دوست شهید «غلامحسن عاطفینژاد» میگوید: وقتی غلامحسن به شهادت رسید، بسیار ناراحت بودم، دوریاش برایم قابل تحمل نبود و بسیار بیتابی میکردم تا اینکه یک شب غلامحسن را در خواب دیدم، بسیار خوشحال بود و گفت: ناراحت نباش، من به مقام محمود رسیدهام.
پدر شهید «حسین رجبی» میگوید: حسین با آغاز مبارزات ملت ایران در برابر رژیم شاهنشاهی، مبارزات خود علیه شاه را آغاز کرد. وی در تظاهرات و راهپیمایی و پخش اعلامیه و شعارنویسی فعال بود. او فعالیتهای بسیاری داشت که ما از آن خبری نداشتیم، در واقع همه حسین را میشناختند به جز ما که پدر و مادرش بودیم.
شهید «میرعباس زیکنی» در بخشی از دستنوشتههای خود مینویسد: خدایا از تو میخواهم مرا دست خالی باز نگردانی، به من توفیق شهادت را عطا کن و اگر لیاقت شهادت را ندارم لااقل توفیق بده تا قسمتی از بدنم را در راهت اهدا کنم.
خاطرهای به مناسبت سالروز شهادت شهید «مجید سودمند ساروی»
همسر شهید «قربان گرزین» نقل میکند: هر چه خواهش کردم که نرود، به خرجش نرفت. گفت: اگر تو میتوانی روز قیامت شفاعت و ضمانت مرا پیش خدواند و مادرت فاطمه زهرا (س) بکنی، من نمیروم.
دکتر جمال اسدی مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان گلستان به اتفاق مهندس علی اصغر طهماسبی استاندار گلستان، به مناسبت ولادت با سعادت حضرت علی (ع) و روز پدر با پدر معظم شهیدان «برار قلی رایجی» و «علی رایجی» دیدار کردند.
در آستانه میلاد با سعادت حضرت علی (ع) و روز پدر، جشن معنوی دیدار با پدران آسمانی، دوشنبه بیست و چهارم دی ماه 1403، در گلزار مطهر شهدای امام زاده عبدالله گرگان برگزار شد.