نوید شاهد - کتاب "سیره ابوترابی ۱" خاطرات دوران اسارت سید آزادگان، شهید حجتالاسلاموالمسلمین "سید علیاکبر ابوترابیفرد" است که در ۲ هزار نسخه به چاپ رسیده است.
نوید شاهد – در قسمتی از کتاب "معلم شهر" که روایت خواندنی خاطرات "شهید قدرتالله چگینی" است، میخوانید: «شهید چگینی هنگام قرائت قرآن، نهایت ادب و احترام را رعایت میکرد و کاملا مودبانه مینشست. صدای زیبایی نداشت ولی عامل به قرآن بود و همین باعث شده بود تا در همه جلسههای تفسیر قرآن همگان اصرار بر قرائت او داشته باشند ...»
نوید شاهد – در قسمتی از کتاب "آیتالله حاج شیخ هادی باریکبین در دفاع مقدس" که روایت خواندنی زندگینامه این عالم گرانقدر قبل و بعد از انقلاب است، میخوانید: «... پیکر شهید مرتضی باریکبین را آوردند، نمازش را خود حاجآقا خواند و به این دلیل که صورت شهید از بین رفته بود و این صحنه برای حاجآقا دردناک بود، سعی کردیم که حاجآقا چهره ایشان را نبیند ...»
نوید شاهد – در قسمتی از کتاب "مرد روزهای بارانی" که روایت خواندنی زندگی "منوچهر (علیاصغر) مهجور" از فرماندهان دوران دفاع مقدس است، میخوانید: «در آغاز کار برای ایجاد امنیت تصمیم گرفتیم منطقه را بین نیروهای کمیته، مردم محلی و ارتشیهای انقلابی گروه ضربت تقسیم کنیم، اوایل انقلاب به دلیل کمبود امکانات و اسلحه، اغلب افراد کمیته به چوب و چماق مسلح بودند و با همان سلاح نگهبانی میدادند ...»
نوید شاهد – کتاب "خاکساران"، مجموعه خاطرات و سرگذشت خواندنی محمدحسین خاکساران است که در یک هزار و ۵۰۰ نسخه توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی به چاپ رسیده است.
نوید شاهد - کتاب "الضاریان" که بخاطر شیوع ویروس کرونا در محفلی صمیمی و محدود و توسط خانواده شهید محمد انصاریان رونمایی شد به شرح سرگذشت و خاطرات مرتبط با شهید "محمد انصاریان" یکی از شهدای مظلوم عملیات کربلای چهار پرداخته است.
نوید شاهد – در قسمتی از کتاب "راه ستارهها 3" که زندگینامه و مجموعه خاطرات خواندنی شهید حسن حسینپور است، میخوانید: «در خانه بودم که حسن سر رسید و گفت: پس چرا سر کار نرفتی؟! گفتم: خب معلوم است به خاطر فرزندم مرخصی گرفتم. حسن ناراحت شد و گفت: حقوق امروزت حلال نیست خواهر جان!».