آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۳۳۸۹۵
۱۱:۳۷

۱۴۰۵/۰۸/۰۲
فرازی از وصیت‌نامه شهید «ابراهیم سلیمانی نژاد»؛

راهی که بهترین فرزندان اسلام رفتند

شهید والامقام «ابراهیم سلیمانی نژاد» در وصیت‌نامه نورانی خود می‌نویسد: «ولی پدر و مادرم و برادرهایم این را به یاد داشته باشید که اگر شهادت نصیبم گردید هرگز ناراحت نباشید، چون این راهی است که بهترین فرزندان اسلام رفته‌اند و این را بدانید که شهیدان زنده‌اند و در نزد خداوند خود روزی میطلبند.»


به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید ابراهیم سلیمانی نژاد در سوم مهرماه سال ۱۳۴۳ در روستای بنه عباس از توابع شهرستان رامهرمز دیده به جهان گشود، پدرش جمعه و مادرش بی بی جان نام داشتند، وی که تا پایان دوره راهنمایی درس خواند از طریق ارتش وارد جبهه‌ها جنگ شد و سرانجام در بیست و نهم آبان ماه سال ۱۳۶۳ در منطقه میمک بر اثر اصابت گلوله به پهلو به فیض شهادت نایل آمد پیکر پاکش در روستای شاه ابوالقاسم از توابع شهرستان رامهرمز به خاک سپرده شده است.

راهی که بهترین فرزندان اسلام رفتند

متن وصیت‌نامه شهید ابراهیم سلیمانی نژاد:

بسم الله الرحمن الرحیم 

با سلام و درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی و با سلام و درود به شهیدان و رزمندگان اسلام. وصیت خود را شروع می‌کنم که اگر خداوند متعال روزی شهادت نصیبم کرد برای پدر و مادرم و برادر‌ها و خواهرهایم بر جای بماند.

شوق شهادت در خط مقدم

پدر و مادرم از روزی که با دست‌های نازنینتان مرا روانه جبهه کردید به خط مقدم که می‌روم شهادت هر لحظه به جلوی چشمم می‌گذرد، در پیش خودم آگاه است که هر لحظه به آرزوی دیرینه‌ام که همان شهادت است برسم.

آرزوی بوسه بر دستان پرمهر پدر و مادر

و پدر و مادرم‌ای کاش در آن موقعی که شهادت نصیبم می‌گردد به بالای سرم بودید تا آن دست‌های نازنین شما که مرا به جبهه روانه کردید می‌بوسیدم. 

شهیدان زنده‌اند

ولی پدر و مادرم و برادرهایم این را به یاد داشته باشید که اگر شهادت نصیبم گردید هرگز ناراحت نباشید، چون این راهی است که بهترین فرزندان اسلام رفته‌اند و این را بدانید که شهیدان زنده‌اند و در نزد خداوند خود روزی میطلبند پس بنابراین باید شما این قدر به خودتان صبر و استقامت نشان دهید که مبادا دشمنان داخلی از شما خوشحال شوند.

برادر‌های عزیزم همچون خانواده‌های دیگر شهدا برای من عزاداری کنید و از خداوند بزرگ می‌طلبم که بعد از شهادتم به خانواده‌ام صبر عطا کند. 

استواری برادران و حجاب زینبی خواهران؛ پیام کوبنده شهدا

برادرانم همچون کوهی استوار باشید و خواهرانم همچون زینب صبر و استقامت را به خودتان نشان دهید و مبادا جلوی نامحرمان گیسوان خودتان را بیرون بیندازید، چون این پیام شهیدان است که خواهرم حجاب تو کوبنده‌تر از خون سرخ من است.

استقامت علی‌وار پدر و ممانعت از اشک ریختن مادر

و پدر عزیزم همان طوری که هر موقع به مرخصی می‌آمدم علی گونه مرا به جبهه می‌فرستادی از تو می‌خواهم که علی گونه هم استقامت داشته باشی و برادر‌های عزیزم اگر شهادت نصیبم گردید از شما خواهش می‌کنم که هرگز نگذارید حتی یک قطره اشک از چشمان مادرم سرازیر شود، چون میدانم که مادرم قدرت گریه کردن را ندارد.

حلالیت‌طلبی از بستگان و خداحافظی در لحظات آخر

و من شاید این لحظه‌های آخرم باشد که این نامه را برای شما می‌نویسم پس از تمام بستگان خود و تمام اقوام خودم و تمام دوستان و آشنایان می‌خواهم که اگر از دست بنده خطایی دیدند مرا به بزرگی خودتان ببخشید و از مادر عزیزم تقاضا دارم که شیرش را حلالم کند با این که نتوانستم خدمتی به او بکنم و همچنین پدرم و برادرهایم و خواهرانم و در آن لحظه‌ای که به آرزوی دیرینه خودم رسیدم در اینجا با شما خداحافظی میکنم خداحافظ. 

خدایا! خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

زمزمه غریبانه با مادر

شعری برای مادر عزیزم:‌

ای ما در فرخنده نداری 

من تازه گلی بودم و اندر چمن سبز 

تابوت مرا جای بلندی بگذارید 

خبر از من در گردش ایام که چه آمد بر سر من 

نشکفته فرو ریخت و بال و پر من 

تا باد برد بوی مرا بر وطن من

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه