از همه در اين حمله آسیب دید و به شدت مجروح شد . تلاش پزشکان برای زنده نگهداشتن این فرمانده توانمند جواب نداد و بیست و هشتم اسفند 1362 بود که بر اثر جراحات وارده به شهادت رسید . پیکر او و همرزمش شهید علی جمعه دربانی به استان انتقال داده شد که پس از تشییع باشکوهی که در مرکز استان صورت گرفت برای خاکسپاری به زادگاهشان چلیچه انتقال و به خاک سپرده شدند . خدايش رحمت كناد كه عمري درراه خدمت به خدا و محرومان تلاش نمود وبا انتخابي شايسته به سوي معشوقش شتافت .روحش شاد وراهش پررهروباد.

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده