رزمندگان - صفحه 22

آخرین اخبار:
رزمندگان
مروری بر زندگی و وصیت نامه شهید مراد علی حسنی؛

برادرم! سلاح رزمندگان را زمین نگذارید

برادرم ! سلاح من را زمین نگذارند زیرا این رسم جانبازان قرآن است که اگر سلاحی از دست رزمنده ای افتاد، رزمنده ای دیگر موظف است آن را بردارد.

ناگفته‌هایی از حماسه آفرینی رزمندگان لرستان در عملیات مرصاد

پس از سازمان‌دهی گردان شبانه به سه‌راه اسلام‌آباد حرکت کردیم، منافقین شروع به تیراندازی از سمت چپ جاده کردند ولی ما به راهمان ادامه می‌دادیم
مناجات نامه شهید ماشاءالله خالوندی؛

همه آرزوهای یک شهید کرمانشاهی: «شهادت»

خدایا رزمندگان عزیزمان را یاری بفرما که هر چه زودتر به کفر صدامی پیروز شوند این چند نصیحت را بنده به فامیل خودم می کنم هر چه بنده کمتر از آنم که به آنها نصیحت کنم و آن این است که پیرو ولایت فقیه و رهبر عزیزمان باشند.

آلبوم تصاویر شهید محمدصادق هاشمی

شهید محمدصادق هاشمی در یکم فروردین 1340 ‏، در روستای زرشک از توابع شهرستان خمین به دنیا آمد. پدرش حاتم، کشاورز بود و مادرش کبرا نام داشت. تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. پنجم مرداد 1362 ‏، با سمت تک تیرانداز در پیرانشهر هنگام درگیری با نیروهای عراقی بر اثر اصابت گلوله به سینه، شهید شد. مزار او در شهرستان زادگاهش واقع است.

زندگینامه فرمانده شهید حججی منتشر می‌شود

کتاب زندگینامه مجاهد شهید مرتضی حسین‌پور با عنوان جهادی حسین قمی که فرمانده نابغه لشکر حیدریون و همچنین فرمانده شهید محسن حججی بود، از سوی انتشارات شهید کاظمی روانه بازار نشر می‌شود.
زندگینامه جهادگر شهید هوشنگ طهماسب پور؛

سنگر سازی برای رزمندگان را از افتخارات خود می دانست

شهید طهماسب پورمی گفت: من افتخار می کنم که برای رزمندگان سنگر بسازم و ساعتی در کنار آنان باشم و از نزدیک امام زمانم را زیارت نمایم.

یک نکته از هزاران(1)؛ چاره ای جز تهدید نداشتیم

متوجه شدیم که این توقف بی جا نقشه ی آن بنی صدر خائن است. علیرضا تفنگ ژ3 خود را مسلح کرد و گفت: " هم تو را می کشم و هم خودم را . باید بیایی!" مجبور شدیم با تهدید، تانک را به جوانرود ببریم. با همان یک تانک توانستیم ضد انقلاب را در هم بکوبیم.
آلبوم عکس رزمندگان

گلچینی از تصاویر رزمندگان ایلامی در مناطق مختلف عملیاتی در دوران دفاع مقدس - سری سی ام

تصاویری از رزمندگان ایلامی در مناطق مختلف عملیاتی در دوران دفاع مقدس
شهدای تیرماه

مختصری از وصیتنامه شهید غلامحسين زمان

نيمه شب است و من روحم مى خواهد پرواز كند ولى افسوس كه بارى از گناه دارم و نمى گذارد روحم به پرواز درآيد و در اين دنياى فانى كه قفسى برايم مانده و با خود مى گويم خدا يا تو مرا از اين قفس آزاد گردان.

فوتبالیست هایی که در زمین چمن شهید شدند

شاید برای بسیاری از ما که تصاویری کلیشه‌ای از رزمندگان در مناطق عملیاتی داریم، فکر بازی کردن فوتبال دور از ذهن برسد ولی باید گفت که رزمندگان در طول حضورشان در جبهه، اوقات فراغت و زمان خالی داشتند
پایگاه جامعه فرهنگ ایثار و شهادت

