نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

همراه نسيم آمدوتا خلوت گل رفت...

همراه نسيم آمدوتا خلوت گل رفت...

يك سلسله داغ دل وتكرار شدنها، روييدن و باليدن و بسيار شدنها/ بر تاول ديرينه ي اين زخمنمك سود، مرهم نفشانيم، ز تيمار شدنها
هيچ كس،مثل تو...

هيچ كس،مثل تو...

هيچ كس،مثل تو اي خوب مرا ناز نكرد /در شب تيره ي من، پنجره اي باز نكرد/ هيچ كس،شعر مرا،تا نفس باد نبرد
و باد مي آيد و هي خاكسترش را...

و باد مي آيد و هي خاكسترش را...

باد از كنارم رد شد و خاكسترم ريخت، يك چندم من،از تمام پيكرم ريخت/ دنبال نيم ديگرم مي گشتم، اما، آن اتفاق افتاد و نيم ديگرم،ريخت
وقتي تمام دردها،ناگفتني هستند...

وقتي تمام دردها،ناگفتني هستند...

بگذار!روح شعر هايم،بي قرين باشد/ بگذار!مضمون،در حجاب آستين باشد/ هر كس كه از مضمون سيب وعشق و آدم گفت
يال در يال طوفان گذشتند…

يال در يال طوفان گذشتند…

بوي مرد و غبار سفر داشت،بافه ي برفي يالهايش/ مثل آشوب بوران شب بود،تندر شيهه شيهه صدايش/ سايه طرح شبديز شيرين،آذرخشي كه رخش تهمتن
نسخه هايش دروغ مي گويند، من كه مي گويم او جنون دارد

نسخه هايش دروغ مي گويند، من كه مي گويم او جنون دارد

نسخه هايش دروغ مي گويند، من كه مي گويم او، جنون دارد/ من كه باور نمي كنم خورشيد، سرطاني به رنگ خون دارد