وقتی صبر زینبی در کوچههای ایثار معنا مییابد شهدای مدافع سلامت؛ رزمندگانی که در خط مقدم درمان، جام شهادت را سر کشیدند
به گزارش نوید شاهد ایلام، شیوع ویروس کرونا در ایران، سنگرهای تازهای پیش روی ایثارگریها گشود: سنگر بیمارستان و بخشهای ویژه. در آن روزها، کادر درمان کشور در حالی که خود در معرض ابتلا بودند، کنار بیماران ماندند و عدهای از آنان جان خود را در این راه تقدیم کردند؛ کسانی که با تصویب مقام معظم رهبری، «شهید مدافع سلامت» یا «شهید خدمت» خوانده شدند. استان ایلام نیز در این میان چندین شهید مدافع سلامت را تقدیم کرد و پرستار جهاندار رستمخانی، پرستار بیمارستان شهید مصطفی خمینی ایلام، ششمین شهید مدافع سلامت این استان بود که در شهریور ۱۴۰۰ بر اثر ابتلا به کرونا آسمانی شد.

شهید رستمخانی رزمندهای بود که پیش از پرستاری، در دوران دفاع مقدس هم حضور داشت و پس از جنگ، سالها در سنگر سلامت، از مراقبتهای ویژه و فوریتهای پزشکی تا روانپزشکی، به بیماران خدمت کرد و در سال ۱۳۸۲ پرستار نمونه کشوری شد.
میلاد با سعادت الگوی صبر و پایداری، حضرت زینب کبری (س) و روز پرستار، گرامیداشت فرشتگان زمینی و انسانهای بزرگی است که با ایثار جان و دل، مرهم درد دیگران میشوند. در این روزهای پرمهر، پای صحبت همسر گرامی شهید رستمخانی نشستیم تا از روزهای آغازین این زندگی عاشقانه برایمان بگوید. آنچه در پی میآید، روایت همسر او، کبری نوری، معاون دبیرستان شاهد آقا حسین بن علی (ع) و مادر دو فرزند به نامهای نیلوفر و آرمان، از زندگی، اخلاق و شهادت این مدافع سلامت است.
صداقت و ایثار، نخستین دلیل انتخابم برای زندگی مشترک بود
خانم نوری ضمن بزرگداشت روز پرستار در توصیف روزهای نخست آشناییاش با شهید رستمخانی گفت: «صداقت، نجابت، فروتنی و مسئولیتپذیری عمیقی که در تکتک رفتار و نگاهش موج میزد، تا همیشه برایم ارزشمند ماند. او مردی آرام و متعهد بود؛ کسی که میان حرف و عملش حتی به اندازه یک روزن هم فاصله دیده نمیشد.»
وی در ادامه از خاطرات آن سالها تعریف کرد و افزود: «وقتی به گذشته نگاه میکنم، میبینم حضورش در جبهههای دفاع مقدس و بعدتر، انتخاب شغل شریف پرستاری، چقدر روشنکننده درون پاکش بود. همهچیز در رفتار او گواهی میداد که ایثار و خدمت به مردم، برایش تنها یک وظیفه اداری نیست؛ بلکه باوری ریشهدار و برخاسته از ته دل است.»
ایشان خاطرنشان کرد: «ما زندگی مشترکمان را در سال ۱۳۷۸ با همین شناخت عمیق و اعتماد راسخ آغاز کردیم؛ در روزهایی که هرگز گمان نمیکردم این همراهی زیبا، روزی به خاطرهای ماندگار و دلتنگیای همیشگی بدل شود. امروز که سالها از آن روزهای ناب گذشته است، بیش از همیشه میفهمم و با تمام وجود لمس میکنم که انتخابی که ریشه در اخلاق، تعهد و محبت داشته باشد تا چه اندازه گرانبها و ماندگار است.»
سنگر خدمت و سنگر خانه، هیچکدام بیحضور گرمش نماند
خانم نوری با اشاره به طبیعت سخت و پردغدغه شغل پرستاری توضیح داد: «این حرفه ساعت و زمان مشخصی نمیشناسد؛ شبکاریهای فرساینده، بیماران بدحال و حوادث پیشبینینشده، گاه انسان را از نظر جسمی و روحی کاملاً تهی میکنند. با این حال شهید همواره تلاش میکرد این سختیها، فاصلهای میان او و کانون گرم خانواده ایجاد نکند.»
او با تأکید بر اینکه شهید در کنار تعهد عمیق به بیماران و وظایف حرفهایاش، جایگاهی ویژه برای خانواده قائل بود، افزود: «او هیچگاه خستگی کار را بهانهای برای بیتوجهی قرار نمیداد. ارزش یک همدم و همراه، تنها به تعداد ساعتهایی که در خانه حضور دارد نیست؛ بلکه به کیفیت همان لحظاتی است که با تمام وجود حضور دارد.»
