«وقتی دیدم چه مظلومانه مردم بی دفاع سوریه را سر می برند و اشکهای بچه های کوچک را می دیدم که پدر و مادرشان را سربریده اند یا تیرباران کرده اند، نمی توانستم آرام و قرار بگیرم. خصوصا وقتی که شنیدم به بارگاه ملکوتی حضرت زینب (س) جسارت کرده اند، دنبال فرصتی بودم که بیایم و خود را مدافع حرم کنم ...» آنچه خواندید وصیت نامه روحانی شهید مدافع حرم "محمد علی قلی زاده نقنه" است که برای نخستین بار در پایگاه خبری نوید شاهد چهارمحال و بختیاری منتشر می شود.


به گزارش نوید شاهدچهارمحال و بختیاری؛ شهید حجت الاسلام محمد علی قلی زاده نقنه در چهارم آبان در 1349 به دنیا آمد. پدرش لاله احمد و مادرش مهتاب نام داشت. روحانی و مسئول حوزه نمایندگی ولی فقیه دریگان امنیتی سپاه علی بن ابی طالب(ع) استان قم بود. یکم دی ماه 1394 با گروهی از تکاوران زبده برای دفاع از حرم عقیله بنی هاشم به شوق پرواز عازم سوریه شد که در عملیات ازادسازی شهرهای نبل و الزهرا شرکت نمود و در سیزدهم بهمن 1394 به شهادت رسید. مزار وی در گلزار شهدای شهر نقنه از توابع استان چهارمحال و بختیاری قرار دارد.

نمی توانستم آرام و قرار بگیرم

شهید «محمد علی قلی زاده نقنه» در وصیت نامه خود چنین می نویسد:

بسم الله الرحمن الرحیم

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَٰئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ ۚ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ  (سوره بقره، آیه 218)

آنان که به دین اسلام گرویدند و از وطن خود هجرت نموده و در راه خدا جهاد کردند،اینان امیدوار ومنتظر رحمت خدا باشند که خدا بر آنها بخشاینده و مهربان است.

وقتی که در سیما دیدم چه مظلومانه مردم بی دفاع سوریه را سر می برند و اشکهای بچه های کوچک را می دیدم که پدر و مادرشان را سربریده اند یا تیرباران کرده اند، نمی توانستم آرام و قرار بگیرم. خصوصا وقتی که شنیدم به بارگاه ملکوتی حضرت زینب (س) جسارت کرده اند و تیر به طرف گنبد او شلیک کرده اند، دنبال فرصتی بودم که بیایم و خود را مدافع حرم کنم که خداوند توفیق داد و توانستم در این امر بزرگ شرکت کنم و از خداوند بابت این امر شکرگزارم. امید به رحمت و غفران خداوند دارم که این بنده گناهکار خود را قبول کند و عاقبت به خیر کند. ان شاالله

 توصیه به دوستان

ای دوستان و عزیزان، امروز ندای (هل من ناصر ینصرنی) امام حسین(ع) به گوش می رسد و باید جواب حسین فاطمه (ع) را  داد. امروز ظلم یزیدیان دوباره به عراق و شام برگشته، همان کسانی که سر امام حسین (ع)  را از تنش جدا کردند. امروز باقیماندگان آنها به اسم اسلام و قرآن دارند بی گناهان را می کشند و نام اسلام را در دنیا بد نام می کنند. وظیفه من و شما این است که از اسلام دفاع کنیم و اسلام واقعی را به تمام جهان معرفی کنیم.

پیروی از ولی فقیه

حرف ولی زمان خود را گوش کنیم. چشممان به دهان او باشد.او هر چه گفت عمل کنیم. امروز خداوند به ما یک نعمتی داده که کشورهای دیگر ندارند و آن ولی فقیه است. قدر آن را بدانیم و پشت سر او حرکت کنیم. لحظه ای به خود اجازه ندهیم بدخواهان به او نگاه بدی داشته باشند. اگر در کشورهای دیگر هرج و مرج حاکم است و سال های سال جنگ و خون ریزی دارند، به خاطر همین است که ولی فقیه ندارند. همان طوری که امام(ره) فرمودند: (پشتیبان ولی فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد) واقعا امروز به خوبی این امر، احساس می شود.