کانال نوید شاهد در آی گپ

زندگینامه شهید تیمور جعفری جبارآبادی که او را «پاسدار کوچیکه» صدا می زدند

سنش کم بود خیلی دوست داشت که به جبهه برود اما حتی برای سرکشی هم او را نمی‌بردند. خیلی به برادرانش اصرار کرده بود نتیجه‌ای نداشت. برادر علیرضا صادقی فرمانده پایگاه، یک عدد بلوز فرم سپاه را به او هدیه کرده بود با پوشیدن این لباس بود که همه بچه‌های پایگاه و انجمن اسلامی او را «پاسدار کوچیکه» صدا می‌کردند.
شهدای خرداد

مختصری از وصیتنامه شهید حجت‌اله ابره

وخداوند آن فيض بزرگ الهيش يعنى شهادترا نصيب اين بنده گنهكار و گداى درخانه اش بگرداند .
خاطرات امیر «منوچهر کاظمی» از فرماندهان دوران دفاع مقدس استان کرمانشاه؛

ماجرای دیگ بزرگ مرغ و رزمندگان گرسنه

به آشپزخانه که رفتیم دیگ بزرگی را دیدیم که پر از مرغ پخته بود. با وجود این‌که ۲۴ ساعت قبل پخته شده بود و گرمای هوا هم بی‌داد می‌کرد، خوشبختانه مرغ‌ها فاسد نشده بودند؛ انگار تازه آن را درست کرده بودند. دیگ را روی کاپوت جلوی جیپ گذاشتیم و با طناب آن را بستیم...

فتح خرمشهر نشانه پیروزی ایران اسلامی در برابر استکبار بود

مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان كهگيلويه وبويراحمد گفت: فتح خرمشهر روز فتح ارزش‌ های اسلامی و سند عزت و شرف ملت ایران اسلامی است.
آزاد سازی خرمشهر و نقش رزمندگان استان سمنان

نقش رزمندگان استان سمنان در عملیات بیت المقدس و آزادی خرمشهر

غروب که شد، فرماندهان ارتش هم باورشان شد که خرمشهر آزاد شد؛ البته نه همۀ خرمشهر. خرمشهر بزرگ بود. دستور دادند که به سرعت یک واحد برود و جاده شلمچه به عراق را ببندد تا عراق از آن طرف نیرو نیاورد. نمی‌توانست از طرف اروند نیرو بیاورد. غروب به خرمشهر رسیدم. راه را بلد نبودیم. همین طور سوار شدیم. گفتیم الی‌الله. بسم‌الله‌ الرحمن الرحیم. امن‌ یجیبمان را خواندیم. وقتی از گمرک رد شدیم، ترسیدیم. نمی‌دانستیم کجاییم. حواسمان بود که نزدیک عراقی‌ها هستیم.

مراسم اولین سالگرد شهید مدافع حرم

مراسم اولین سالگرد شهید مدافع حرم «علیرضا قبادی» برگزار شد.
خاطرات «فتح‌الله قهرمان» از فرماندهان و پیشکسوتان دوران دفاع مقدس؛

شهید قهرمان یک گردان را از تلفات سنگین نجات داد

حدود ۳۰۰ متر از روی ارتفاع پایین آمدیم. شاید پایین آمدن ما حکمتی داشت. کنار جاده یک دستگاه نیسان با دوشکا در حال حرکت بود. دقیقاً داشتند به طرف مقّر گردان ما می‌رفتند. از موقعیت استفاده کردیم و از کنار جاده با آن‌ها درگیر شدیم. لطف خدا شامل ما شد و آن‌ها را به درک واصل کردیم و گردان‌مان را از یک تلفات سنگین نجات دادیم.
تصاویر ماندگار

عملیات عجیبی بود!

اینجا خسروآباد آبادان است، کنار ما یک نهر فرعی وجود داشت که عرب ها و اهالی جنوب، از آب آن برای نخل های خرما استفاده می کردند که همین آب ها محل تمرین ما بود. پاییز سال 65، اواخر آذرماه و علی رغم سردی هوا، به دلیل محرمانه بودن عملیات بعدی، مجبور بودیم شب ها برای آموزش به آب بزنیم، بنابراین ساعت 9 شب که می شد، بچه ها لباس غواصی پوشیده و به آب می زدند...

عکس/ گنجی به ارزش چهار تخم مرغ

عباراتی که خواندید متعلق بود به پیرزنی از اهالی روستای «لیوس» که به همراه نامه، چهار عدد تخم مرغ ارسال گردیده
طراحی و تولید: ایران سامانه