معرفی کتاب |

معرفی کتاب | "دلیر بی‌ادعا "

نوید شاهد - کتاب "دلیر بی‌ادعا"، زندگینامه و مجموعه خاطرات سردار شهید "رجبعلی بهتوئی" است که سال ۱۳۹۲ در یکصد و ۱۲ صفحه به چاپ رسیده است.
معرفی کتاب |

معرفی کتاب | "از میمک تا مجنون"

نوید شاهد - کتاب "از میمک تا مجنون"، ناگفته‌هایی از زندگینامه سردار شهید مهدی شالباف است که نخستین بار در سال ۱۳۹۶ با یکصد و ۶۷ صفحه به چاپ رسیده است.
برشی از کتاب

برشی از کتاب "نماد ایثار"| آیت‌الله باریک‌بین امام قائم بود

نوید شاهد – در قسمتی از کتاب "نماد ایثار" که نگاهی به نقش آیت‌الله هادی باریک‌بین پدر شهید مرتضی باریک‌بین در دفاع مقدس است، می‌خوانید: «.. آیت‌الله باریک‌بین از رهبرانی نبود که خود بنشیند و مردم را برای رفتن به جبهه تشویق و ترغیب کند، بلکه امام قائم بود. یعنی ابتدا خود و فرزندانش به جبهه رفتند سپس به مردم گفتند بیائید. ایشان عامل به عمل بودند ...»
برشی از کتاب

برشی از کتاب "موج انفجار"| برادرم عرضه نداشت، شهید شود!

نوید شاهد – در قسمتی از کتاب "موج انفجار" که خاطرات رزمنده جهادگر "بهرام ایران‌دوست" است، می‌خوانید: «به ترکی به مادرش گفت که برادرم به جبهه آمد، ولی عرضه نداشت تا شهید شود و من بتوانم یک پیکان به خاطر شهید شدن او بگیرم ...»
برشی از کتاب

برشی از کتاب "با چشمان باز"| حرفش را هم نزنید، خدا بزرگ است

نوید شاهد – در قسمتی از کتاب "با چشمان باز" که برگرفته از زندگانی شهید "سید علی‌اکبر (مصطفی) حاج‌سیدجوادی" است، می‌خوانید: «اولین بار که مجروح شد، حقوق‌بگیر نبود. دستمان هم تنگ بود. بعد از مرخص شدن می‌خواستیم خرج بیمارستانش را از بنیاد یا سپاه بگیریم؛ نگذاشت. گفت حرفش را هم نزنید، خدا بزرگ است ...»
برشی از کتاب

برشی از کتاب "نگارستان"| ندای شهادت به گوش می‌رسید!

نوید شاهد – در قسمتی از کتاب "نگارستان" که برگرفته از دفترچه‌های خاطرات هشت سال دفاع مقدس کامبیز فتحی‌لوشانی است، می‌خوانید: «ناگهان عراقی‌ها جزیره را به رگبار توپ و خمپاره بستند. به طوری که در اثر انفجار، از سقف نمازخانه، گردوغبار به سر و صورت بچه‌ها ریخت، در آن روز، نماز جماعت با حالی برگزار شد ...»
برشی از کتاب

برشی از کتاب "خاکریز"| با کشیدن دندانم، غش کردم!

نوید شاهد – در قسمتی از کتاب "خاکریز" که گزیده‌ای از خاطرات دفاع مقدس استان قزوین است، می‌خوانید: «وقتی دکتر دندانم را نگاه کرد گفت که باید آن را بکشم. بدون آمپول بی‌حس‌کننده دندانم را کشید. کشیدن دندان همانا و غش کردن من همانا. دیگر نفهمیدم چه شده. فقط وقتی چشمانم را باز کردم دیدم که لباسم تمام خونی است و از شدت درد چشمانم تار می‌بیند ...»
کتاب گویای «باران در سلول» شنیدنی شد

کتاب گویای «باران در سلول» شنیدنی شد

نوید شاهد – کتاب گویای «باران در سلول» بخشی از خاطرات آزاده احمد منصوری است که به کوشش مشترک نشر شاهد و پایگاه جامع کتاب گویا «ایران صدا» در قالب فایل صوتی منتشر و برای علاقمندان شنیدنی شد.
کتاب «من پاسدار نیستم!» در قزوین منتشر شد

کتاب «من پاسدار نیستم!» در قزوین منتشر شد

نوید شاهد - کتاب «من پاسدار نیستم!» با هدف روایت ۱۳۲۲ روز اسارتِ عزیزاله فرجی‌زاده، آزاده و جانباز سرافراز قزوینی، به قلم حسن شکیب‌زاده تدوین و منتشر شد.
معرفی کتاب |

معرفی کتاب | "رجایی در آینه مردم"

نوید شاهد - کتاب "رجایی در آینه مردم"، گزیده‌ای از ۶ هزار و ۵۰۰ جمله است که شهروندان قزوینی در رسای شهید "محمدعلی رجایی" به یادگار ثبت کردند.
بعدی 6 7 8 9 قبلی