خدا را شکر از آن وقتی که خودم را شناختم، در راه مستقیم ولی فقیه بوده ام و یک لحظه هم در این راه شک نکرده ام. اگر الان هم آمده ام در این جا، به خاطر امر ولی زمان است و افتخار می کنم که به عنوان مدافع اسلام و قرآن و حرم اهل بیت (ع) در این جا خدمت می کنم. از خداوند منان می خواهم که در این راه توفیق شهادت در راه خودش را نصیبم کند. ان شالله.

سفارش به مادر

مادر عزیز! خداوند به شما خیر دهد و جزای شما را حضرت فاطمه زهرا (ع) بدهد. از این که شیر پاک به ما دادید،به وظیفه ی خود عمل کردید. حالا نوبت ماست که جبران کنیم .

مادرعزیز! اگر خداوند به من لیاقت داد که در راهش به شهادت برسم، ان شاالله  شما در پیش فاطمه زهرا(ع) سربلند خواهی شد که من چهار پسر رشید بزرگ کرده ام و یکی از آن ها را در دفاع از حرم دخترت فدا کردم. مادرم ان شاالله مرا حلال کنی. اگر اذیت کردم به بزرگواری خود مرا ببخشید.

سفارش به برادران و خواهران

برادران و خواهران عزیزم! همیشه به یاد اسلام باشید ودین خدا را یاری کنید تا خداوند هم شما را یاری کند. انسان یک جان دارد و روزی از این دنیا خواهد رفت. چه بهتر که در راه دین وقرآن و اهل بیت باشد.

به برادران و خواهران عزیزم، سفارش می کنم مادر را تنها نگذارید. شاید مرگ این حقیر برای او سنگین باشد، دلداری بدهید. امیدوارم خواهران و برادران عزیزم، این برادر کوچک خود را حلال کنند و برای من دعا کنند. تشویق کنید حسین آقا درسش را بخواند و احساس تنهایی نکنند. ان شالله وجودش برای اسلام و انقلاب مفید باشد.

شهادت

خیلی دوست داشتم اگر خداوند توفیق شهادت را داد، قبرم در قم باشد؛ ولی حساب کردم، دیدم برای همه مزاحمت درست می شود، نمی توانند در مراسمات، در قم شرکت کنند و لذا در شهر نقنه دفن کنید.

زنده بودنم که کاری برای اسلام نکرد.شاید مرگم باعث شود بعضی هم برای دفاع از اهل بیت(ع) بیایند واز حرم آن ها دفاع کنند.

به همه قوم و خویش سلام مرا برسانید و از آن ها برای این حقیر حلالیت بخواهید. خدا یارو یاور شما.

                                                                                خداحافظ

                                                                      11/10/1394

                                                                         ساعت 19 به وقت سوریه

 


منابع: دایرة المعارف فرهنگ اعلام شهدای استان چهارمحال و بختیاری

پرونده فرهنگی شهدا، اداره اسناد و انتشارات بنیاد شهید استان چهارمحال و بختیاری

 

 

 

برچسب ها
غیر قابل انتشار : ۰
در انتظار بررسی : ۱
انتشار یافته: ۲
زری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۴۷ - ۱۳۹۸/۱۰/۲۳
0
0
احسنت بر نویسنده وگردآورنده .اجرتون با شهدا.....
شهداخوشا به سعادتتان ماراهم شفاعت کنید
زهرا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۳۷ - ۱۳۹۸/۱۰/۳۰
0
0
خوشا به سعادتت که به آسایش ابدی رسیدی
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده