خاطره/ دعای عهد
به گزارش نوید شاهد خوزستان، پاسدار شهید مهدی علیدادی در یکم مرداد ماه سال ۱۳۶۰ در اهواز در خانوادهای مؤمن، مذهبی و ولایت مدار دیده به جهان گشود. پدرش کریم و مادرش شهربانو نام داشت. وی پس از اخذ مدرک دیپلم به دلیل علاقه خاصی که به نظام داشت. لباس سبز پاسداری را بر تن کرد، پس از آن وارد دانشگاه شد و تا مقطع دکترا به تحصیلات خود ادامه داد.
سرانجام این شهید بزرگوار در چهاردهم اسفند ۱۴۰۴ ماه بر اثر حمله موشکی رژیم صهیونیستی و آمریکایی در حین عملیات پهپادی به فیض عظیم شهادت نائل آمد و نام بلند خود را در دفتر شهدای مدافع وطن ثبت کرد پیکر مطهرش پس از تشییع باشکوه در گلزار شهدای اهواز آرام گرفت.

متن خاطره:
هوا هنوز کاملاً روشن نشده بود.
زمستان بود و سوز و سرمای صبحگاهی در روستای دشت بزرگ بیداد میکرد.
یک ساعت پیادهروی نفسگیر در دل سرما، ما را دم دمای اذان به نزدیکی رودخانه کارون رسانده بود.
کنار آب باد سردی میوزید که لرزه بر تن بچهها میانداخت، اما در همین هوای استخوان سوز نوایی رسا سکوت کوههای اطراف را شکست؛ طنین ملکوتی اللهاکبر مهدی بود که در دل کوهستان میپیچید و جان تازهای به تن خسته و سرد بچهها میدمید.
به خوبی در خاطر دارم که او یکی از بچهها را جلو فرستاد تا پیشنماز باشد و خودش پای اقامه ایست.
صف جماعت با همان صفا و سادگی همیشگی شکل گرفت؛ بچهها هرکدام سنگ تمیزی را از کنار رودخانه شسته و به جای مهر زیر پیشانی گذاشته بودند.
نماز جماعت در کنار خروش کارون با خشوع تمام برپا شد.
پس از پایان نماز و خواندن تسبیحات و تعقیبات، سکوتی آرامبخش همهجا را فراگرفته بود و تنها صدای جریان آب کارون شنیده میشد که با نوای دلنشین مهدی درهم آمیخت.
صدایی حزین و زیبا که زمزمهی «اللهم رب النور العظیم...» را سر داده بود؛ دعای عهدی که با نفسهای گرم مهدی در آن صبح سرد زمستانی طنینانداز شد.
آن روزها گذشت، اما تا آنجا که در خاطرم مانده است، عهد صبحگاهی مهدی با مولایش هیچگاه تعطیل نشد؛ او مردی بود که ماند تا به عهدش وفا کرد.
انتهای پیام/