امیرسرتیپ شهید "قدرت اله ذالک زاده" در آخرین روزهای عمر رژیم شاه تظاهرات بزرگی را در پایگاه وحدتی دزفول ترتیب داد و توسط نیروهای شاه شدیداً مورد آزار و اذیت قرار گرفت تا این که به یاری خدا و همت ملت مسلمان انقلاب اسلامی به ثمر رسید. او از جمله همافران انقلابی بود که تا آخرین نفس پای باورهایش ایستاد و پرواز تا خدا را تجربه کرد. زندگی این فرمانده شهید را در نوید شاهد دنبال کنید.
گذری بر زندگی امیرسرتیپ شهید قدرت اله ذالک زاده

به گزارش نوید شاهد چهارمحال و بختیاری ؛ امیرسرتیپ شهید قدرت اله ذالک زاده در دوازدهم فروردین 1330 در سامان از توابع استان چهارمحال و بختیاری به دنیا آمد. با تولد قدرت الله  شور و شوقی در دل خانواده  خصوصاً پدر و مادرش که بعد از مدتها صاحب فرزندی شده بودند، به وجود آمد.

پدرش احمد که رزمنده دفاع مقدس بود، در امر تربیت و آشنا نبودن فرزندانش با قوانین حیات بخش اسلام تا آنجا که می توانست سعی و کوشش می کرد؛ وی معتقد بود مسلمان باید اعمال و کردارش منطبق بر احکام اسلام باشد و همیشه انبیاء و امامان را الگوی خود قرار می داد.

 مادر شهید که خود مسلمان و خداجوست، توانست تاثیر بسزایی در تربیت فرزندش داشته باشد. با چنین جوی شهید تا نه سالگی رشد نمود و بعد از آن سیر دوم زندگی او شروع شد، آشنایی با اجتماع و مردمی که در آن اجتماع زندگی می کنند.

 فقر و تنگدستی

منطقه سامان محیطی بسیار کوچکی بود، اکثر مردم از راه کشاورزی امرار معاش می کردند. فقر و تنگدستی که در میان مردم وجود داشت، برای او آشکارتر می شد و همین امر سبب شده بود که وی از همان هنگام از رژیم فاسد و ضد انقلابی شاه کینه عجیبی به دل بگیرد.

افشای رژیم پهلوی

 بعد از اتمام دوره ابتدایی و وارد شدن به دوره متوسطه حقایق اجتماع را بهتر درک می کرد، او که وقایع خرداد 42 و تبعید امام (ره) را شنیده بود ، بعد از تحقیق درباره زندگی امام (ره)، به این حقیقت پی برد که تنها امام خمینی (ره) خواهد توانست ایران را از این منجلاب نجات بخشد و اسلام برپا دارد.

 تا جایی که می توانست در افشای رژیم منحوس پهلوی و خیانتهای که این خاندان بر امت ایران روا داشتند ،کوشش می کرد.

 اگر چه نتوانست صحبت هایش را در اجتماع بیان کند ولی همین افتخار برای او بس که خانواده، اقوام و آشنایان را تا حد زیادی راهنمایی کرد و برای اولین بار با امام و اهداف والای وی آشنا نمود.

دوران خدمت سربازی

 شهید پس از پشت سر گذاشتن دوران سخت و همراه با انبوه مشکلات در سال 1348 وارد خدمت سربازی شد. او که از همان اوان جوانی عاشق پرواز در آسمان نیلگون کشور بود، به خدمت نیروی هوایی درآمد و این عشق و علاقه را با ورود به پایگاه وحدتی دزفول کامل نمود.

ظلم  و فساد دوران شاهنشاهی

جو حاکم بر ارتش آن زمان که با خفقان شدید همراه بود و صدای آزادیخواهی به شدت سرکوب می شد؛ در محیط ارتش سکوت اختیار نمود اما نه سکوت مطلق.  وی در خارج از پایگاه هر زمان  فرصتی پیش می آمد ما را از ظلم  و فساد دوران شاه آشنا می کرد و از خصوصیات پیامبر گونه رهبر انقلاب برایمان می گفت.

سال 1357 که انقلاب اسلامی شکل می گرفت و تظاهرات گسترده ای در سراسر ایران انجام می شد، تمام قشرهای ملت با وحدت و با رهبری واحد می خواستند نظام سراسر ظلمت شاهنشاهی را از بیخ و بن برکنند و حکومتی اسلامی را جایگزین حکومت شاهنشاهی کنند، این تظاهرات و قیام کم کم به داخل پاسگاه نیز کشیده شد وهمدوش ملت مسلمان ایران برای سرنگون کردن رژیم، شرکت نمودند از میان ارتشیان این همافران غیور ما بودند که برای اولین بار با ملت همبستگی اعلام داشتند.

دوران انقلاب

شهید در دوران انقلاب شرکت فعال داشت با این که نظامی بود، بدون هراس از دستگاههای اطلاعات و جاسوسی شاه به ترتیب دادن تظاهرات و راهپیمائها در پایگاه می پرداختند.

 شهید که از سالیان قبل منتظر چنین لحظاتی بود و همواره برای تحقیق انقلاب اسلامی از جان و هستی مایه گذاشته بود، تمام این خطرها را به جان می خرید و هیچکدام از این موانع باعث نشده که او راهی را که در پیش گرفته است ناتمام گذارد.

شهید ذالک زاده در آخرین روزهای عمر رژیم شاه تظاهرات بزرگی را در پایگاه ترتیب داد که توسط نیروهای  شاه شدیداً  مورد آزار و اذیت قرار گرفت تا این که به یاری خدا و همت ملت مسلمان انقلاب اسلامی  به ثمر رسید.

شهید در سال 1357 ازدواج کرد و صاحب یک پسر شد.

کادر ارتش

 بعد از انقلاب در کمیته و پایگاه فعالیت خود را شروع کرد .  به عنوان کادر ارتش در جبهه حضور یافت . در جنگ تحمیلی و حمله مزدوران عراقی به سرزمین ایران ،  با تمام وجود همت  و تلاش خود را برای به پرواز درآوردن هواپیماها کرد.  

شهادت

بعد گذشت 16 ماه در منطقه پس از پشت سر گذاشتن خطرات بسیاری ، سرانجام در بیستم دی 1360 در حملات توپخانه ای پایگاه چهارم شکاری دزفول بر اثر اصابت ترکش گلوله توپ، شهید شد. به آرزوی دیرینه خود رسید و دفتر زندگی شهیدی دیگر را از تبار حسنیان برای همیشه بسته شد.

جمله ای از شهیدکه در آخرین سَفَرش به دفعات تکرار می کرد این بود که می گفت: « ما ارتشیان ایران همگی سرباز امام زمان هستیم و شهادت ارثی است که از امامان به ما رسیده است»

 « هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق»

یاد تمامی شهیدان گرامی ، راهشان پر رهرو و مستدام باد.

 

منبع : پرونده فرهنگی شهدا، اداره اسناد و انتشارات بنیاد شهید استان چهارمحال و بختیاری

دايرة المعارف فرهنگ اعلام شهداي استان چهارمحال و بختياري


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده