اجرم نزد خدا محفوظ است
زندگی نامه شهید «اسفندیار خادملو»

اجرم نزد خدا محفوظ است

«ابوتراب جعفری» برادر خانم شهید «اسفندیار خادملو» می‌گوید: «یک بار به او گفتم: جبهه دیگر بس است؛ بیا پیش خودم مشغول کار دامداری شو. گفت: چقدر مزد می‌دهی؟ گفتم: دو برابر آن‌چه در جبهه به تو حقوق می‌دهند. گفت: من آن‌جا هم مزد می‌گیرم و هم اجرم نزد خدا محفوظ است. پیش تو فقط کار است. چیزی که به درد آخرتم بخورد، نصیبم نمی‌شود.»
در ساماندهی انقلابیون رستمکلا یکی از چهره‌های اثرگذار بود
زندگی نامه شهید «رمضانعلی صحرایی»

در ساماندهی انقلابیون رستمکلا یکی از چهره‌های اثرگذار بود

سردار شهید «رمضانعلی صحرایی» پیش از انقلاب از مقلدان حضرت امام (ره) بود و فعالیت‌های مبارزاتی زیادی داشت. سال‌های ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶ این روند مخالفت‌های او مشهود شده بود. در ساماندهی انقلابیون رستمکلا یکی از چهره‌های اثرگذار بود. خانواده‌ای انقلابی بودند و مبارزات را هم به صورت خانوادگی انجام می‌دادند.
پایگاه به او اجازه رفتن نمی‌داد چون قدّش کوتاه بود
زندگی نامه شهید «علی رضا تولایی»

پایگاه به او اجازه رفتن نمی‌داد چون قدّش کوتاه بود

برادر شهید «علی رضا تولایی» می‌گوید: جنگ که شروع شد، پایگاه به او اجازه رفتن نمی‌داد؛ چون قدّش کوتاه بود و وقتی تفنگ را می‌گرفت، به زمین می‌خورد. آن قدر به پایگاه رفت و آمد، تا این که به او گفتند که از پدر و مادرت امضا بگیر.
تنها پسر خانواده بود
زندگی نامه شهید «علی اصغر موحدفر»

تنها پسر خانواده بود

شهید «علی اصغر موحدفر» هر وقت که از جبهه بر می‌گشت، برای مادر از شهادت تنها فرزندان ذکور خانواده حرف می‌زد، حتی چند بار لباس و مدارک این شهدا را با خودش می‌آورد و همراه پدر به دیدار خانواده‌های شان می‌رفت؛ و به پدر و مادرش می‌گفت: شما شاهد باشید که این‌ها چقدر صبور هستند، همه کارهایش برای این بود که به دلیل تک پسر بودن و عدم داشتن فرزند، کاری کند که آن‌ها صبور باشند و در فراقش ناراحت نشوند.
هنوز چهار بهار از عمر مبارکش نگذشته بود که پدرش را از دست داد
زندگی نامه شهید «ابوطالب اندی»

هنوز چهار بهار از عمر مبارکش نگذشته بود که پدرش را از دست داد

شهید «ابوطالب اندی» هنوز چهاربهار از عمر مبارکش نگذشته بود که پدر عزیز و بزرگوار روحانی خود را از دست داد. از این رو مسیر حرکت زندگی برایش سخت و دشوار شد.
شهیده «مریم صوفی»؛ اولین شهیده سلامت قائم شهر

شهیده «مریم صوفی»؛ اولین شهیده سلامت قائم شهر

شهیده «مریم صوفی» در ۲۸ آذر ماه سال ۱۳۴۴ در شهرستان قائم شهر از یک خانواده‌ی فرهنگی دیده به جهان گشود. بر اثر مواجهه با نمونه‌ها و افراد مبتلا به کرونا، دچار این بیماری شد و در نهایت به دلیل پیشروی سریع بیماری، پس از گذشت زمان بسیار اندک، سوم آبان سال ۱۳۹۹ پس از حدود ۲۷ سال خدمت بی‌منت به مردم کشورش در آی سی یو بیمارستان امام رضا (ع) ارومیه دیده از جهان فروبست و به سوی شهدای سلامت رهسپار شد و یاد و خاطره اولین شهیده سلامت قائم شهر را گرامی میداریم.
نماز را اغلب به جماعت می‌خواند
زندگی نامه شهید «غلام علی رضازاده»

نماز را اغلب به جماعت می‌خواند

شهید «غلام علی رضازاده» بزرگ‌تر که شد، در انجام واجبات و ترک محرّمات، اهتمامی خاص داشت و اغلب، نماز را جماعت به پا می‌داشت.
آخرین اعزام چند روز بعد از عروسی
زندگی نامه شهید «رمضانعلی امیرخانلو»

آخرین اعزام چند روز بعد از عروسی

مظفری همرزم شهید «رمضانعلی امیرخانلو» می‌گوید: آخرین اعزام او چند روز بعد از عروسی‌اش بود و دوستانش گفتند: شما تازه داماد هستید. الان به جبهه نروید تا مدّتی بگذرد امّا او قبول نکرد و گفت: جبهه به ما نیاز دارد و من باید بروم.
فرمانده‌ی جوان آزادسازی محور سوسنگرد
زندگی نامه شهید «حسین بهرامی»

فرمانده‌ی جوان آزادسازی محور سوسنگرد

شهید «حسین بهرامی» در حوزه ماموریتی خود، براساس شایستگی های علمی، نظامی، مدیریتی و حفاظتی به عنوان فرمانده گردان پیاده در طرح آزادسازی محور جنگی جبهه سوسنگرد (‌تپه الله اکبر) به‌عنوان فرمانده جنوب محور عملیاتی منصوب شد و به دستور ایشان کانالی در سوسنگرد حفر شد تا از طریق زنجیره کانالی، دشمن متجاوز را به محاصره درآوردند.
خاطرات/ یکی از ما شش برادر

خاطرات/ یکی از ما شش برادر

مادر شهید «حمیدرضا باطبی» نقل می‌کند: «بعد از انقلاب بود که حمیدرضا به من گفت: ما چقدر کم‌سعادت بودیم! پرسیدم: چرا؟ جواب داد: کم‌سعادتی ما در این است که خیلی‌ها در انقلاب شهید شدند، اما حتی یک نفر از ما شش برادر به شهادت نرسیدیم.»
بعدی 6 7 8 9 قبلی