روایت آزاده موسی‌سمنانی از لحظات پایانی زندگی شهید «قاضی‌نسب»
گفتگو با آزاده و جانباز دفاع مقدس «یوسفعلی موسی‌سمنانی»

روایت آزاده موسی‌سمنانی از لحظات پایانی زندگی شهید «قاضی‌نسب»

«یوسفعلی موسی‌سمنانی» می‌گوید: «حسن گفت: موسی من شهید می‌شوم. گفتم: حسن‌جان! مرگ و زندگی دست خدا است. امکان دارد همه ما اینجا شهید شویم. حسن حدود دو ساعت بعد به شهادت رسید.»
انتقال پیام شهدا با زبان هنر؛ دستور کار کنگره سه هزار شهید استان سمنان
دبیر کنگره ملی بزرگداشت سه هزار شهید استان سمنان مطرح کرد

انتقال پیام شهدا با زبان هنر؛ دستور کار کنگره سه هزار شهید استان سمنان

«محسن امیرعبداللهیان» گفت: «مقام معظم رهبری در دیداری که با اعضای ستادهای کنگره کشور داشتند، مسیر را مشخص کردند؛ ترویج فرهنگ ایثار و شهادت با استفاده از زبان هنر. برای اینکه زبان هنر را به کار بگیریم، فرمودند: «نام، یاد و پیام شهدا را انتقال دهید.» ما پیام شهدا را با زبان هنر مکتوب کردیم.»
مادری که شفای فرزندش را از حضرت علی‌اصغر(ع) گرفت و او را به آستان امام رضا(ع) سپرد
گفتگو با مادر و خواهر شهید اقتدار «میلاد ملک»

مادری که شفای فرزندش را از حضرت علی‌اصغر(ع) گرفت و او را به آستان امام رضا(ع) سپرد

مادر شهید «میلاد ملک» می‌گوید: «وقتی میلاد کودک بود مریض شد و حالش خیلی بد بود. او را به بیمارستان بردم و پزشک دستور عمل جراحی داد. خیلی نگرانش بودم و به حضرت علی‌اصغر(ع) متوسل شدم و از شش ماهه امام حسین(ع) شفای فرزندم را گرفتم. می‌دانم که او برات شهادتش را در دعای عرفه در حرم امام رضا(ع) گرفت.»
رنج و شکوه اسرای کربلا را با پوست و استخوان درک کردیم
گفت‌و‌گو با آزاده و جانباز ۷۰ درصد دفاع مقدس «جمشید جلالیان»

رنج و شکوه اسرای کربلا را با پوست و استخوان درک کردیم

جمشید جلالیان می‌گوید: «وقتی یاد پای برهنه اسرای کربلا در بیابان‌های شام و راه رفتن بر روی خار مغیلان و به یاد حضرت زینب و سه ساله امام حسین(ع) می‌افتادیم، جز شرمندگی چیزی برای گفتن نداشتیم. رنج و شکوه اسرای کربلا را با پوست و استخوان درک می‌کردیم، چراکه خود، تلخی اسارت را چشیده بودیم.»
بازگشت آزادگان سرافراز به آغوش گرم ملت، نمادی از عزت، استقامت و رحمت الهی بود
پیام مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان سمنان به مناسبت سالروز بازگشت آزادگان سرافراز به میهن اسلامی:

بازگشت آزادگان سرافراز به آغوش گرم ملت، نمادی از عزت، استقامت و رحمت الهی بود

حسین شکرویان در پیامی به مناسبت سالروز بازگشت آزادگان سرافراز به میهن اسلامی گفت: «بازگشت آزادگان سرافراز به آغوش گرم ملت، نمادی از عزت، استقامت و رحمت الهی بود.»
وداع آخر با نوازش میعاد و وصیت به همسر
گفتگو با همسر شهید راه قدس «ابوالفضل شهباز»

وداع آخر با نوازش میعاد و وصیت به همسر

زهرا اصحابی گفت: «برگشت و میعاد را در آغوش گرفت و گفت: بابایی! خیلی دوسِت دارم، مواظب خودت و مامان باش و این آخرین دیدار و خداحافظی ما بود.»
روز خبرنگار، یادبود مردی که با قلمش جنگید
یادداشت فاطمه روحی در روز خبرنگار:

روز خبرنگار، یادبود مردی که با قلمش جنگید

فاطمه روحی در یادداشتی به مناسبت روز خبرنگار نوشت: «محمود عادت داشت بایستد، جایی که باید می‌ایستاد. روزی در جنگ به ناحق رژیم بعث عراق علیه ایران و حالا جنگ طالبان وحشی با افغان‌ها و شیعیان مزار شریف. فقط سلاحش فرق کرده. آن روزها سلاحش تفنگ بوده و اکنون سلاحش قلم.»
داغ همسرم مرا به عمق مصیبت‌های عاشورا برد
گفتگو با خانواده شهید اقتدار «حمید سعیدی»

داغ همسرم مرا به عمق مصیبت‌های عاشورا برد

کبرا شهروی گفت: «پس از این ماجرا که به استقبال ماه محرم رفتیم و در روضه‌های اباعبدالله‌الحسین(ع) شرکت می‌کردم واقعا آن لحظات با تمام وجود احساس کردم که در روز عاشورا چه بر سر امام حسین(ع) آوردند و چقدر ایشان با از دست دادن فرزندان و خانواده‌شان متاثر شده است، آنجا بود که مصیبت امام حسین(ع) برای من بیش از پیش آشکار شد و ایشان را بیشتر از همیشه درک کردم.»
کمک به اقتدار موشکی ایران، گامی در مسیر یاری امام زمان(عج) است
گفتگو با دکتر «رضا دبیری» فوق تخصص بیماری‌های گوارش و کبد:

کمک به اقتدار موشکی ایران، گامی در مسیر یاری امام زمان(عج) است

پزشک و فرزند شهید والامقام دبیری گفت: «ایجاد بستر مشارکت مردم در این نبرد آخرالزمانی باعث رشد و ارتقا ایمان مؤمنین می‌شود، کمک به تقویت قدرت موشکی کشور، کمک به امام زمان(عج) است.»
بابا را زدند؛ خاطرات تلخ یاسمن از روز شهادت پدر
گفتگو با خانواده شهید اقتدار ملی «جعفر کشمیر»

بابا را زدند؛ خاطرات تلخ یاسمن از روز شهادت پدر

دختر شهید «جعفر کشمیر» گفت: «داشتم از پنجره، بیرون را نگاه می‌کردم. متوجه شدم که سمت راستم یک انفجار بسیار شدیدی رخ داد. همان لحظه فریاد زدم: مامان! بابا را زدند. مثل مرغ سرکنده به این طرف و آن طرف می‌رفتم. اصلا نمی‌خواستم شهادت بابا را باور کنم.»
بعدی 8 9 10 11 قبلی