همسر شهید با یادآوری نقش بیبدیل او در خانه خاطرنشان کرد: «جهاندار برایم تنها یک همسر مهربان و دلسوز نبود، بلکه تکیهگاهی استوار بود که حضورش به خانه آرامش میبخشید. امروز، من و فرزندانم جای خالی آن آرامش مطلق را با تمام وجود حس میکنیم و میدانیم که هیچچیز نمیتواند جایگزین آن حضور گرم شود.»
پرستار نمونهای که عنوان به دنبالش رفت
نوری درباره انتخاب شهید بهعنوان پرستار نمونه کشوری در سال ۱۳۸۲ ابراز داشت: «این رخداد برای همه اعضای خانواده موجب افتخار و خوشحالی بود و این عنوان صرفاً یک موفقیت شغلی نبود، بلکه نتیجه سالها تلاش، تعهد و مسئولیتپذیری ایشان بود. این افتخار از آن جهت برایمان ارزشمندتر بود که رستمخانی برای انجام وظیفهاش دنبال دیده شدن یا تشویق شدن نبود و کارش را انجام میداد، چون باور داشت بیماری که درد میکشد به مراقبت و حمایت نیاز دارد.»
به تعبیر زیبای نوری، نکوداشت آن شهید والامقام، در حقیقت پاسداشت سجایای اخلاقی و باورهای اصیلی بود که همواره در تاروپود زندگیاش جریان داشت. او در این باب با قلبی مالامال از اخلاص بیان داشت: «هنوز هم باور دارم که ارزش واقعی یک پرستار، در ترازوی لوح تقدیر و عنوانهای ظاهری سنجیده نمیشود؛ گاه دعای زلال یک بیمار، یا آرامش چشمانتظار خانوادهای که پارهتنشان را سالم بازمییابند، باشکوهترین تندیس کامیابی است این نگاه انسانی و آمیخته با اخلاص، در تمام سالهای خدمت او جاری بود؛ خدمتی که مرز میان وظیفه سازمانی و رسالت اخلاقی را از میان برمیداشت و التیامبخش دردهای پنهان و آشکار مجروحان و بیماران میشد. همرزمان و همکارانش نیز بر این باورند که سیره رفتاری او، نه در کلمات و شعارها، بلکه در لحظات بحران و بالین پرخطر مجروحان به زیباترین شکل تجلی مییافت. شهید با همین روحیه ایثار، نام خود را نهتنها در دفتر خدمت و افتخار نظام سلامت، بلکه در یاد و قلب مردمی ثبت کرد که در سختترین لحظات، آرامش و امید را از دستان باایمان او دریافت کرده بودند؛ راه و رسمی که امروز نیز چراغ راه کادر درمان و الگوئی ماندگار از پیوند تعهد حرفهای و ایثار معنوی به شمار میرود.»
پرستاری که «درد دیگران را درد خود» میدانست
«خانم نوری با اشاره به روایتهای همکاران شهید از صبوری و خوشاخلاقی همسرش در بخشهای دشوار و طاقتفرسای بیمارستان، بیان داشت: «ریشه این آرامش کمنظیر، در منش اخلاقی و نگاه عمیقاً انساندوستانه او نهفته بود. شهید به خوبی میدانست که در فضای درمان، گاه کلامی آرام، لبخندی گرم یا نگاهی محترمانه، همپای یک اقدام تخصصی اثرگذار است و جان بیمار را طراوت میبخشد.»
ایشان در ادامه با یادآوری روزهای سخت و نفسگیر خدمت، افزودند: «او هیچگاه خستگی را بهانهای برای کاستن از مهرورزی به بیماران قرار نداد. برای او، تخت بیمارستان محراب خدمت بود و رنج دیگران، رنج خودش. در میان هیاهوی درد و اضطراب بخش، حضورش مایه تسکین بود؛ چرا که باور داشت پرستاری تنها یک شغل و تخصص نیست، بلکه تجلی عینی رحمت الهی در روی زمین است. او رفت، اما میراث اخلاق، تعهد و انسانیتش برای همیشه در دل همکاران و بیمارانش زنده خواهد ماند و راهگشای پویندگان طریق ایثار خواهد بود.»»
وی با اشاره به سختی کار در بخشهایی همچون مراقبتهای ویژه، فوریتهای پزشکی و روانپزشکی توضیح داد: «این حرفه تنها به دانش و مهارت نیاز ندارد؛ بلکه پرستار باید از ظرفیت روحی بلندی برای درک و تحمل رنج دیگران برخوردار باشد؛ ویژگی بارزی که همسرم در آن نمونه بود.»
وی در مورد سایر خصوصیات شهید رستمخانی بیان داشت: «شهید معمولاً آرام رفتار میکرد، تندی نمیکرد و برای آدمها حرمت قائل بود. من معتقدم کسی که در محیط کار یاد میگیرد با رنج دیگران صبور باشد، اگر این صبوری در وجودش ریشه بدواند، در زندگی خانوادگی هم خودش را نشان میدهد.»
زخم زائران اربعین را التیام میبخشید
نوری با اشاره به سالها خدمت صادقانه شهید بهعنوان خادم درمانی زائران اربعین سیدالشهدا (ع)، اذعان داشت: «برای ایشان، این خدمت، ادامه همان روحیه و مرامی بود که در سالهای پرستاری از او سراغ داشتیم؛ او کمک به مردم را هرگز به زمان و مکان خاصی محدود نمیکرد.»
وی با یادآوری موقعیت خاص استان ایلام افزود: «استان ایلام بهدلیل قرار گرفتن در مسیر عاشقان عتبات، در ایام اربعین کانون تجمع و تردد جمعیت عظیمی است و در چنین شرایط فشردهای، حضور کادر درمان صرفاً یک وظیفه اداری نیست؛ گاهی مرهم گذاشتن بر رنج یک زائر خسته، دل پریشان خانوادهای را آرام میکند و التیامبخش درد دردمندی میگردد.»
همسر شهید در پایان با نگاهی سرشار از رضایت تأکید کرد: «از منظر من، ارزش والای این خدمت در همین نقطه است که انسان بتواند در مسیر عشق و ارادت به اهلبیت (ع)، گرهی از کار فروبسته دیگری بگشاید و باری از دوشش بردارد.»
برای نیلوفر و آرمان، میراثی از ارزشها به جا گذاشت
نوری با تأکید بر اینکه پدر بودن فقط به دوران حضور پدر محدود نمیشود، اذعان داشت: «رفتار و منش یک پدر میتواند سالها بعد نیز در زندگی فرزندانش باقی بماند. رستمخانی برای نیلوفر و آرمان صرفاً پدر نبود؛ بخشی از هویت و خاطرات زندگیشان بود.»
همسر شهید با صراحت بیان داشت: «نبودن پدر، مخصوصاً وقتی فرزندان هنوز به حضور و حمایت او نیاز دارند، غمی بسیار سنگین است. با این حال، چیزی که میتواند این جای خالی را به میراثی ارزشمند تبدیل کند، زنده نگه داشتن راه و اخلاق پدر است؛ صداقت، مسئولیتپذیری، احترام به دیگران و کمک به مردم. همیشه آرزو دارم فرزندانم به پدرشان افتخار کنند؛ نه فقط بهخاطر شهادتش، بلکه بهخاطر انسانیت و معرفتش. به خاطر مسئولیتی که پذیرفت و احترامی که برای جان و کرامت آدمها قائل بود.
نوری در پایان این بخش ابراز داشت: «به نظر او بزرگترین میراث یک پدر، دارایی و مال نیست؛ ارزشهایی است که در وجود فرزندانش میگذارد و بعد از رفتنش نیز ادامه پیدا میکند.»
آرام و استوار، پاسدار سنگر درد و درمان ماند
همسر شهید با توصیف دوران کرونا بهعنوان یکی از سختترین دورهها برای کادر درمان، توضیح داد: «خطر ابتلا، نگرانی از انتقال بیماری به خانواده و دیدن مداوم رنج و مرگ، فشار زیادی به پرستاران و پزشکان وارد میکرد. برای خانوادههای کادر درمان نیز روزها پراسترس بود؛ هر بار که عزیزشان از خانه بیرون میرفت، نگرانی سلامت او با آنان بود و هرگز نمیشد این نگرانی را کاملاً کنار گذاشت. همسرم سالها در مسیر خدمت به بیماران بود و سابقه حضور در دفاع مقدس را نیز داشت؛ به همین دلیل، مسئولیتپذیری و پایبندی به وظیفه در زندگیاش پررنگ بود. با وجود سختی شیفتهای کاری در آن روزها، هیچ گلایهای از ایشان نشنیدم، بهجز نگرانیاش از کمبود ماسک و لباس مخصوص برای کادر بیمارستان؛ شهید حتی یک لحظه به کنارهگیری از سنگر درمان نیز فکر نکرد.»
کلام آخر همسر شهید
خانم نوری در پایان، با دلی آکنده از دلتنگی و افتخار، سخن را چنین به پایان برد: «شهید رستمخانی رفت تا دِینش را به مردم و خاکش تمام کند. شاید تنهاییمان سخت است و جای خالیاش با هیچچیز پر نمیشود، اما وقتی به یاد میآورم که با عزت، پاکی و در راه خدمت به خلق پر کشید، سرم را بالا میگیرم و افتخار میکنم که همسر چنین مردی بودم. او رفت، اما راهش، منشاش و نام نیکش تا ابد در خانه ما و در دل تاریخ این سرزمین زنده خواهد ماند؛ او ستارهای بود که خاموش نمیشود.»
سخن پایانی و توصیه همسر شهید رستمخانی به پرستاران این بود: «انتظار ما از کسانی که این لباس مقدس را بر تن دارند این است که شغل را به چشم یک مرام و رسالت ببینند. پرستاری تجلی رحمت الهی بر روی زمین است. اگر با عشق، صبوری و لبخند به بالین بیمار بروید، هم دل او را گرم کردهاید و هم توشهای ماندگار برای آخرت خود اندوختهاید؛ چرا که زیباترین پاداش، دعای زلال یک انسان دردمند است.»
انتهای پیام/