بعثی ها به هر بهانه ای اسرا را کتک می زدند
روایتی خواندنی از آزاده کرمانشاهی«جلیل زنگنه»؛

بعثی ها به هر بهانه ای اسرا را کتک می زدند

نوید شاهد- آزاده کرمانشاهی«جلیل زنگنه» می گوید: « یکی از همرزمانم در اردوگاه اذان گفت بعثی ها وقتی صدای او را شنیدند پیگیر شدند او را پیدا کنند اما همه ی ما ابراز بی اطلاعی کردیم در نهای همه را به صف کردند و به باد کتک گرفتند.»
پذیرایی مادرم از اسرای عراقی در مراسم شهادت سید، همه را غافلگیر کرد
گفتگو با برادر شهیدان " سید نجف و سید احمد رسولی"؛

پذیرایی مادرم از اسرای عراقی در مراسم شهادت سید، همه را غافلگیر کرد

نوید شاهد- برادر شهیدان "سید نجف و سید احمد رسولی" می گوید: «روزی که می خواستیم برادر شهیدم سید نجف را به خاک بسپاریم گروهی از برادران سپاهی با چند اسیر عراقی از آنجا در حال گذر بودند که مادرم جلوی آنها می ایستد و آنها را به نهار دعوت می کند و می گوید اینها گناهی ندارند دشمن ما صدام ملعون است و من هیچگاه گذشت او را فراموش نمی کنم.»
ارتش عراق سد راهمان شد و به یکباره اسیر شدیم
روایتی ازآزاده کرمانشاهی "سید والی حسینی"؛

ارتش عراق سد راهمان شد و به یکباره اسیر شدیم

نوید شاهد-"سید والی حسینی" می گوید:« با چند نفری برای تهیه ی مهمات به سرپل ذهاب رفتیم. بعد از ظهر همان روز ( اول مهر سال 1359 ) به نوار مرزی برگشتیم در وسط راه به ما خبر دادند که عراقی ها به تنگه ترش آبه حمله کرده اند و از مرز گذشته اند. چند ساعتی مقاومت کردیم ولی سرانجام به محاصره ی ارتش مجهز عراق افتادیم و به ناچار تن به رنج های چند ساله ی اسارت دادیم.»
بعثی‌ها یکی از همرزمانمان را به خاطر عکس فرزندش به شهادت رساندند
روایتی خواندنی از جانباز کرمانشاهی "عبدالرضا حاتم پور"؛

بعثی‌ها یکی از همرزمانمان را به خاطر عکس فرزندش به شهادت رساندند

نوید شاهد - جانباز کرمانشاهی "عبدالرضا حاتم پور" می گوید: «دانشجوی سال آخر مهندسی بود، هنگام درگیری در جبهه موجی شد. تنها چیزی که او را تسکین می داد یادگاری فرزند تازه متولدش بود که هر روز صبح آن را جلو خودش می گرفت و گریه می کرد و یا آن را به سینه می‌چسباند...»
سرهنگ یوسف، بیا بیرون!
خاطره ای خواندنی از دوران اسارت جانباز "محمد علی بابایی ریزوندی"؛

سرهنگ یوسف، بیا بیرون!

نوید شاهد- آزاده و جانباز 70 درصدکرمانشاهی "محمد علی بابایی ریزوندی"در روایتی می گوید:« اسمش یوسف بود، اما به خاطر انضباط و لفظ قلم حرف زدنش ما " جناب سرهنگ" صدایش می زدیم التماس می کرد به او جناب سرهنگ نگوییم تا اینکه یک روز در آسایشگاه باز شد و یک گله بعثی مسلح هجوم آوردند. فرمانده نعره زدسرهنگ یوسف بیا بیرون!...»
شهامت شهید شیرودی در مقابل بنی‌صدر را هیچگاه از یاد نمی‌برم
گفتگو با "محمد کشتمند" جانباز دوران دفاع مقدس؛

شهامت شهید شیرودی در مقابل بنی‌صدر را هیچگاه از یاد نمی‌برم

نوید شاهد - "محمد کشتمند" جانباز دوران جنگ تحمیلی از سرپل ذهاب، گفت: «بنی صدر به پادگان ابوذر آمده بود که مهمات جنگی را از بین ببرد و پادگان را تخلیه کند اما شهامت شهید شیرودی و مقابله با او موجب فرار بنی صدر شد و من شاهد این لحظه تاریخی بودم.»
دشمن سنگ برایمان می‌اندازد!
روایتی خواندنی از جانباز کرمانشاهی" محمد علی امیری"؛

دشمن سنگ برایمان می‌اندازد!

نوید شاهد- جانباز کرمانشاهی "محمد علی امیری" در روایتی می گوید: «با یکی از دوستانم برای سرکشی سنگرها رفته بودیم و متوجه شدیم که همه ی نگهبان ها از ترس پیش هم و در یک سنگر جمع شده اند، می گفتند: سنگ برایمان می اندازند! صبح که شد متوجه شدیم سر و صدایی که شب ما را ترسانده بود گردوهایی بوده که از درخت ها می افتاده است. اتفاق خنده داری بود.»
فرزندم زودتر از شهادت، خبر شهادتش را داد
روایتی خواندنی از پدر شهید "بهزاد رستمی"؛

فرزندم زودتر از شهادت، خبر شهادتش را داد

نوید شاهد_"پدر شهید بهزاد رستمی" می گوید: بهزاد می گفت چه خوب است که با آغوش باز به استقبال مرگ برویم و خوب تر، این مرگ شهادت باشد و پدر روزی هم خبر شهادت مرا می شنوید.
کلمه
گفتگو با جانباز سرپل ذهابی و پسر عموی شهید "غلامرضا رشیدی"؛

کلمه "یا حسین" تا لحظه شهادت بر زبانش جاری بود

نوید شاهد - جانباز سرپل ذهابی و پسر عموی شهید "غلامرضا رشیدی" از فروتنی این شهید والامقام می‌گوید و یادآور می‌شود: هیچگاه شهید خود را بالاتر از نیروهایش ندید و آنقدر متواضع بود که روی درب اتاقش با خطی درشت نوشته بود "یاحسین فرماندهی از آن توست" و کلمه "یاحسین" تا لحظه شهادت بر زبانش جاری بود.
دفاع مقدس و هشت سال مقاومت مردانه تا پیروزی
جانباز کرمانشاهی یادآور شد:

دفاع مقدس و هشت سال مقاومت مردانه تا پیروزی

«فاضل یوسفی» جانباز 40 درصد از شهرستان ثلاث باباجانی، با اشاره به اینکه هفته دفاع مقدس یادآور هشت سال مقاومت است،گفت: با حضورم در جبهه به عینه شاهد ایثار، از خودگذشتگی و مقاومت رزمندگان و شهدایی بودم که مردانه با دشمن جنگیدند تا به پیروزی رسیدیم.»
بعدی 8 9 10 11 قبلی