او مانند بسیاری از فرزندان روستا برای مبارزه با فقر و تنگدستی که بر جامعه حاکم بود در کارهای کشاورزی و کارگری به منظور تامین معاش زندگی و کمک به خانواده تلاش می کرد .

      زندگینامه شهید عبده محمد نوروزی فرزند بهزاد

نوید شاهد چهارمحال و بختیاری ؛ بیستم فروردین 1327 آنگاه که شکوفه های بهاری یکی یکی سر از خاک بیرون می آوردند در چلیچه و منزل حاج بهزاد و پریجان نوروزی نوزادی شکفته شد که نام او را عبده محمد نامیدند . او را در بین خانواده و فامیل عبدل صدا می کردند . حاج بهزاد از معتمدین روستا و به شغل کشاورز اشتغال داشتند . ششمین فرزند حاج بهزاد که در خانواده نسبتا شلوغ ، زمانی به دنیا لبخند زد که فقر شدیدی بر جامعه حاکم بود . تا پایان مقطع ابتدایی درس خواند و به کارگری مشغول شد . او مانند بسیاری از فرزندان روستا برای مبارزه با فقر و تنگدستی که بر جامعه حاکم بود در کارهای کشاورزی و کارگری به منظور تامین معاش زندگی و کمک به خانواده پرجمعیت خود تلاش می کرد . فقر اقتصادی ، عدم کارگاهها و کارخانجات صنعتی ، زمستانها و سرماهای طولانی ، کمبود درآمد و . . . در استان چهارمحال و بختیاری همگی دست در دست هم می داد تا عبدل هم مانند دیگر جوانان این منطقه و استان برای تامین مخارج زندگی خود و خانواده به گرمسیر( خوزستان فعلی ) و یا کشورهای حوزه خلیج فارس که بیشتر کویت و امارات متحده عربی بود ، مهاجرت نمایند .  این کارگران که در فصلهای پاییز و زمستان و حتی یکی دو ماه از فصل بهار را به دور از خانواده در مناطق یاد شده به کار می پرداختند و تقریبا چهار یا پنج ماه از سال را در زادگاه خود فعالیت می کردند . اشتغال در مناطق گرمسیر گاها باعث می شد که بسیاری از کارگران به همراه خانواده خود مهاجرت کنند و مقیم آن منطقه شوند . بنا بر سنت پیامبر در سال 1352 ازدواج کرد که حاصل این پیوند دو دختر و سه پسر بود که از عبدل به یادگار مانده است . بعد از ازدواج بود که عبدل مقیم کویت شد و در آن کشور به کارگری مشغول شد . او حداقل 9 ماه از سال را در آن کشور بود و سه چهار ماهی برای دیدار با خانواده به ایران می آمد . عید نوروز 1367 که برای دیدار خانواده به ایران آمده بود ، یازدهم تیرماه همان سال وقتی با خانواده خداحافظی می کرد حس عجیبی داشت . با همه اهل خانواده ، مادر مهربان و زحمتکش ، زن وبچه ، برادران و خواهران و سایر بستگان که حضور داشتند خدا حافظی کرد . اما این خداحافظی با نوبت های قبلی خیلی تفاوت داشت . بچه های کوچک خود را می بوسید و بیشتر محبت می کرد . انگار می دانست که این خدا حافظی ها دیگر تکرار نمی شود . آن روز با اتوبوس بندرعباس از شهرکرد حرکت کرد تا دوازدهم تیرماه از طریق فرودگاه بندرعباس و از مسیر دبی به کویت برود . هواپیمای مسافربری ایرباس که دوازدهم تیرماه 1367 از فرودگاه بندرعباس با 293 مسافر به پرواز درآمد که ساعت ....بر اثر اصابت موشک ناو آمریکا در آسمان آبهای نیلگون خلیج فارس آتش گرفت . عبدل به همراه کلیه مسافران و خدمه این هواپیما به شهادت رسیدند . پیکر تمام مسافران سوخته شدند و شناسایی افراد سخت شده بود . پس از شناسایی پیکر شهید عبده محمد به زادگاهش انتقال داده شد و در مراسم با شکوهی تشییع و به خاک سپرده شد . 

کورش صادقی 
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده